×

منوی اصلی

اخبار ویژه

امروز : دوشنبه 18 اسفند 1399  .::.   برابر با : Monday 8 March 2021  .::.  اخبار منتشر شده : 13573 خبر
حقوق موازی در حقوق اسلامی

همنوا_ علی جوان‌بخت (حقوقدان)

اگر حقوق را به عنوان مجموعه بایدها و نبایدها بدانیم .در حقوق اسلامی مجموعه حقوق وجود دارد که به صورت حق و تکلیف جداگانه و موازی با یکدیگر وجود داشته که رفع هر کدام موجب سلب مسوولیت از دیگری نمی شود.و به عبارت بهتر انتظام حقوقی آنها به صورتی نیست که رفع تکلیف یکی موجب رفع تکلیف دیگری گردد.به عنوان مثال حتی در صورتی که شخص از اولیا الله باشد ولی حق الناس بر گردن او باشد نمی توان به قطع و یقین به سعادت او امیدوار بود و جریان سعد بن معاذ نمونه عینی و مصداق عملی در این خصوص می باشد.سعد بن معاذ یکی از اصحاب خاص پیامبر اکرم بود که پیامبر به صورت اختصاصی در مراسم تشییع جنازه او با پای پیاده و بدون قبا شرکت نمود و فرمود در مراسم سعد ۷۰هزار ملائکه شرکت نموده است.با این وصف زمانی که مادر سعد اعلام نمود که ای سعد ،بهشت بر تو گوارا باد،پیامبر در اعتراض فرمودند سعد بدلیل بد رفتاری و عدم رعایت حقوق خانواده مورد عذاب قبر گشته است و این جریان دقیقا تایید این مدعاست که از اصحاب خاص رسول اکرم بودن نیز نافی تکالیف انسان نمی گردد و رضایت پیامبر و خدا و از اصحاب خاص قرار گرفتن مجوز ی برای سعادت حتمی بشر نیست و سعادت حتمی در گرو رعایت حقوق موازی است که هر کدام جداگانه و علیحده بر گردن اوست و ارتباط این حقوق به صورت موازی و جداگانه بر عهده هر انسانی که عمده ترین حقوق موازی انسان در اسلام به شرح ذیل است 

۱.حق النفس

اولین و مهمترین حقی که بر گردن هر شخص هست حق و حقوق خویشتن است که بر گردن هر شخص محقق است و هیچکس نمی تواند حقوق نفس خویش را نادیده بگیرد و سعادت فردی خود را نادیده بگیرد و سعادت هر شخص با شادی و عزت نفس فردی در رابطه تنگاتنگی قرار دارد.مهمترین حقوق نفس در کتاب حقوق امام سجاد علیه السلام به صورت مبسوط مورد تحقیق و مطالعه قرار گرفته است. بدون پرداختن به حقوق شخصی و ادای تکلیف شخصی پرداختن به سایر حقوق از نظر اسلام پذیرفتنی نمی باشد.و مقدمه سایر حقوق و تکالیف انسان از حقوق شخصی آغاز می گردد‌

۲.حق الله 

حق الله دومین حقوقی است که بر گردن هر شخص است که ادای آن باید بدون وابسته کردن آن حقوق به سایر حقوق باید مدنظر قرار گیرد. مهمترین حق الله عبارت است از عدم قائل شدن شرک به خداوند می باشد.و تمام حقوق بعدی پس از معرفت الهی و عدم شرک ورزی، مقید بودن به عبارت و بندگی حضرت حق می باشد

۳.حق خانواده

در حقوق خانواده ،حقوق والدین و حق همسر و فرزندان و خویشاوندان است که بر عهده هر شخصی هست.چشم پوشی از حقوق خانواده و عدم رعایت آنها به هیچ وجه پذیرفته نبوده و عدم رعایت آنها راه سعادت بر روی او بسته می باشد. 

۴.حقوق الناس

حقوق افراد جامعه و دیگران که رعایت آنها بر انسان واجب بوده و عدم رعایت حق الناس به هیچ وجه توسط هیچکس نمی تواند مورد مغفرت قرار گیرد.بدین نحو اولیا الهی هم نمی تواند شفیع انسان در بخشش انسان در رعایت حق الناس قرار بگیرد.و اساسا کلید راه آسمانها از زمین و رعایت حقوق زمینیان است که باعث کارایی می گردد و مفاتیح سعادت انسان از زمین آغاز میگردد.حفظ حقوق و آبروی دیگران و حقوق مادی دیگران مهمترین تکلیف هر شخص می باشد. 

۵‌.حق السنه و طبیعت 

حفظ محیط زیست و فرهنگ و عدم ایجاد ناهنجاری در خصوص فرهنگ و عدم اعوجاج در هنجارهای اجتماعی چه از لحاظ محیط زیست و چه از لحاظ فرهنگی و اصلاح موارد اعوجاج و کجی های اجتماعی از تکالیفی است که صرف نظر از سایر تکالیف مذکور بر عهده هر شخص قرار داردبنابراین مواظبت از محیط زیست و فرهنگ تکلیفی است که بدون ادای آن سایر حقوق مورد سوال می باشد.منشا امر به معروف و نهی از منکر از این منبع صادر می گردد.

