همنوا | مهدیه یلدایی
پیش از آن، فرهنگ بصری ایران عمدتاً بر خوشنویسی، تذهیب و نقاشیهای سنتی استوار بود. با این حال، چاپ سنگی امکان تولید انبوه تصاویر و اعلانهای عمومی را فراهم کرد. در این دوران، کتابهای مصور، اسناد دیوانی، مهرهای حکومتی و نخستین روزنامههای چاپی، بستری برای ظهور طراحی گرافیکی اولیه شدند (افشارمهاجر، ۱۳۹۸). این تغییر، فراتر از یک تحول فنی، نشانهای از گسترش سواد عمومی، ظهور رسانههای چاپی و آغاز پیوند میان تصویر و متن در ایران بود.
با آغاز دوران پهلوی و سیاستهای مدرنیزاسیون، گرافیک بهعنوان بخشی از فرآیند صنعتیشدن، جایگاهی مهم در عرصه تبلیغات، تجارت و اطلاعرسانی عمومی یافت. تأسیس چاپخانههای مدرن و ورود دستگاههای چاپ افست، ساختار نشر و ارتباطات را دگرگون کرد و گرافیک را از یک هنر سنتی به ابزاری برای تولید انبوه محتوا تبدیل نمود (تناولی، ۱۳۹۴). این تغییرات تنها به حوزه صنعت محدود نبود، بلکه نشاندهنده تغییر در نحوه ادراک بصری جامعه بود؛ مردم دیگر نهتنها از طریق نوشتههای دستنویس یا آثار هنری سنتی، بلکه از طریق تبلیغات چاپی، پوسترهای تجاری و بستهبندی محصولات، با دنیایی از نشانهها و پیامهای بصری مواجه میشدند. این فرآیند، شکلگیری هویت بصری مدرن را در ایران رقم زد؛ جایی که تبلیغات دیگر صرفاً یک ابزار اقتصادی نبود، بلکه بخشی از زندگی روزمره مردم و بازتابی از تحولات فرهنگی و اجتماعی محسوب میشد (صادقی، ۱۳۹۷).
در این میان، دولت پهلوی نیز گرافیک را نهتنها برای مقاصد تجاری، بلکه برای ساخت و ترویج ایدئولوژی حکومتی به کار گرفت. پوسترهای تبلیغاتی، طرحهای گرافیکی در نشریات رسمی و استفاده از نمادهای بصری در پروژههای ملی، همگی نشان از تلاش حکومت برای شکلدادن به یک فرهنگ بصری منسجم و مدرن داشت. از این منظر، ورود گرافیک به ایران تنها یک تغییر فنی در صنعت چاپ نبود، بلکه بخشی از یک تحول گستردهتر در شیوههای ارتباطی، ساخت هویت ملی و تعامل میان دولت، بازار و مردم بهشمار میرفت. این دوران را میتوان سرآغاز پیوند جدی میان طراحی گرافیک، صنعت و فرهنگ عمومی دانست؛ جایی که تصویر، هم بهعنوان ابزار اقتصادی و هم وسیلهای برای شکلدادن به ذهنیت جامعه، جایگاهی بیسابقه یافت (افشارمهاجر، ۱۳۹۸). در این جستار سعی شدهاست نکاتی چند از دل لوگوها، سربرگها، بستهبندی و تابلوها کارخانههای اولیه تبریز استخراج شود.

