×

منوی اصلی

اخبار ویژه

امروز : شنبه 15 آذر 1404  .::.   برابر با : Saturday 6 December 2025  .::.  اخبار منتشر شده : 27481 خبر
اینجا زندگی از ساعت 2 شب شروع می شود

اختصاصی همنوا / امیرحسین دوست زاده: حاشیه نشینی در تبریز و دیگر شهرها از معضلاتی است که علی رغم پرداختن بسیار شهروندان، اندیشمندان و خبرنگاران به آن هنوز هم چهره کریهی از شهرها را به نمایش می گذارد و هر روایت از حاشیه، باز هم حرف های ماگفته ای با خود دارد. این گزارش، حرف های شهروندان به حاشیه رانده شده ای است که باید روایت می شد.

 

_«خانه های بی جنگ، جنگ زده»

بعد آشنایی با بچه ها مسیری را طی می کنم که از بین مخروبه ها هرازگاهی خانه ای به حیات فرو ریخته اش ادامه می دهد می شود نام قاب را خانه های بی جنگ،جنگ زده گذاشت، یادم می افتد این مسیر در طرح راهسازی سیلاب بوده و این ها خانه هایی هستند که یکی در میان به طرح واگذاری شده اند ، میروم سمت بقالی کنار خانه ، توضیح می دهم خبرنگارم ، همدیگر را صدا می زنند و جمعی تشکیل می شود با حضور پیرمردی که تنها در یکی از خانه ها زندگی می کند، می گوید خانه ام پنجاه متر است ، و قیمت گذاری دوازده میلیون برای هر متر ، بفروشم خرج رهن و اجاره ام هم در جای دیگر در نمی آید ، کمی  صبر کنند خودم تمام می شوم ، می آیند خودشان هر کاری دلشان خواست می کنند.

 

_«جایی که ما زندگی می کنیم، تو نتوانستی یک دقیقه بایستی»
بعد در آن هوای گرم می رویم جایی که به زور نفسم را نگه می دارم ، و دستم را جلوی دهانم می گذارم تا حالم بهم نخورد ، تپه ی بزرگی از آشغال در آن محل درست شده است که دورتا دورش خانه های دارای سکنه است ، به یکی شان می گویم برویم ، می گوید
اینجا تو یک دقیقه نتوانستی بایستی! ما اینجا زندگی می کنیم ؛ هوا هر قدر که گرم تر می شود بوی آشغال ها هم بیشتر بلند می شود ، می گویند چند باری اطلاع داده ایم که رسیدگی کنند اما فعلا کسی نیامده است.


_«بعد زلزله، این جا یک گورستان دسته جمعی است»  

هر قدر کوچه ها را بالاتر می رویم ، تنگ تر می شوند و فشرده تر و نا ایمن تر ، لحظه ای چشمم به چند نفری می افتد که  در میان مخروبه ها سرگرم ساختن خانه ای هستند، بغل دستی ام می گوید اعتیاد دارند و سپس به چند خانه ی دیگر اشاره می کند که همه ی شان آلوده به اعتیاد اند. پیرمرد همراه ما می گوید  اگر اینجا زلزله شدیدی بیاید باید فقط با یک غلتک بزرگ مرده و زنده را هموار کنند تا بشود فقط آوار ها جمع کرد! وضع نا ایمن عمرانی و اخلاقی و اجتماعی در این محلات بیداد می کند و گویی این مسائل نه تنها از چشم مسئولین که از چشم دیگر مردم هم دور مانده است.


_«اینجا که فقط اراذل زندگی نمی کنند»
یکی از اهالی می گوید چندین بار با اهالی مسجد رفته ایم سراغ نهاد های مربوطه که امکانات آموزشی وتفریحی بهتری به این محلات تعلق بگیرد ، حق بچه های اینجا برابر بودن با بچه های محلات بالانشین و جاهای دیگر است ، اینجا که فقط اراذل  زندگی نمیکنند ، استعداد بچه های این جا نباید ختم اعتیاد و لاتی گری شود‌.

 

_«اینجا زندگی از ساعت دو شب شروع می شود»
بین صحبت هایم از وضع آب هم میپرسم ، دختری که تقریبا همسال خودم است با تأملی می گوید: آقا این جا زندگی ما از دو شب شروع می شود! ،
شلنگ آب را باز می کند و خبری از آب نیست ، ادامه می دهد ، تابستان ها همین وضع است ، تا دو شب بیدار می مانیم تا راه آب باز شود ، بعد زود ظرف ها را می شویم ، زود حمام می رویم ،زود چایی دم می کنیم و تا دم دمای صبح و وصل بودن آب کارهایمان را انجام می دهیم و باز روز دیگر منتظر می مانیم.


«یک بار نشد آب را باز کنیم و لیوان را پر کنیم و بنوشیم» 
صاحب مغازه که این حرف ها را میشنود یک لیوان آب را به زحمت پر می کند و می آورد سمتم ، و می‌گوید بو کن،
بوی ناخوشایندی دارد ، یک آب معدنی بر میدارد و می آورد سمت من؛  
می گوید یک بار نشد اینجا آب را باز کنم و با خیال راحت لیوانم را پر کنم و بنوشم یا باید جوشاند یا آب معدنی خرید ، قیمت آب معدنی و تصفیه را هم که خودت میدانی...

 

_«ما مشکل نداریم، شما مشکل دارید!»
یکی از اهالی با ناراحتی رو به من می کند و می گوید برای چه آمده ای ؟ آمده ای چند تا فیلم بگیری بروی کاری هم نکنی؟ می گویم من فقط یک خبرنگارم و  برای این مشکلات این جا هستم تا اگر کاری از دستم بر بیاید بکنم ، می گوید ما مشکل نداریم ، شما مشکل دارید! که می‌بینید و کاری نمیکنید ، با ناراحتی از جمع دور می‌شود ،  یکی از مسائل دیگری که در این محلات وجود دارد بی اعتمادی شدید به حرف مسئولینی است که وعده هایشان را داده اند و قدمی برای مردم بر نداشته اند‌. و اشخاص حقوقی نوعی بی اعتباری در این محلات دارا هستند.


_«و اما»

این روایت، روایت کوتاهی از تنها یک محله از بسیار محله هایی است که باید از مشکلاتش نوشت و نوشت، تا مگر قلم کاری کند برای من، تو و ما، اما معضلات محله ها هر قدر هم که نادیده گرفته شود، و دور از چشم مرکز قرار بگیرد، فرهنگی که در بطن حاشیه رشد پیدا می کند  تاثیراتی بر مرکز خواهد گذاشت که غیر قابل انکار و جبران ناپذیر خواهد بود.

برچسب ها :

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.