گروه : اجتماعی
به گزارش همنوا، تبریز در اصطلاحات تاریخ قاجار به عنوان «دارالسلطنه» شناخته میشود. در همین دوره است که میهمانان شاخص حکومتی، وقتی وارد این شهر میشوند، در بدو ورود، ساعاتی را در باغ خلعتپوشان به سر میبردند و جامه نو بر تن میکردند. نامگذاری باغ، به همین کارکرد برمیگردد. این باغ، در ورودی جاده قدیم تبریز تهران، محل استقبال از میهمانان دولتی بود. نیز بودهاست.
از جمله این برنامهها، میزبانی ناصرالدینشاه قاجار از سفیر عثمانی در تبریز است. ناصرالدین شاه قاجار در سفر سوم فرنگستان در روزنامه خاطرات خود، ماجرای حضورش در بنای برج خلعت پوشان را اینگونه شرح میدهد:
«امروز باید به تبریز برویم... یک فرسخی، سرازیر راندیم. خلاصه رفتیم به عمارت خلعتپوشان. همان عمارتی است که پیش دیده بودیم. مرتبه بالایی و پایینی دارد و دورتادور عمارت، آب است و پلی روی آب به عمارت بسته شدهاست. رودخانه کوچکی هم در پشت این عمارت میگذرد. همه جهت سه سنگ آب از او میگذرد... همین که بالا رفتیم، سرم گیج خورد و افتادم. امینالسلطان و سایرین هم که آمدند، به همین حالت غش کردند و دلشان به هم خورد. مدتی طول کشید تا حال آمدیم. این بالاخانه را فرش کرده و ساخته بودند که قونسولها را اینجا به حضور بیاورند. من دیدم افندی با آن تن گنده محال است بتواند از این راه پله بالا بیاید. گفتیم فرشها را برچیدند و اطاق پائین انداختند و از بالا، پائین آمدیم... تغییر لباس دادیم و جقه سر گذاشتیم و امین السلطان و امیرنظام هم حاضر شدند...قونسولها آمدند همین که اینها رفتند، کشیش آمد...» (روزنامه خاطرات ناصرالدین شاه، سفر سوم فرنگستان، چاپ دوم 1371، صفحه 78.
آخرین بار، خلعت حکومت در این باغ، در دیماه سال 1290 بر تن یکی از افراد بدنام روزگار قاجار، به نام «حاج صمدخان شجاعالدوله مراغهای» شده که نامش به خاطر شکنجه و سربریدن و شقهکردن اجساد آزادیخواهان، بر سر زبانها افتاد. روسها به کمک او، دهها نفر از مجاهدان را شکنجه و اعدام کردند که در میان آنها نام ثقةالاسلام تبریزی و حاجعلی دوافروش و پسر علی موسیو به چشم میخورد.
https://hamnava.ir/News/Code/1271749
0 دیدگاه تایید شده