سربرگ چرمسازی امید، تلفیق سنت ایرانی با گرافیگ مدرن غربی
با بررسی سربرگ «کارخانه چرمسازی امید» در تبریز آغاز میکنیم که با همکاری ایران و آلمان فعالیت داشته است. این لوگو نشان میدهد که چگونه هویت صنعتی، ارتباطات بینالمللی و تأثیرات دنیای صنعت در ایران اوایل پهلوی در طراحی گرافیکی بازتاب یافته است. این سربرگ نه تنها یک ابزار اداری است، بلکه بخشی از تغییرات گسترده در ساختار صنعتی و تجاری کشور را نشان میدهد. بالای سربرگ، مهمترین عنصر بصری این سند قرار دارد که دارای یک تصویر سر گاو در میان یک قاب دایرهای است. گاو در صنعت چرمسازی، هم نماد منبع مواد اولیه و هم نشانهای از استحکام و دوام محصولات چرمی است. این تصویر همراه با عبارت "Persisch-Deutsche Lederfabrik" (کارخانه چرمسازی ایران-آلمان) درون آرم، بهوضوح بر همکاری صنعتی بین ایران و آلمان تأکید دارد. شکل دایرهای آرم نیز حاوی دلالتهای فرهنگی و صنعتی است؛ دایره از نظر نمادشناسی نشانه کمال، پیوستگی و جهانیشدن است و در اینجا بهعنوان یک هویت تجاری بینالمللی برای شرکت عمل میکند. در کنار این نشانه بصری، تایپوگرافی ساده و کاربردی آن نیز بهگونهای انتخاب شده که خوانایی بالا داشته باشد.
در بررسی فونتهای بهکاررفته در این سربرگ، مشخص است که ترکیبی از فونتهای کلاسیک و نسخ رسمی فارسی در آن به کار رفتهاند. در بخش فرانسوی و آلمانی، فونتهای کلاسیک مانند Garamond یا Baskerville بهچشم میخورند که در اسناد اداری آن زمان اروپا مرسوم بودند. این انتخاب نشاندهنده تلاش برای حفظ سبکهای رسمی و مورد پذیرش بینالمللی در اسناد تجاری است. در بخش فارسی، فونت نسخ رسمی بهکار رفته که ساختاری خوشخوان و رسمی دارد. متن اصلی نامه نیز دستنویس است که نشاندهنده هویت رسمی و شخصی مکاتبات آن دوره است. این ترکیب تایپوگرافی بیانگر گذار فرهنگی از سبک سنتی دیوانی به سمت استانداردهای جدید اداری در ایران مدرن است. چیدمان کلی متن و ترکیببندی بصری سربرگ نیز اهمیت زیادی دارد. اطلاعات شرکت در دو ستون مجزا ارائه شده که در سمت راست بخش فارسی و در سمت چپ بخش فرانسوی و آلمانی قرار گرفته است. این نحوه طراحی نشان از دوگانگی زبانی و فرهنگی در تجارت ایران آن دوره دارد.
این سربرگ نمونهای از تلفیق سنتهای اداری ایران با استانداردهای گرافیکی مدرن غربی است. عناصر بصری مانند آرم دایرهایشکل، فونتهای بینالمللی، چیدمان متقارن و ترکیب متن با تصاویر نشاندهنده گذار تاریخی ایران از یک نظام دیوانی قدیمی به سمت صنعتیشدن و استانداردهای جهانی گرافیک و هویت بصری است.

سربرگ چرمسازی خسروی، تطبیق سنت با با الگوهای مدرن کسبوکار
سربرگ چرمسازی خسروی ترکیبی از سنت و تجدد را به نمایش میگذارد؛ متن فارسی همچنان با خط شکسته نوشته شده که نشان از حفظ سنتهای اداری دارد. وجود زبان فرانسوی در کنار فارسی، بهویژه در نام شرکت و اطلاعات تماس، نشاندهنده جایگاه فرانسه بهعنوان زبان تجارت و دیپلماسی در آن دوره است. بسیاری از شرکتهای ایرانی که بهدنبال ارتباط با بازارهای خارجی بودند، از این زبان برای اعتباربخشی به برند خود استفاده میکردند.
عنصر بصری مهم در این سربرگ، استفاده از تصاویر کارخانه در بخش بالایی صفحه است. این تصاویر برخلاف شیوههای سنتی اسناد قاجاری که اغلب بر خطاطی و مهر تأکید داشتند، نشاندهنده تغییری در مفهوم اقتدار است. در اینجا، قدرت نه از طریق القاب و عناوین اشرافی، بلکه از طریق نمایش امکانات صنعتی و کالبد کارخانه بیان میشود. نکته جالب این تصویر دودکش بیرونزده از کادر است. گویی اولین نشانههای خروج از چارچوبهای سنتی در حال ظهور است. خروجی هرچند محتاطانه ولی معنادار و شجاعانه. در مرکز این ترکیب، لوگویی به شکل پوست چرم دیده میشود که تصویر کفش و نام «خسروی» در آن درج شده است. این طراحی هوشمندانه بهطور مستقیم به صنعت چرمسازی، مواد اولیه و محصول اشاره دارد.
