همنوا | صبا مهدوی
اردیبهشت و خرداد زیبا، با جاذبههای دلفریب و طبیعت بیکرانش، فصل میوههای خوشرنگ و خوشطعم است. گیلاس و آلبالو و زردآلو و هلو، تقریباً از این دوره است که فروشگاهها و سوپرمیوهها و طَبَق دستفروشیها را در هر کوی و برزنی، جلا میبخشد. گفته میشود گیلاس نوبرانه از اوایل اردیبهشت، با قیمت کیلویی 1 میلیون تومان! در بازار توزیع شد. اما حتی اگر ین رقم، اغراقآمیز میشود، آخرین مشاهدات، از قیمت هر کیلو گیلاس بین 600 تا 800 هزار تومان حکایت دارد و هیچ شکی هم در این نیست. همچنین زردآلو نیز به قمت 500 الی 700 هزار تومان به فروش میرسد. سایر میوهها نیز با اندکی اختلاف در همین حدود، به فروش میرسد. ارقامی که حتی قشر متوسط به بالا نیز از تامین آن ناتوان هستند. در این میان، البته که تدبیر اصولی این است که خانوادهها از خرید میوه نوبرانه، پرهیز کنند. بنابراین، چارهای نیست جز اینکه برای تامین میوه، خانوادهها متوجه میوههای سادهتر، نظیر سیب و پرتقال و کیوی، بروند. میوههایی که عمدتاً از پاییز سال گذشته باقی ماندهاند و پس از ماهها از نگهداری در سردخانه، ارام آرام به بازار تزریق میشوند.
دغدغه اصلی این یادداشت، گرانی گیلاس و زردآلو نیست. طبیعی است که این میوهها، در این فصل سال، گران باشند. آنچه مهم است، نشانههای اجتماعی است که از این گرانی میتوان دریافت. در این شرایط قیمتگذاری، هستند کسانی که با فراغ بال میتوانند این میوهها را با همین قیمتهای نجومی در کیلوهای بالا خریداری کنند. یعنی هزینه چند میلیونی برای چند کیلو میوه که در یک جمع ساده یا یک دورهمی و میهمانی، مصرف و تمام میشود. برای این قشر، چنین هزینههایی، مطلقاً دشوار نیست. این یعنی، به رغم تورم و گرانی که درد هر روزه اقتصاد و معیشت ایران است، فاصله طبقاتی، واقعیت عریان جامعه امروز ایران است. فاصلهای که اگرچه به اقتصاد مرتبط است، اما ریشه در اخلاق اجتماعی دارد. به راستی، آدمی چطور میتواند در این وضعیت اقتصادی، گیلاس و زردآلوی 600 هزار تومانی، به دندان بکشد؟! مراکز عرضه میوه، نقش اساسی در ترویج این بیخلاقی دارند، به طوری که بیمهابا میوههای رنگین را در معرض دید عموم قرار میدهند و به نوعی میتوان گفت، روی تحریک حس عمومی (به ویژه در میان اقشار خاص مثل کودکان و زنان باردار) حساب باز میکنند.
متاسفانه در جامعه امروز، مرزهای مصرفگرایی و پز اقتصادی، چنان جابجا شده که بیشتر افراد، از ملاحظه عمومی، فاصله گرفتهاند و از اینکه با خرید نامتعارف و غیرعادی خود، حس فقر و حسرت را در میان بخشی از جامعه، تحریک کنند، ابایی ندارند.
روزگاری بود که خرید اقلام رایج خانه، با پاکتهای کاغذی صورت میگرفت و هر نوع خریدی (میوه و شیرینی و ..) از دید عموم پنهان بود، اما امروزه، کیسههای نایلونی، جدا از ابعاد ضدزیستمحیطی، وسیلهای برای رونمایی از مصرف گرایی است.
مدیریت اقتصادی و معیشتی در ایران، چندان دست مردم نیست. مشکلات نرخ دلار و سکه و تحریم، چیزهایی نیستند که در اختیار مردم باشند. اما ابعاد اجتماعی حوزه اقتصاد، قطعاً به مردم مربوط است. پرهیز از مصرفگرایی و توجه به این اصل مهم که نباید مزیت درآمدی خود را به رخ عموم بکشیم، جزء لاینفک اخلاق و جوانمردی است که رعایت آنها میتواند تا حدود زیادی، مشکلات اقتصادی را تعدیل کند. حال اگر به این شیوه اخلاقی، دستگیری مداوم از نیازمندان و اقشار آسیبپذیر را نیز بیفراییم، میتوانیم به فردای بهتر از امروز بیندیشیم.
https://hamnava.ir/News/Code/7103527
0 دیدگاه تایید شده