گروه : اجتماعی
همنوا | نیما عظیمی
بنیاد ایرانشناسی آذربایجان شرقی این نشست را با همکاری موسسهٔ پژوهشی میراث مکتوب و انجمن ایرانی تاریخ، شعبهٔ آذربایجان شرقی از ساعت ۱۶ روز دوشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۴ خورشیدی برگزار نمود.
به عنوان نگارندهٔ این سطور، چند ساعت پیش از آغازِ رسمی نشست، جهت تهیهٔ گزارش در محل بنیاد ایرانشناسی حاضر و از شور و شوق و تلاشهای ایران دوستانه و عاشقانهٔ تنی چند از جوانان داوطلب و بیادّعا، به وجد آمدم.
آنچه برایم بسیار چشمنواز بود، چیدمانِ زیبای هنری_ایرانیِ این نشست بود؛ که باهنرمندیِ «سمیرا اسعدی» و «فرزانه هاشمپور» به عنوان نیروهای اجراییِ داوطلب، الهامبخشِ حسِ زیبای چلّهی ایرانزمین شد.
در آغاز، «محمد طاهری خسروشاهی» ریاست بنیاد ایرانشناسی آذربایجان شرقی، ضمن خوشآمد گویی به حاضران، از همکاری جوانان داوطلب و ایراندوستِ تبریز که تلاش فراوانی در پیریزی و تدارکات و بهانجام رسیدن این آیین داشتند، صمیمانه تشکر و تقدیر کرد.
طاهری خسروشاهی در ادامه اظهار داشت: «چه تقارن زیبایی است که هم در ایام میلاد حضرت زهرا هستیم و هم شب چلّه را در پیش رو داریم».
وی در تشریح این پیوندها گفت: «مهمترين موضوعی كه در فرهنگ باستانی تاريخ ايران به نوعی بومی سازی شد، دين مبین اسلام بود. چنانچه در طول تاريخ ايران ديده می شود، دو اصل فرهنگ ايرانيت و اسلاميت در سپهر سیاسی و اجتماعی ايران نقش بسيار مهم و تأثيرگذاری داشته و فرهنگ ايرانی و اسلامی همچون دو بال پرنده، جدا از هم نيستند و تنيده در هم و متأثر از هم هستند.
ایرانیت و اسلامیت دو بال شکوهمندی ایران هستند. ایران پیش از اسلام، سرزمینی بود که فرّ و شکوه آن در اوستا و شاهنامه ستوده شده است. فردوسی در آغاز شاهنامه از فرّه ایزدی و دادگری پادشاهان کهن سخن میگوید و به امام علی علیه السلام و خاندان نبوت اظهار عشق و احترام می نماید».

طاهری خسروشاهی افزود: «با ورود اسلام به ایران، تمدن جاودان ایرانی نهتنها فرونپاشید، بلکه جان تازهای گرفت. ایران، اسلام را پذیرفت اما آن را به رنگ و بوی خویش آراست. از همین رو بود که ایران مفتوح شد، ولی مغلوب نشد. ایرانیان اسلام را پذیرفتند، اما نه بهعنوان یک فرهنگ بیگانه، بلکه آن را با فرهنگ و اندیشه خویش درآمیختند. پس از آن بود که بزرگان دانش و حکمت، همچون بوعلی سینا، خیام، رازی و خواجه نصیر از دل این سرزمین برخاستند. آنها، همانند حکیمان و موبدان کهن ایران، حقیقت را نه در تعصب، بلکه در جستوجوی دانش و خرد یافتند».
رئیس بنیاد ایرانشناسی آذربایجان شرقی در پایان سخنان خود گفت: «در سیاستنامه خواجه نظامالملک آمده است که ایرانیان حتی در زمان حکومتهای بیگانه، فرهنگ خویش را پاس داشتند و آن را با روح تازهای زنده کردند. همین مردم بودند که اسلام را با رنگ و بوی ایرانی پذیرفتند، همانگونه که ایرانیت را حفظ کردند و آن را با تعالیم اسلامی درآمیختند. بنابراین سنت های نیکویی چون شب یلدا و نوروز، با تعالیم دینی و اسلامی همخوانی دارند و باید در گرامیداشت آنها کوشید».
«فاطمه اروجی» رئیس انجمن ایرانی تاریخ، شعبه آذربایجان شرقی، در بخشی از سخنان خود در مورد چلّه گفت: «شب چلّه بلندترین شب سال در نگاه ایرانیان تنها یک پدیدهٔ طبیعی نیست، بلکه نمادی از ایستادگی در برابر تاریکی و امید به زایش نور است. این آیین مانند نخ تسبیحی ، قرنها تاریخ و فرهنگ ایرانیان را به هم پیوند داده است. شب چلّه پس از سقوط ساسانیان همانند آیین های نوروز، مهرگان، سده و چهارشنبه سوری از زندگی مردم کنار نرفت و از حافظهٔ جمعی مردم ایران حذف نشد؛ و یکی از آیین هایی بود که از جشن رسمی به سنتی خانوادگی تبدیل شد. در این دوران، مردم در بلندترین شب سال گرد هم میآمدند. چراغ یا آتشی میافروختند. شب زنده داری می کردند و با خوردن خوراکیهای ساده و ماندگار، در برابر سرمای زمستان میایستادند. بنابراین روح این آیین زنده ماند. سعدی، حافظ، مولانا جلال الدین بلخی، جامی و سایر شاعران و همچنین سفرنامه نویسان نیز به شب یلدا و به جشن مردم در آن شب پرداخته اند».
سپس سخنانِ شاهنامهپژوهِ برجستهٔ ارومیه/اورمیهای، «سجاد آیدنلو» به صورت تصویری(ویدئویی)برای حاضران پخش شد.
«بهمن دمشقی خیابانی» نیز در سخنانی کوتاه، به چیستی شب چله پرداخت.
سپس از بیت ۱۸۷ بخش جمشید تا بیت ۸ بخش ضحاک شاهنامه را خوانده و به شرح آن پرداخت.
اما حافظ خوانیِ محمد طاهری خسروشاهی، پایانی بسیار زیبا به این نشست پرشکوه بخشید.
https://hamnava.ir/News/Code/6808836
0 دیدگاه تایید شده