۶.تکالیف مربوط به وطن.

با توجه به اینکه ترقی و تنزل هر کشور بدست ابنای وطن می باشد هر یک از هموطنان موظفند اولا شغل و وظیفه ای متناسب با استعدادشان را انتخاب کنند و حاکمیت هم لازم است بستر لازم را در این خصوص فراهم سازد ثانیا احترام به آزادی هموطنان دیگر را بجا آورد.ثالثا در امور سیاسی کشور که سرنوشت عمومی در آن تعیین می گردد اگاهانه قدم بردارد و در انتخابات شرکت نماید و اطاعت از قانون را سرلوحه خود قرار داده و در اصلاح قوانین ناعادلانه به صورت موثر اقدامات لازم انجام دهد خامسا با توجه به اینکه حفظ انتظامات کشور و اداره امور کشور به وسیله مالیات هایی است که از مردم جمع آوری می گردد در این خصوص نیز مشارکت داشته و فرار از مالیات را نوعی زرنگی نداند چرا که فرار از مالیات نوعی زندگی انگلی در جامعه محسوب می گردد.و از وظایف دولت هم این است که امور مالی کشور را به صورت شفاف در معرض عام قرار دهد.تمام سعی این یادداشت این بود که به صورت مختصر اعلام گردد که حقوق در اسلام صرفا تک بعدی و تک ساحتی نبوده و رضایت یک صاحب حق حتی خداوند متعال کافی و رافع سایر حقوق نخواهد شد چرا که در حقوق اسلامی صاحبان حق تکثر دارند و هر یک از افراد حقوق خاص خود را دارند و ادای تکلیف هر یک منوط به ایفای تمام تعهدات به نفع صاحب حق می باشد.و سعادت بشری در این است که ابتدا حقوق و تکالیف متکثر خود را بشناسد و هر حق و تکلیفی در سر جای خود بجا بیاورد و شانه خالی کردن و عذر و بهانه آوردن مانع سعادت شخص خواهد بود.ناگفته پیداست هر شخص نسبت به توانایی و قدرت شخصی،اجتماعی و سیاسی صاحب حق و تکلیف می گردد و لاجرم هر که بامش بیشتر،برفش هم بیشتر خواهد و مسوولان اجتماعی و سیاسی بنا به توانایی های مخصوص خود،تکالیف سنگین تری بر عهده انها می باشد که عدم ادای آنها نه تنها مانع سعادت فردی می گردد بلکه موجب مسوولیت جمعی در مقابل مردم نیز خواهد بود که حتی خداوند متعال نیز نسبت به حق الناس حق گذشت نخواهد داشت بنابراین جامعه اسلامی جامعه ای که اولا حقوق متکثر و تمام افراد جامعه از حق النفس گرفته تا حق الناس به رسمیت شناخته شده و ثانیا ادای تکلیف در مورد هر حقی به طور جداگانه و جدی عمل گردد و به بهانه اینکه اگر حق الله عمل گردد کافی است از ادای سایر تکالیف سر باز نزند چرا که درمنطق اسلام چنین اساس بی بنیانی مورد پذیرش نمی باشد.و خداوند متعال چنین دستوری را نداده است.و مفاتیح آسمان ها و ملکوت آنها در این است که ابتدا معرفت لازم کسب گردد و سپس بر اساس آن معرفت عمل گردد و صرف معرفت حاصل کردن بدون عمل پشیزی ارزش نداشته بلکه باری است که بدون اجر و مزد و هدف خاصی بر دوش می کشد و حاصل معرفت باید خود را در عمل نشان دهد.ضروری است همگان از حقوق خود اولا آشنا باشند و ثانیا به تکالیف خود عمل نمایند و مهمتر اینکه دیگران را نیز که در مقابل آنها وظیفه و تکلیفی دارند نسبت به انجام وظایف خودشان وادار سازند و لازم به یادآوری است در حقوق اسلامی هم حق بدون تکلیف و تکلیف بدون حق وجود ندارد.و هر جا حقی است ضرورتا تکلیفی وجود داشته و بالعکس به عبارت منطقی حق و تکلیف یک امر متضایف نی باشد.امید است به حقوق و تکالیف خود آشنا شده و ادای تکلیف نماییم تا هم از لحاظ فردی و هم از لحاظ اجتماعی سعادتمند گردیم.و چنانچه افراد جامعه ای بدون انجام وظایف خود خواهان سعادت فردی و جمعی باشند همانند کسانی هستند که آب در هاون می کوبند و خداوند متعال سرنوشت هیچ قومی را عوض نمی کند مگر اینکه خود آن قوم بخواهند تغییرات اساسی انجام دهند و هزینه آن را در عمل بپردازند.و هزینه اصلی همان ادای تکالیف فردی د اجتماعی تک تک افراد جامعه می باشد.

برچسب ها :

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.