ابوالفضل حمامی _ همنوا؛
اخیرا صفحه اینستاگرامی صادق بوقی، پیرمرد ۷۰ ساله اهل رشت که در سطح شهر رشت آهنگهایی میخواند و در اینستاگرام به اشتراک میگذاشت توسط مراجع قضایی بسته شد.
صادق بوقی یا عمو صادق که در بازیهای فوتبال بین هواداران شادی و هیجان ایجاد میکرد، اینروزها مشغول خواندن آهنگهایی در سطح شهر رشت بود که شاید تنها مردم رشت با این چهره آشنایی داشتند و مردم دیگر شهرهای کشور هیچگاه قرار نبود با چنین شخصی آشنا شوند.
بسته شدن صفحه مجازی چنین شخصی با چنین محبوبیتی در اذهان عمومی شهروندان رشتی که تنها پس از انتشار خبر و توقیف پیج، اذهان عمومی شهروندان دیگر شهرها را نیز به خود درگیر کرد، بیآنکه عنوان مصادیق مجرمانه را ذکر کرده باشد ناخودآگاه جمعی جامعهٔ ایرانی را به خود درگیر میکند و بیآنکه توجهی به مصادیق مجرمانه مندرج در قانون و انتساب جرایم به این شخص باشد، قانون و قانونگذار نیز در چنین مواقعی در موضع ضعف و در تقابل با جامعه قرار میگیرد که ماحصلی جز قانونگریزی بیاعتباری قانون در جامعه ندارد.
اینروزها که تفکرات اجتماعی در فضای مجازی زیست کرده و رشد میکنند و احساسات و بارهای اجتماعی مردم، بازخوردی از مشاهدات مردم در فضای مجازی است، وایرال شدن چنین اتفاقاتی نیز عواطف و باورهای مردم را با خود درگیر میکند.
فیلترینگ فضای مجازی در جامعهٔ ایرانی و اعتراف جمعی به بیهودگی و بیاثری فیلترینگ جدای از هزینههای گزاف ملی و شخصی شهروندان برای رفع فیلترینگ و بازار سیاه فیلترشکنهای مجهولالحال، حکایت است که آن قشر از جامعهٔ ایرانی که امروز به میانسالی نزدیک و در اواخر دوره جوانی است که با مشابه آن در دهههای مختلف زندگی خود مواجه بوده است.
روزگاری که رسانهای به نام ویدیو در کشور ممنوع بود و به محض رؤیت، توقیف میشد؛ و روزگاری دیگر که عنصری به نام ماهواره اذهان عمومی را با خود درگیر کرد و تا همین چند سال اخیر مورد بحث بسیاری از شهروندانی بود که مخاطب رسانه ملی نبودند و یا رسانه ملی پاسخگوی آنچه که میخواستند مخاطبش باشند نبود؛ و روزگار امروز که فیلترینگ پاسخی بهروزشده در جامعهٔ ایرانی برای دسترسی به محتواهای مختلف است.
فیلترینگ و محدودیت فضای مجازی اتفاق ناگواری است که گاه در جامعهٔ ایرانی نه از سوی سیاستگذاران داخلی بلکه از سوی پلتفرمهای مختلف ازجمله دسترسی به محتوای کاربری سیستمهای عامل ایجاد میشود.
حال، اگرچه که باید مصادیق مجرمانه مندرج در قانون و عنوان آن مصادیق و انتساب آن محل بحث باشد اما غالبا چنین بحثهایی هیچگاه دغدغه اجتماعی شهروندان نبوده و اتفاقی که امروز بحث داغ شبکههای اجتماعی و گفتوگوهای شهروندی است، پس از مدتی به تعبیری ارزش خبری خود را از دست میدهد و گویا وقایع اجتماعی که هریک به طریقی زمینه شکلگیری باورهای اجتماعی را ایجاد میکنند، تبدیل به تیترهای خبری موقتی میشوند که تا چند روز دیگر اگر با اتفاق دیگری در جامعه یادآوری نشوند، از حافظه جمعی فراموش میشوند.
پاسخ جامعه در برخورد با چنین اتفاقاتی که در اثر یک راهکار ضربتی صورت میگیرد، نه یک پاسخ ضربتی بلکه یک پاسخ مستمر است که در نتیجه باورهای اجتماعی شهروندان است که ناخودآگاه جمعی پس از برخوردهای ضربتی به آن رسیده است.
فیلترینگ بهعنوان یک تجربهٔ پرهزینه شکستخورده است که عدم موفقیت آن در ایجاد موانعی برای دسترسی، راهکارهای دیگری ازجمله مسدود کردن صفحات مجازی را مطرح کرده است.
در سالهای اخیر، آمار مهاجرت بلاگرها و دیگر افراد به کشورهای همسایه که محتوای صفحات خود را در تقابل با قانون میدیدند محسوس بوده است.
از سویی، افرادی همچون تتلو و ساسی مانکن که مهاجرت و فعالیت خارج از کشور آنها چندین سال است جامعهٔ ایرانی را با خود درگیر کرده است و نسل جوان، مخاطب اصلی ابتذال و محتوای جنسی آهنگهای این دو شدهاند، اتفاق ناگواری است که در ادامه راهکارهای ضربتی، جامعه عواقب آن را تحمل خواهد کرد.
حال، اگر موج گستردهای از مهاجرت بلاگرهای داخلی در پاسخ به توقیف صفحات مجازی در جامعهٔ ایرانی صورت بگیرد، بدون شک با فرصت آزادیهایی که در کشورهای همسایه برایشان وجود دارد نهتنها چنین توقیفهایی بیاثر و موقت خواهد بود بلکه تبعات مهاجرت، همانی خواهد بود که با تجربهٔ تلخ جامعهٔ ایرانی از مسئله تتلو به آن رسیدهایم.
https://hamnava.ir/News/Code/8936735
0 دیدگاه تایید شده