×

منوی اصلی

اخبار ویژه

امروز : پنجشنبه 25 تیر 1405  .::.   برابر با : Thursday 16 July 2026  .::.  اخبار منتشر شده : 28073 خبر
الزامات برقراری عدالت در مدیریت شهری

اختصاصی هم‌نوا - فیروز صفری؛ وقتی ما وارد شهر جدیدی می‌شویم در بدو ورود، خیابان‌ها و ساختمان‌های آن شهر توجه ما را به خود جلب می‌کند. و ما بر اساس آن می‌توانیم یک نوع آگاهی اولیه‌ از فرهنگ، سبک زندگی و نوع نگاه ساکنین آن شهر‌ها به جهان و زندگی داشته باشیم. شهر اسلامی، شهری است که اصول و ارزش‌های اسلامی در آن متجلی باشد. با توجه به اینکه برای ما سبک زندگی اسلامی در جامعه کنونی متاثر از توحید، تقوا، ذکر، عبرت، پرهیز از بیهودگی و اسراف یک ارزش محسوب می شود لذا شهر اسلامی باید شهر عادلانه‌ای باشد تا آرامش روحی و ظهور مظاهر اسلامی، امنیت معنوی و پیوستگی با طبیعت و آیات الهی در آن وجود داشته باشد. به عنوان مثال، خانواده به عنوان کوچک‌ترین سلول جامعه در فرهنگ ایرانی و اسلامی یک ارزش محسوب می‌شود. به همین سبب است که در خانه‌های سنتی ما کاملا به رعایت این ارزش توجه می شود.از نظر نوع طراحی خانه، فضای عمومی خانه و حیاط، اندرونی و بیرونی، حرمت خانواده، موضوع حیا و محرمیت، کاملا در این خانه‌ها رعایت می‌شود.  چون وقتی موضوعی مثل خانواده ارزش است و می‌خواهد به یک کالبدی تبدیل شود، به این نحو خودش را در آن ساختمان و کالبد نشان می‌دهد. مصداق دیگر این بحث محله محوری است. در شهر اسلامی معنویت، عبادت، کمال انسان دارای ارزش و اهمیت است وقتی بخواهیم این‌ها را نمایش کالبدی بدهیم به محله محوری می‌رسیم. محله‌ای که محوریت آن کاربری‌ها و عناصر پدیده‌های فرهنگی است. مثل مسجد و مدرسه یا حوزه‌های علمیه. اما شهر‌های امروزی از فرهنگ و سنت ما فاصله گرفته اند. محوریت و مرکزیت در این شهر‌ها با عناصر غیر فرهنگی از جمله مراکز تجاری بزرگ است. از زمانی که مدرنیته در معماری و شهرسازی ما وارد شده کاملا تحت تاثیر تمدن و جهان غربی قرار گرفتیم و از ارزش‌های خودمان فاصله گرفته ایم و به مرور ارزش‌های ما رنگ باخته اند. در طی همین فرایند که ما تحت تاثیر هجوم فرهنگی غرب قرارگرفتیم، ملاک ساخت و ساز مراکز مسکونی یا خانه نیز تغییر یافته است. دیگر در آن خانواده ارزشی موجود نیست، بلکه این سرمایه است که ارزش به شمار می رود. یعنی در یک مساحت حداقلی، حجم زیاد بارگزاری صورت می‌گیرد. مجتمع‌های مسکونی بزرگ، برج‌ها و آپارتمان‌ها با واحد‌های کوچک نشان می‌دهد که دیگر آسایش، محرمیت و عدم اشراف همسایه به فضای خانواده ارزش محسوب نمی‌شود بلکه ارزش واقعی داشتن سرمایه است. یعنی آن خانه‌های وسیع تبدیل می‌شوند به خانه‌های قوطی کبیرتی کوچک که نمی‌تواند انتظار‌های ما را در شکل گیری حیات و زیست اسلامی تامین بکند. نهایتا شهراسلامی، شهری است که مناسب زیست مسلمانی است. یعنی ما می‌توانیم سبک زندگی اسلامی را به راحتی در این شهر داشته باشیم. دغدغه تحقق عدالت، دغدغه عمده اندیشمندان در طول تاریخ اندیشه بشریت بوده است. اسلام در حوزه عدالت دارای نظریات جامع و منسجمی است که نسبت به سایر نظریات ارائه شده از جامعیت قابل توجهی برخوردار است. موضوع عدالت، زمانی مطرح می‌شود که ما با توزیع کالا، خدمات و منافع عمومی مواجه هستیم. یعنی هر جا صحبت توزیع باشد، آنجا موضوع عدالت مطرح می‌شود. در مباحث جغرافیایی و برنامه ریزی شهری به دلیل آن نگرش کالبدی و اجرایی که از عدالت اجتماعی وجود دارد از آن به عنوان عدالت فضایی یا عدالت محیطی تعبیر می‌کنند. بر اساس این مفهوم و با توجه به اندیشه اسلامی و بیانات حضرت علی( ع) تعریف عدالت فضایی شکل می‌گیرد که عبارت است از احقاق حق شهروندان در زمینه توزیع خدمات. نهاد مدیریت و حاکمیت شهری موظف است خدمات مربوط به جمع آوری زباله را برای تمام نقاط شهری، فارغ از پایین شهر یا بالا شهر بودن مناطق، با کیفیت و کمیت یکسانی ارائه کند. اصل دوم دستری برابر است، به این معنی که پراکنش خدمات عمومی در سطوح مختلف شهری یا سرزمینی باید به نحوی انجام بگیرد که همه شهروندان دسترسی مناسب به این خدمات را داشته باشند. در واقع این اصل می‌تواند در کنار اصل تساوی تعریف بشود منتهی به طور اختصاصی به بعد فضایی عدالت اجتماعی اشاره می‌کند. به این مفهوم که بعد مسافت نباید تاثیر منفی در دریافت خدمات توسط برخی از شهروندان را ایجاد کند. اصل بعدی انتفاع همگانی است، به این معنی که در واقع ما تساوی در توزیع و دسترسی برابر را رعایت کردیم، اما آن ارائه خدمات باید به نحوی باشد که همه شهروندان توانایی استفاده از آن را داشته باشند. به عنوان مثال سیستم اتوبوسرانی و ایستگاه‌های مربوط به آن را به صورت کاملا برابر و عادلانه در تمام نقاط شهر توزیع کردیم، اما معلولین نمی‌توانند از حق خودشان منتفع بشوند. در نهایت اگر بخواهیم عدالت فضایی و اجتماعی محقق بشود، باید اندیشمندان مختلف با مبانی اسلامی اندیشه ورزی بکنند، آن موقع این نظریات می‌توانند مبنای سیاستگذاری و امایش سرزمینی ما قرار بگیرند. در برنامه‌ریزی شهری آنچه می‌تواند به تحقق‌پذیری بیشتر عدالت اجتماعی در شهرها کمک کند، توجه به عدالت فضایی و برنامه‌ریزی‌هایی است که تمرکز خدمات را عادلانه در مناطق مختلف توزیع کند.

