×

منوی اصلی

اخبار ویژه

امروز : چهارشنبه 5 اردیبهشت 1403  .::.   برابر با : Wednesday 24 April 2024  .::.  اخبار منتشر شده : 25392 خبر
«باغ ملی» و خاطرات‌ خزان‌زده تبریز

همنوا | فرشید باغشمال

چه کسانی، مخالف پروژه «باغ ملی» تبریز بودند؟

باغ گلستان را می‌توان از نخستین نشانه‌های مدرنیسم پس از قاجار در شهرسازی تبریز دانست. در نخستين ساليان سده سيصد خورشيدی، به فرمان «موسی مهام» استاندار آن هنگامِ آذربایجان و با پيگيری «محمدعلی تربيت» شهردار وقت تبریز، مقرر شد ويرانه‌های گورستان قدیمی گجيل، حذف و در فضایی به وسعت 52 هزار مترمربع، برای تفريح و شادزيستی شهروندان تبريزی، اختصاص یابد. اما اين اقدام نوگرایانه، با مقاومت و مخالفت طیف‌هایی از مردم همراه بود. در برخی منابع تحقیقی، گفته شده «اوباش محلی» مخالف این پروژه بودند! اما از آن‌جا که در تاریخ‌نگاری هواخواهان پهلوی، هر مقاومت و مخالفتی، به اوباش نسبت داده می‌شد، باید با دیده تردید به موضوع نگریست.

حکم شرعی برای آغاز یک پروژه مدرن!

با در نظر داشتن فضای سیاسی پهلوی اول، احتمالاً باغ گلستان، به عنوان نخستین پروژه پارک‌سازی تبریز، موضوع تقابل سنت‌گرایان با متجددان اجتماعی بود. به ویژه آن‌که «مرحوم محمدعلی تربیت» به عنوان یک شخصیت نواندیش و تجددخواه، شهردار تبریز بود و محل پروژه -که مدفن ده‌ها تن از اصحاب عرفان و طریقت بود- به شدت به باورهای سنتی و مذهبی شهر ارتباط داشت. از واکنش روحانیون و علمای شهر در برابر این پروژه، گزارشی ثبت نشده، اما در شرح احوال یکی از علما به نام «آیت‌الله سیدحسین عرب‌باغی» -که ظاهراً رابطه نزدیکی با حکومت داشت- آمده که وی در برابر مخالفت روحانیون با احداث پارک، فتوایی صادر کرده و حکم به شرعی‌بودن این طرح داده‌‌بود.

در هر حال، باغ گلستان در مدت حدود دو سال‌واندی احداث، و در بهار سال ۱۳۰۸ خورشيدی، به عنوان نخستين گردشگاه رسمی  و باغ ملی شهر تبريز تاسیس شد.  

«باغ گلستان» از زمان‌های دور و دراز همواره محبوب تبریزی‌ها قرار داشت. در گذشته، بيشتر شهروندان تبريزی و رهگذران و مسافران، پس از گلگشت و خرید از بازار تبريز در زير سايه درختان تناور این باغ ملی به استراحت و تفريح و شادی می‌پرداختند.

باغ گلستان، در کمتر از یک سال پس از افتتاح، به عنوان یکی از مراکز گردشگری و هویتی تبریز بر سر زبان‌ها افتاد. جای‌جای این باغ، یادگار قرار و مدار چهره‌های نامدار است. 

خاطره‌ دکتر سبحانی از فضای فرهنگی باغ گلستان

دکتر توفیق سبحانی، ادیب و پژوهشگر نامدار تبریزی، در گفتگویی که سال‌ها پیش با  روزنامه کیهان داشت، گفته بود: «ما در دوره دبیرستان معلمان خوبی داشتیم. یکی از آن‌ها مرحوم فیض، دبیر ادبیات بود. البته به مدرسه ما نیامد. اما در یک مغازه کتابفروشی می‌نشست و بچه‌ها دورش جمع می‌شدند. بعد ایشان از دانش‌آموزان می‌پرسید مثلاً معنای این بیت چیست؟ بعد دانش‌آموزان رشته ادبیات تا چند روز، از شمال و جنوب شهر به باغ گلستان می‌آمدند و روی آن بیت، بحث می‌کردند. ظرف چهار روز در کل تبریز این موضوع مطرح می‌شد! بعد ما پیش مرحوم استاد قاضی‌طباطبایی (سید حسن قاضی طباطبایی،1295-1364،مورخ و مصحح ایرانی و استاد دانشگاه تبریز) یا استاد تجارزاده (؟) می‌رفتیم و معنی آن بیت را می‌پرسیدیم. به هر حال، این نوع اقتراح‌ها در تبریز آن سال‌ها زیاد بود.»

