×

منوی اصلی

اخبار ویژه

امروز : چهارشنبه 30 مهر 1399  .::.   برابر با : Wednesday 21 October 2020  .::.  اخبار منتشر شده : 12293 خبر
نقل شاگرد از استاد

هم‌نوا؛

 بنده پانزده یا شانزده ساله بودم که از فرط علاقه، زیر نظر مرحوم حاج حسن شفیعی پور(حاج حسن دلال) شروع به مداحی کردم. بعد از حدود یکسال با مرحوم حاج حسن جهازچی آشنا شدم. این آشنایی جرقه آتشی بود که در جانم زده شد. رفتار ایشان و انتخاب اشعار ایشان دیدگاه مرا نسبت به مداحی کلا عوض کرد. من در طول عمرم با غالب آقایان مادحین مرتبط بوده‌ام، ولی مداحی به جامعیت ایشان ندیده ام.

هم خلوص عجیبی داشت و هم معلومات زیادی. تحصیلات حوزوی داشت؛ اول عربی می‌خواند بعد شعر متناسب با موضوع، به زبان فارسی میخواند و سپس ترکی. معلوم است که آن زمان معمولا تا ترکی نمی‌خواند مردم متوجه نمی‌شدند و عربی و فارسی خواندن حالت مقدمه و آماده کردن مجلس را داشت. به‌گونه‌ای مجلس را آماده می‌کرد که تا یک بیت ترکی می‌خواند، اکثرا در اثر گریه زیاد، حالت ضعف به مستمعین دست می‌داد. من خیلی دوستشان داشتم و دارم و همیشه در مجالسم از ایشان یاد میکردم.

با اشعار مرحوم نیر ایشان مرا آشنا کردند. خاطره‌ای از ایشان دارم که همیشه یادآور صلابت روحی حاج حسن می‌باشد .فقر مالی آن مرحوم برکسی پوشیده نیست. تا قبل از بزرگ‌شدن آقازاده‌شان و مهاجرت به تهران که مشغول به پارچه‌فروشی شدند و پدر را هم با خود به تهران بردند، مرحوم حاج حسن مشکلات عدیده مالی داشت. اغراق نیست اگر بگویم حتی گاهی به نان شب محتاج می‌شد و حتما قضیه نخریدن نان و مقام رضایش را بارها شنیده اید. القصه در آن زمان معمول بود که از شهرهای اطراف برخی مداحان بزرگ را دعوت می‌کردند تا در ایام محرم در مجالسشان به اجرای مراسم بپردازند و پول نسبتا خوبی هم بابت این‌کار دریافت می‌کردند. آوازه ایشان که پیچیده بود عده‌ای از متمولین آذرشهر تصمیم می‌گیرند محرم یکی از سال‌ها ایشان را دعوت کنند و علاوه بر تضمین مجالسشان به نوعی حاج حسن را از این فقر شدید نجات دهند. با هماهنگی بزرگان هیئت قرار می‌شود چند روز مانده به محرم مهمان ایشان شوند تا این دعوت رسما انجام شود. شب موعود فرا می‌رسد و همه در منزل ایشان جمع می‌شوند و با مقدمه‌ای طولانی منظورشان را تفهیم می‌کنند که حاج آقا برای شما که فرقی نمی‌کند کدام شهر و کجا توسل فرمائید. شما مجالس ما را اداره می‌کنید و ما هم از لحاظ مالی شما را تأمین می‌کنیم. حاج حسن که تا آن لحظه سکوت کرده بود و فقط گوش می‌داد، برافروخته شد و چنان گریه بلندی سر داد که همه حاضرین متأثر شدند. سپس معترضانه با همان حالت گریه فرمودند: گویا آقام امام حسین علیه السلام قدرت این را ندارد که هوای نوکرش را داشته باشد آقایون پیشقدم شده‌اند.

 

برچسب ها :

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.