×

منوی اصلی

اخبار ویژه

امروز : سه شنبه 17 تیر 1399  .::.   برابر با : Tuesday 7 July 2020  .::.  اخبار منتشر شده : 10472 خبر
مناره های شهرت بازلیق

زندگی در ایران و بالاخص تبریز دارای طبقات و "لول" های متفاوتی است. یکی از این طبقات هم مختص امر مبارک و البته مهم «شهرت بازلیق» است.

"لَا تُزَخْرِفُوا مَسَاجِدَکُمْ کَمَا زَخْرَفْتِ الْیَهُودُ وَ النَّصَارَى بیَعَهُمْ"  زندگی در ایران و بالاخص تبریز دارای طبقات و "لول" های متفاوتی است. یکی از این طبقات هم مختص امر مبارک و البته مهم «شهرت بازلیق» است. هیچ شوخی هم در کار نیست. در جولانگاه این مسابقه، ابتذال است که اسب می دواند و ما هم کف زنان و سوت زنان به دنبالش. میروی رستوران دو لقمه غذا بخوری، حداقل باید سه تا عکس «یهویی» و استوری اینستاگرامی از این خوشی شخصی به نمایش عموم بگذاریم؛ مثلا ما خیلی باحالیم و بلدیم در فلان رستوران و فلان کافه  غذا بخوریم ولی مخاطب ما بلد نیست. کمک فنر ماشین را میبری و کلا پیاده میکنی سیستم آن اتومبیل بخت برگشته را؛ هم ماشین از هم میپاشد و هم اینکه جان راننده به خطر می افتد، ولی باز به خاطر خودی نشان دادن از رو نمیروی… . عطش شهرت طلبی و ابتذال در معنا و مفهوم، همه جا و در همه وجوه زندگی ما دیده میشود. غده ای سرطانی که متاستاز کرده و اکنون اندام های مختلف جامعه را درگیر خود کرده است. میروی باشگاه های غیراستاندارد با مربی های غیر حرفه ای؛ کلی قرص و مکمل خطرناک میخوری و کل بدنت می شود عین آرنولد با کله ای کوچک روی آن… ؛ چرا که شهرت بازلیق انواع گوناگون دارد و البته خرج و زحمت. بعد با همین تفکر «آرنولدی» تصمیم میگیری که وسط شهر و در کنار بافت ارزشمند تاریخی، میدان و چهار راه منصور را درسته از جایش بکنی و به جایش یک چال گودال بی مصرف، به عمق چند ده متر و وسعت چند صد متر، درست کنی. آن هم با شعار «ما توانستیم و اجنبی نتوانست» و کلا غلط گفت هر آنکه باور داشت به آیین نامه ها و قطعنامه های جهانی برای مرمت و حفظ حریم میراث. باز به این هم راضی نمی شویم و تصمیم میگیریم در تاریخ دست کاری کنیم و مثلا مناره ای اضافه کنیم به مسجد تاریخی و ارزشمند کریم خان و سبک معماری دمده اش(!) را کمی لوکس تر و امروزی تر کنیم. یعنی کلا جعل در پروسه مرمت و بازسازی یک اثر تاریخی که از قضا ثروت و هویت ملی هم محسوب میشود.  البته با کمی تامل، این موضوع چندان عجیب و مضحک هم به نظر نمی رسد.  چرا که شهر، مجموعه ای است از تفکر باشندگان آن و به باور جامعه شناسان و متفکران شهر، وقتی در زندگی و تصمیمات شخصی، خود را به آب و آتش میزنیم تا عطش شهرت طلبی خود را به هر قیمتی سیراب کنیم، همین کنش مشکل دار، در ادامه به «مسئله ای اجتماعی» تبدیل می شود که نمود آن حتی در شهر و تفکر شهرنشینی ما نیز دیده میشود. طنز تلخ ماجرا این است که در این چرخه معیوب، به خودمان ضربه میزنیم و هویت و فرهنگ و هنر خود را به سخره می گیریم. نمودش هم همین مناره هایی که تا به آسمان رفته و جهل ساختار یافته ما را فریاد میزنند.  این روزها کتاب های تاریخ هنر و معماری، به واسطه قطور بودن و شاید هم تصاویر داخل کتاب، بدل شده اند به یکی از المان های تزئینی کتابخانه های ما شهروندان ایرانی. گاهی بد نیست همین کتاب های زیبا را تورقی بکنیم و از سبک های مختلف معماری و هنری در ایران آگاهی یابیم. از تاریخ معماری و هنر اسلامی و عناصر سازنده آن. شاید بدین سان فهمیدیم هر جایی که دلمان خواست نمیتوانیم مناره ای اضافه  و یا حذف کنیم. چرا که چنین مناره ای نه تنها نمودی است از شهرت بازلیق که حتی به هویت ملی و اسلامی ما نیز صدمات جبران ناپذیری وارد میکنند. ای کاش ما مردمی بودیم که بیشتر در پی معنا می رفتیم تا ابتذال.

 

نگین ازلی

برچسب ها :

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.