خطکشیهای زمینه کاغذ نیز نکته جالبی است. نشان میدهد که سازماندهی اسناد تجاری در آن دوران در حال تغییر بوده و مفاهیمی چون نظم و استانداردسازی در سیستمهای اداری جایگاه بیشتری پیدا کرده بودند. همچنین، عبارت «شرکت سهامی محدود» که در عنوان آمده، خود بیانگر تأثیرپذیری ایران از مدلهای اقتصادی غربی است. این اصطلاح که از سیستم سرمایهداری اروپا وارد ساختار اقتصادی ایران شده بود، نشان میدهد که شرکتهای ایرانی در حال تطبیق با الگوهای مدرن کسب وکار بودند. در حالی که اسناد قاجاری بیشتر بر دستخطهای پرطمطراق و امضاهای حکومتی متکی بودند، اینجا شاهد تأکید بر عناصر بصری و هویت صنعتی هستیم. کارخانه خسروی نهتنها با نمایش ساختمانهای خود، بلکه با بهکارگیری زبانهای خارجی، تایپوگرافی مدرن و گرافیک متناسب با صنعت چرم، خود را بهعنوان یک بنگاه اقتصادی مدرن معرفی کرده است. در مجموع، این سربرگ سندی ارزشمند از دوران گذار ایران به سمت مدرنیته است، جایی که سرمایهداری صنعتی، هویت بصری و فرهنگ جهانیشدن بهتدریج جایگزین ساختارهای سنتی دیوانی و اشرافی شدهاند.
سربرگهای «امید» و «خسروی» نشاندهنده دو رویکرد تا حدودی متفاوت در طراحی گرافیک صنعتی اوایل پهلوی هستند. «امید» بر سادگی، نظم و بینالمللیبودن تأکید دارد، درحالیکه «خسروی» ترکیبی از سنت و نوگرایی را حفظ کرده است. آرم دایرهایشکل «امید»، استانداردسازی و ارتباط با بازارهای جهانی را القا میکند، درحالیکه لوگوی پوست چرمی «خسروی» بر هویت صنعتی بومی تأکید دارد. از نظر تایپوگرافی، «امید» از نسخ رسمی و فونتهای کلاسیک بینالمللی استفاده کرده که خوانایی بیشتری دارد، اما «خسروی» همچنان از خط شکسته در مکاتبات رسمی بهره برده که نشاندهنده امتداد سنتهای اداری ایران است. این اسناد، تغییرات فرهنگی و گرافیکی ایران را در مواجهه با مدرنیته و صنعت نشان میدهند.

خوشه گندم؛ بیان گفتمان ملیگرایانه در هویت صنعتی
وجه مشترک این جعبههای کبریت و تابلو کارخانه آردسازی آراکلیان، استفاده از عناصر بصری مشترک در طراحی آنهاست که به مفاهیم تولید، پیشرفت و هویت ملی اشاره دارند. خوشههای گندم نمادی از کشاورزی، تولید داخلی و خودکفایی است. این عنصر بصری در تبلیغات صنعتی و ملیگرایانه ایران بسیار رایج بوده است. این شباهت نشان میدهد که در دورهای خاص، طراحی بستهبندی و تبلیغات در ایران تحت تأثیر مفاهیم فرهنگی و اقتصادی مشترکی بوده که بر خودکفایی، تولید ملی و توسعه اقتصادی تأکید داشته است.