خاطره‌ای از همراهی «شهریار و نیما» در باغ ملی تبریز

اما مهم‌ترین خاطره‌ای که می‌توان از حیات و هویت باغ گلستان تبریز برشمرد، علاقه خاصی است که استاد شهریار، به این باغ داشته است. دیدار تاریخی شهریار و نیما نیز در همین باغ صورت گرفته است.

زنده‌یاد دکتر عباسعلی رضایی (استاد فقید زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه تبریز،1389-1313) در یادداشت معروفی که به مناسبت درگذشت استاد شهریار نوشته بود، به دیدار شورانگیز نیما و شهریار در سال 1337 در تبریز، اشاره و تعریف می‌کند که عصر آن روز، شهریار به همراه دخترش و نیمایوشیج، با درشکه راهی باغ گلستان شدند.

شهریار در دو جا از غزلیات خود نیز، با نهایت زیبایی به باغ گلستان پرداخته‌است:

شب است و باغ گلستان خزان رویاخیز / بیا که طعنه به شیراز میزند تبریز

و در جای دیگر:

سرودِ آبشارِ دلکشِ پس‌قلعه‌ام در گوش / شب پاییز تبریز است در باغ گلستانم

گروه کودکان سرگشته چرخ‌و‌فلک بازی / من از بازی این چرخ فلک سر در گریبانم

  

حال‌وهوای باغ گلستان در «دهه50»  از گروه موزیک تا برپایی سیرک

مهندس اسمعیل رشیدی، مدیرعامل سازمان پارک‌ها در سال‌های پیش و پس از انقلاب، در مورد تقویم خدمات‌رسانی باغ می‌گوید: برنامه باغ گلستان به این صورت بود که در آستانه فصل بهار، درب‌های باغ برای اجرای عملیات سامان‌دهی و آماده‌سازی بسته می‌شد. کارهایی نظیر زدودن یخ و برف زمستان، رسیدگی به وضعیت درختان، بوته‌کاری، گل‌کاری، آماده‌سازی باغچه‌ها، مرمت سنگفرش‌ها و نیمکت‌ها، تعمیر استخر و جوب‌ها، کارهای رنگامیزی و تمیزکاری بخش‌های مختلف، اجرا می‌شد. اوایل اردیبهشت‌ماه، با حضور گروه موزیک ارتش، درب باغ گلستان، در نهایت آراستگی و زیبایی و طی تشریفات، به روی عموم شهروندان گشوده می‌شد. تا اوایل دهه پنجاه، دو ریال از افراد، ورودی می‌گرفتیم.

همچنین از میان خاطرات دور، شنیده می‌شود که یک گروه شعبده‌باز و سیرک از هندوستان، هر سال در تماشاخانه باغ گلستان حضور داشتند.

این دو نفر، پروژه تخریب باغ گلستان را کلید زدند

اما سرنوشت این پارک، فرجام خوشی نداشت. به عنوان یک دهه‌شصتی، می‌توانم چیزهای دیگری هم از آن باغ‌ به خاطر بیاورم. حصار سنگی زیبا و معجرهای آبی‌رنگ که دور تا دور باغ را در برگرفته‌اند و از هویت و طبیعت زیبای باغ، نگهبانی می‌دادند. حصاری که  شهرداری تبریز سال 72 طی یک طرح ضربتی، اقدام به حذف آن‌ها کرد. مَعجرهای سنتی و دیواره‌های سنگی باغ به همراه سردر باشکوه ورودی باغ، بدون دلیل قابل‌توجهی، توسط شهرداری، برچیده شدند. توجیه شهرداری تبریز این بود که می‌خواهد باغ، عمومی و مردمی باشد تا همه مردم بتوانند از هر طرف که راحت باشند، وارد باغ شوند؛ غافل از اینکه با این کار، باغ با خسارت‌های غیرقابل‌جبرانی مواجه می‌شود.

حذف حصار و سردر، چه بلایی سر باغ ملی تبریز آورد؟

با حذف بلیط‌فروشی ورودی و برچیده‌شدن نظارت‌ها و نگهبانی‌های رایج، رفته‌رفته پای غربتی‌ها،کولی‌ها، افراد بزه‌‌کار و معتادان متهاجر به باغ، کشیده شد. کار به جایی رسید که به مرور، حضور خانواده‌ها و بانوان در باغ گلستان، کمرنگ شد و تفرجگاه تاریخی تبریزی‌ها، به پاتوق انواع معضلات اجتماعی تبدیل شد.