 

در نظام برنامه‌ریزی شهری ایران، توزیع منابع در شهر بر اساس سری سرانه‌ها در قالب طرح‌های جامع و تفصیلی صورت می‌گیرد که تأمل در آن‌ها نشان از بی‌توجهی به مفهوم عدالت اجتماعی در شهرها است؛ بنابراین برای سنجش وضعیت عدالت توزیع خدمات در سطح شهر، به سبب پیوند فضایی- عملکردی، خدمات باید در ارتباط با هم در نظر گرفته شوند که نیاز به هماهنگی بین مدیریت‌های متنوع در توزیع این خدمات دارد و مدیریت یکپارچه شهری می‌تواند راه حلی در این زمینه باشد. همچنین توزیع خدمات شهری باید بر اساس تغییرات جمعیتی و شعاع خدمات‌رسانی و کارایی تسهیلات به‌عنوان عاملی تأثیرگذار در سنجش عدالت مدنظر قرار گیرد. از طرف دیگر، وجود تعادل و هماهنگی بین نواحی و فضاهای شهری و برقراری عدالت اجتماعی در دسترسی به کاربری‌های مختلف در شهرها یکی از اهداف توسعه پایدار محسوب می‌شود و در صورت رعایت نکردن این اصل، سرمایه‌گذاری‌های انجام شده نه تنها باعث توسعه نخواهد شد، بلکه نابرابری‌های موجود را عمیق‌تر کرده و باعث رشد غده‌ای و ناهماهنگ با توان‌ها و ظرفیت‌های محیطی می‌شود.

برچسب ها :

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.