خوشههای گندم به عنوان یک عنصر بصری تکرارشونده، نقش مهمی در انتقال پیام دارند. این نماد از دیرباز در فرهنگ ایرانی نشانهای از برکت، زراعت، خودکفایی و امنیت غذایی نیز بوده است. گندم به عنوان یکی از مهمترین محصولات کشاورزی ایران، در سیاستهای خودکفایی نقش کلیدی داشت. استفاده از این نماد در طراحیهای صنعتی مانند کبریت و تابلوهای کارخانهها، نشاندهنده تلاش برای گسترش ایده ملیگرایی اقتصادی و توسعه صنعتی بود. در دورههای مختلف، دولتها بر توسعه صنایع داخلی تأکید داشتند. به همین دلیل، نشانههای کشاورزی مانند خوشههای گندم در کنار کارخانهها، ساختمانهای صنعتی و برندهای داخلی به کار میرفت تا رابطه بین کشاورزی و صنعت را تقویت کن. این نماد در کنار دیگر عناصر مانند خورشید، پرنده و ساختمانهای صنعتی، نوعی روایت بصری از توسعه اقتصادی ایران در دوران مدرن ارائه میدهد. بنابراین، خوشههای گندم نه تنها یک تصویر تزئینی، بلکه بخشی از گفتمان اقتصادی و ملیگرایانه بوده که در طراحی گرافیکی ایران تأثیرگذار شده است که حتی امروزه نیز استفاده گستردهای از این نماد میشود. البته از جنبهای استفاده از نماد خوشههای گندم در کنار کارخانهها و صنایع مدرن ممکن است متناقض به نظر برسد؛ چرا که انقلاب صنعتی، جهان را از یک اقتصاد مبتنی بر کشاورزی به صنعتیشدن سوق داد. اما اگر این دو را نه به عنوان نقاط مقابل، بلکه به عنوان دو جریان مکمل در شکلگیری تمدن و پیشرفت بشر در نظر بگیریم، آنگاه میتوان به عمق معنایی این همنشینی در طراحی گرافیکی و هویت بصری ایران پی برد. همزیستی انقلاب کشاورزی و انقلاب صنعتی در نمادها نشانگر پیوند میان گذشته و آینده است.
کشاورزی و صنعت دو رکن اصلی تمدنسازی هستند. انقلاب کشاورزی، هزاران سال پیش، انسان را از دوره شکار و کوچنشینی به سوی یکجانشینی و شکلگیری نخستین تمدنها سوق داد. در این مرحله، گندم نه تنها یک محصول غذایی، بلکه نمادی از توانایی انسان در کنترل طبیعت، انباشت ثروت، و بنیانگذاری جوامع پایدار شد. گندم نخستین بارقهی اقتصاد و مالکیت بود؛ محصولی که باعث ظهور امپراتوریها، جادههای تجاری و حتی جنگها شد اما در نقطهای دیگر از تاریخ، انقلاب صنعتی آمد و مسیر تمدن را دگرگون کرد. اما نکتهای که در این میان نباید فراموش کرد این است که هیچ صنعتی بدون پایهی کشاورزی قادر به بقا نیست. شهرهای صنعتی تنها در سایهی امنیت غذایی رشد کردند، و نیروی کار کارخانهها از مزارع تغذیه میشود.
در دوران مدرن، دولتها تلاش کردند تا میان گذشتهی کشاورزی و آیندهی صنعتی تعادلی برقرار کنند. نماد گندم بر روی محصولات صنعتی نظیر کبریت، کارخانههای آرد، و حتی روی پرچمها و اسناد دولتی نوعی پیوند تاریخی و فرهنگی را به نمایش میگذارد. حضور این نماد دلالت بر سه محور اصلی استمرار هویت ملی، خودکفایی و استقلال و پیوند طبیعت و فناوری دارد.
گندم، نماد نخستین انقلاب بشر، در کنار چرخدندههای صنعت، روایتگر حرکت خطی تمدن از کشاورزی به مدرنیته نیست، بلکه یک چرخهی پیوسته و تکاملی را بازگو میکند. بدون کشاورزی، صنعتیشدن ممکن نبود، و بدون صنعت، کشاورزی نمیتوانست با رشد جمعیت همگام شود. در نتیجه، نمادهای گرافیکی ایران، با قرار دادن گندم در کنار نشانههای صنعتی، در حال بازگویی این رابطهای بنیادین و سرنوشتساز است. ما از زمین تخت و گندم آغاز کردیم، با چرخدندههای صنعت در زمین گرد پیش رفتیم و اکنون غرق دنیای اطلاعات و در زمین مشبک زندگی میکنیم.