بعدها مشخص شد که حذف معجرها و دیواره‌های سنتی باغ، نتیجه مشاوره غلط دو تن از نزدیکان شهردار وقت (به نام‌های ابراهیمی و زمانی) بود. مدیرعامل وقت سازمان پارک‌ها، که مخالف این طرح بود، ضمن اعتراض، استعفا کرد.

حدود یک دهه بعد از تخریب حصارها، اتفاق دیگری، پروسه تخریب باغ گلستان را تکمیل کرد. در سال 1381، پس از حادثه «پارک‌شهر تهران» که موجب غرق‌شدن شش دختر دانش‌آموز در دریاچه پارک شد. مسئولان شهرداری، از بیم تکرار حادثه مشابه در تبریز، استخر باغ گلستان را تقریباً پر کردند. به این ترتیب، دریاچه باغ، با خاطره سال‌ها قایق‌رانی و رقص اردک‌ها و قوهای زیبا، از بین رفت. طبق تصاویر باقی‌مانده از زمان احداث باغ،  عمق استخر بیش از 4 متر بود، اما امروز جز عمق ناچیزی که نه زیبا است، نه آبنمای خاصی دارد و نه دارای کارکرد تفریحی است، چیزی از استخر باقی نمانده‌است.

 

خط یک مترو، تیر خلاص را به پیکر نیمه‌جان گلستان زد

چند سال بعد –یعنی از اواسط دهه 80- حفاریِ خط یک متروی تبریز، تیر خلاصی بود بر آخرین نفس‌های باغ گلستان. ده‌ها اصله درخت تنومند به همراه پوشش گل‌وگیاه در ضلع جنوبی باغ تخریب شد.  تماشاخانه باغ به انباری آهن‌پاره و مصالح تبدیل شده بود! حذف تجهیزات تفریحی کودکان، نظیر قطار، هواپیمای گردان و چرخ‌وفلک نیز در همین دوره اتفاق افتاد.

اين اقدام در حالی روی داد که طبق نقشه ابتدايی قطار شهری ، مقرر شده بود برای ساخت ايستگاه مترو قونقا، حتی يک متر نيز از مساحت باغ گلستان تصاحب نشود.

سایه سنگین آیسان، روی خاطرات سبز تبریز

از اواخر دهه 80، با آغاز پرژه عظیم آیسان، ضلع شمالی و شرقی باغ گلستان به فضایی، چرک و آشفته و نابسامان تبدیل کرد. همزمان ساخت‌وسازهای بی‌رویه نیز در چهار سوی پروژه شدت گرفت و بیشتر فضاهای تفريحی باغ، به کارگاه امانی شهرداری تبديل شد.

به مرور، آب‌نماها، چراغ‌ها، فواره‌های شادی، نیمکت‌ها و آبخوری‌های زیبای باغ، توسط رهگذران عاصی، تخریب یا دزدیده شد. باغ، نیمه‌تاریک و عریان ماند و عملاً از چشم شهر افتاد. حتی می‌توان گفت، باغ تا مدت‌ها به حال خود رها شد. معتادان متهاجر، بیشترین بهره را از نابودی باغ گلستان می‌بردند.

شهرداری و مرهم‌های بی‌اثر دهه 90 

از اوایل دهه 90، شهرداری که تازه متوجه 20 سال تاخت‌وتاز بی‌رحمانه در حریم و عرصه باغ گلستان شده بود، به فکر افتاد که با برخی اقدامات کالبدی و فرهنگی، وجهه فرهنگی باغ را احیا کند.

المان شمس تبریزی، با پشتیبانی «علی پولاد» سرمایه‌دار مقیم ترکیه، در باغ گلستان قد کشید. همزمان بساط کتابفروشی‌های مسیر مصلا و ارک نیز به باغ گلستان انتقال یافت. چند سال بعد نیز شهرداری منطقه8 تبریز، تالار کوچکی را در محل سابق تماشاخانه باغ، ساخت.

اما باغِ مُرده با اقدامات سرد و بی‌روح جان نگرفت. هیچ یک از این کارها نتوانسته، باغ گلستان را به سال‌های پرشور و بانشاط سابق برگرداند. باغ گلستان، دیگر وجهه مردمی ندارد و اوضاع به گونه‌ای است که در عرف اجتماعی تبریزی‌ها، حضور بانوان و کودکان در این محل، پسندیده تلقی نمی‌شود.

 

برچسب ها :

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.