همنوا | صبا مهدوی
بهانه این یادداشت، دیدار احمد قرهباغیان، مدیرعامل سازمان انتقال خون کشور، با استاندار آذربایجان شرقی بود. او در این دیدار گفت: در شرایط عادی، کشور با ۱۰ تا ۱۵ درصد کسری خون مواجه است، اما در روزهای پایانی جنگ، ذخایر خونی کشور ۲.۵ برابر افزایش یافت. مشارکت زنان ۷۰ درصد رشد کرد و مردم آذربایجان شرقی پای کار آمدند.
این یک آمار صرف نیست؛ روایت یک «تجربه اجتماعی کمنظیر» است. تجربهای که نشان میدهد جامعه ایرانی در سختترین شرایط، برخلاف بسیاری از جوامع غربی، نه تنها دچار عقبنشینی اجتماعی نمیشود، بلکه با انگیزههای معنوی و نوعدوستی عمیق، جلوتر از همیشه ظاهر میشود.
در بسیاری از کشورهای جهان، بهویژه در نظامهای لیبرال غربی، اهدای خون اغلب با انگیزههایی همچون وظیفه شهروندی، پاداشهای مالی کوچک یا مسئولیت اجتماعی تعریف میشود. در برخی ایالتهای آمریکا، هنوز اهدای خون با دریافت ۲۰ تا ۵۰ دلار همراه است. در انگلستان، خون به عنوان «کالای عمومی» تلقی میشود و کمپینها بیشتر بر مشارکت مدنی تأکید دارند. اما در بحرانهایی مثل جنگ اوکراین و غزه، همین سیستمها با کمبود شدید خون مواجه شدند.
اما در ایران، قضیه چیز دیگری است. مردمی که پای درد و جنگ، برای نجات هممیهن خود پا به مراکز انتقال خون میگذارند، هیچ چشمداشتی ندارند شان دادند که از دستور دولت و تشویق و ... بینیازند. خودجوش صف میبندند و خون میدهند، بیآنکه چشمداشتی داشته باشند.
اما این پایان ماجرا نیست.
افزایش چشمگیر مشارکت زنان در اهدای خون
هم اکنون پنج درصد اهداکنندگان خون کشور را زنان تشکیل میدهند و این در حالی است که میزان مراجعه بانوان برای اهدای خون در جریان جنگ اخیر ۷۰ درصد افزایش یافته بود.
این رقم، یک تحول تاریخی در نظام انتقال خون ایران محسوب میشود. سالهاست که دغدغه اصلی مدیران انتقال خون در ایران، سهم پایین زنان در انتقال خون بوده است. در شرایط عادی، سهم زنان ایرانی از اهدای خون همواره حدود ۵ درصد بوده ؛ رقمی که در نگاه اول شاید نگرانکننده به نظر برسد. اما وقتی این عدد را در مقیاس جهانی میسنجیم، تصویر متفاوت میشود.
بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، میانگین جهانی مشارکت زنان در اهدای خون ۳۲ تا ۳۳ درصد است ، با این تفاوت که این میانگین در کشورهای مختلف نوسانات شدیدی دارد و در ۱۴ کشور جهان، سهم زنان کمتر از ۱۰ درصد گزارش شده است . جالب آنکه در بسیاری از کشورهای توسعهیافته نیز مشارکت زنان به طور طبیعی بالاست، اما آنچه در ایران رخ داده، یک جهش استثنایی در شرایط جنگی است؛ جهشی که نشان میدهد زنان ایرانی نه تنها از صحنه مشارکت اجتماعی غایب نبودهاند، بلکه در سختترین شرایط، پیشگام شدهاند.
این آمار، کلیشه «عدم تمایل زنان به اهدای خون» را در ایران شکسته و نشان میدهد که مانع اصلی، نه مسائل پزشکی یا فرهنگی، که نبود «بستر بروز و ظهور اجتماعی» برای این حس نوعدوستی بوده است. جنگ اخیر ثابت کرد که زنان ایرانی، هر زمان که احساس کنند حضورشان میتواند نجاتبخش باشد، نه تنها عقبنشینی نمیکنند، بلکه پیشتاز صف ایثار میشوند.
ارزشنهادن به یک کنش اجتماعی والا
در این میان، وظیفه متولیان نظام سلامت و مدیران ارشد کشور اینجاست که قدر این سرمایه اجتماعی عظیم را بدانند. نباید طوری باشد که مردم بیایند، خون بدهند و بروند، بدون آنکه کوچکترین نشانهای از قدردانی ببینند. این رویه، هرچند ناخواسته، میتواند در بلندمدت آن شور و شوق اولیه را تحلیل ببرد.
البته سخن از پاداش مالی یا تبدیل خون به کالا نیست. این خط قرمز نظام اخلاقی ایران است و هیچگاه نباید به آن نزدیک شد. اما آیتمهای تشویقی سبک و نمادین، کاملاً ممکن و ضروری است: ارسال پیامک تشکر شخصیشده از طرف مدیرعامل سازمان، تقدیرنامههای افتخاری، دعوت از اهداکنندگان مستمر در مراسمهای سالانه، اعطای نشانهای نمادین (مثل سنجاق سینه یا لوح تقدیر با طراحی زیبا)، یا حتی تخفیفهای کوچک در خدمات شهری (مثل حمل و نقل عمومی یا بازدید از موزهها). این کارها نه هزینه بالایی دارد، نه سیستم را به سمت تجاریسازی میبرد، اما یک پیام روشن میفرستد: «ما شما را میبینیم و قدردانیم.
در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، اهداکنندگان مستمر خون عضو باشگاههای افتخاری میشوند، کارت قدردانی دریافت میکنند و در رسانهها از آنها تجلیل میشود. این رویهها نه به معنای خریداری خون، که به معنای «ارزشنهادن به یک کنش اجتماعی والا» است. ایران هم میتواند با حفظ مرزهای اخلاقی خود، از این تجربیات مفید بهره بگیرد.
https://hamnava.ir/News/Code/8068781
0 دیدگاه تایید شده