لوگوهای تراکتورسازی و ماشینسازی؛ مالکیت ایرانی در توسعه صنعتی
هر دو لوگو تراکتورسازی و ماشینسازی مربوط به نسل دوم کارخانههای تبریز پس از دهه چهل شمسی هستند. تفاوتهای اساسی بین این لوگو و سربرگها با سربرگهای پیشین دیده میشود. تکزبانه شدن سربرگها (علیرغم استفاده غیرمستقیم از حروف انگلیسی در لوگو) که نشان از مالکیت ایرانی آنهاست مهمترین این تفاوتهاست. با استفاده از نمادهایی چون چرخدنده و طراحی هندسی محکم، هویت صنعتی و تولیدی برندها به تصویر کشیده شدهاست. این نمادها نه تنها نمایانگر صنعت و ماشینآلات هستند، بلکه بهطور غیرمستقیم به تلاش ایران برای خودکفایی اقتصادی و کاهش وابستگی به قدرتهای خارجی اشاره دارند. پس از جنگ جهانی دوم، ایران در حال توسعه صنعتی خود بود و طراحیهای گرافیکی این شرکتها به نوعی گواه بر این روند رشد و تلاش برای استقلال در زمینههای مختلف بود.
در لوگوی تراکتورسازی ایران، تایپوگرافی بهطور واضحتر و مدرنتر طراحی شدهاست و در داخل شکل تراکتور قرار گرفته است. این انتخاب، که معمولاً در طراحیهای معاصر رایج است، نشاندهنده استفاده از سبکهای طراحی مدرن در دورهای است که ایران به سمت توسعه صنعتی و توسعه داخلی حرکت میکرد. تایپوگرافی در این لوگو از فونتهای ساده و خوانا استفاده کرده است که بهطور مؤثری در داخل شکل تراکتور قرار گرفته و هویت برند را به مخاطب منتقل میکند. این نوع تایپوگرافی مدرن، که از اصول طراحی گرافیک دیجیتال بهره میبرد، بر سادگی و کارآیی تأکید دارد و به راحتی قابل شناسایی است. استفاده از ITM CO 2به شکل یکپارچه با شکل تراکتور، نشاندهنده ترکیب ظریف عملکرد صنعتی و هویت برند است.
لوگوی ماشینسازی تبریز نسبت به طراحی تراکتورسازی سادهتر است و بیشتر به نمادهایی مانند چرخ دنده و خطوط محکم تکیه دارد، این طراحیهای سنگینتر نمایانگر قدرت و ثبات دورانهای قدیم هستند. تایپوگرافی این لوگو با فونتهایی سخت و محکم طراحی شده که حس قدرت و استحکام را منتقل میکند، که به سبکهای گرافیکی سنتیتر و پیش از دوران مدرن وابسته است. در این طراحی، حروف "M" و "T" بهوضوح مخفف "ماشینسازی تبریز" هستند و به شکلی ساده و محکم درون نماد قرار گرفتهاند. این انتخاب تایپوگرافی به نوعی قدرت و هویت صنعتی شرکت را منتقل میکند.
این تغییرات نمایانگر روندی است که ایران از یک کشور کشاورزی به سمت صنعتی شدن و خودکفایی اقتصادی پیش رفته است. در نهایت، این دو لوگو نشاندهنده تکامل هویت فرهنگی و اقتصادی ایران در مسیر پیشرفت صنعتی هستند که نه تنها در سیاستهای داخلی بلکه در طراحیهای بصری برندهای صنعتی این کشور نیز تأثیر گذاشته است.
منابع:
- افشارمهاجر، کامران. تاریخ طراحی گرافیک ایران. تهران: انتشارات فاطمی، ۱۳۹۸.
- تناولی، پرویز. تاریخ گرافیک در ایران. تهران: انتشارات نظر، ۱۳۹۴.
- صادقی، مهدی. گرافیک و تبلیغات در ایران معاصر. تهران: نشر سوره مهر، ۱۳۹۷.
https://hamnava.ir/News/Code/3325766
0 دیدگاه تایید شده