اخبار:
گفتهاند «الآن یک کارگر با یک سوم مزد روزانه میتواند برای ناهار حداقل یک چلوکباب بخورد. اما زمانی که در ایران دلار 7 تومان بود یک کارگر با یک سوم مزد فقط میتوانست نان و پنیر و انگور بخورد. اگر معیارتان شکم است این را هم بگویید!» اگر منظور این است که همانگونه که افزایش نرخ ارز را میبینید افزایش دستمزد را هم ببینید درست است اما تأثیر حذف یارانه های غیر مستقیم و افزایش قیمت ملک واجاره و بیکاری و نگرانی مهمتر از قیاس چلوکباب نیست؟
برای یک لقمه نان سر کار میروند، اما نمیدانند شب به خانه برمیگردند یا جان خود را از دست میدهند؛ ایمنی محل کارشان به میزانی پایین است که خودشان هر لحظه منتظر یک رخداد ناگوار هستند.
تصور کنید یکی از اعضای خانواده یک کارگر یا کارمند بخواهد یکی از این خدمات درمانی را در شرایط شکننده اقتصادی انتخاب کند؛ به نظر میرسد گزینه ناگزیر پیش روی او کشیدن دندان پوسیده، آن هم در ارزانترین شرایط که نیاز به عکس گرفتن از دندان نباشد، خواهد بود.
«من حق مردم را نمیخورم و فقط پول حلال سر سفره زن و بچهام میبرم.» این شاهبیت حرفهای پاکبان تبریزی است که پس از پیداکردن بستهای حاوی ۱۰ میلیون تومان پول نقد، وسوسه نشد.
گزارش وزارت کار، مستند و قابل اطمینان است؛ ما از منظر سبد معیشت مدتهاست که از مرز بحران عبور کردهایم و تا زمانیکه به مقولهی دستمزد، نگاه فرایندی و قانون-محور نداشته باشیم، تبعات اجتماعی این ابربحران، غیرقابل کنترل خواهد بود.
سال ۱۴۰۰ برای کارگران تبریزی دلخراش بود و در ماه های اخیر چندین حادثه منجر به فوت را شاهد بودیم.
مدیرعامل ایران خودرو تبریز اعلام کرد: بسیاری از مسائل مربوط به حوزه منابع انسانی کارخانه حل و فصل شده است و مطالبات کارگران طبق برنامهریزی های انجام شده تا پایان امسال پرداخت میشود.
کاهش آمار حوادث کار در ایران نیاز به تغییر رویکردی اساسی دارد. تا زمانی که قوانین، تزئینی و حمایت از کارگران تنها در حد شعار و ادعایی بیارزش باقی بماند و تا زمانی که نگاه ابزاری بر کارگران حاکم باشد، اوضاع بهبود نخواهد یافت.