×

منوی اصلی

اخبار ویژه

امروز : یکشنبه 30 خرداد 1400  .::.   برابر با : Sunday 20 June 2021  .::.  اخبار منتشر شده : 14625 خبر
ابوذر قفقاز؛ فریادگر گفتمان قراباغ 17 ربیع

هم‌نوا_ برهان حشمتی

در سال جاری دهمین سالگرد درگذشت ابوذر قفقاز، حاج علی اکرام علیزاده ناردارانی را در حالی با حزن و اندوه سپری خواهیم کرد که منطقه قفقاز تحولات مهمی را تجربه کرده است و شرایط بسیار پیچیده تر و خطرناک تری نسبت به قبل از تابستان و پاییز 2020 بر منطقه قراباغ حاکم شده است.

اگر ابوذر قفقاز در میان ما بود، قطعا در تبیین این مخاطرات و شرایط و مشکلات مسلمانان جمهوری آذربایجان، ابوذروار با زبان تیز و برنده ای که داشت، جهاد کلامی می کرد. هیچ تردیدی نیست که ابوذر قفقاز در شرایط فتنه آلود موجود سکوت را در برابر هیچ صاحب قدرتی جایز نمی دانست. خواه این صاحب قدرت، جلد و پوستین قهرمان ملت را پوشیده باشد و خواه با حیله و فریب و شعرخوانی، خود را فرمانده اصلی جنگ 44 روزه قراباغ جا زده باشد و خواه صهیونیست هایی باشند که خود را صاحبان تسلیحات و مهمات ارتش جمهوری آذربایجان می دانند و اکنون بهایی سنگین همچون گشایش سفارت نزد رژیم اشغالگر قدس را از باکو طلب می کنند. همچنین برای ابوذر قفقاز این نیز اهمیتی نداشت که حاکمان جدید قراباغ خود را صلح بان بنامند یا نیروی اشغالگر و طراحان دالان های پان ترکیسم نیز طرح های حیله گرانه شان را در قالب همکاری برای ایجاد مسیرهای ترانزیت و خطوط آهن و شوسه و خطوط جدید گازی توجیه کنند.

آنچه برای ابوذر قفقاز اهمیت داشت، برقراری حق و عدالت، تعالی اسلام و رفع ظلم و ستم و اشغال و تجاوز از مردم مظلوم جمهوری آذربایجان و تامین حقوق انسانی و اسلامی تمامی خلق ها و اقوام و گروه ها بود و این همان اصلی است که در مفهوم "قراباغ 17 ربیع" در مرتبه ای عالی تجلی یافته است؛ "تمامی سرزمین های آذربایجان باید آزاد شود" ، "امنیت ارامنه آن سرزمین باید محفوظ بماند" ، "دو طرف به مرزهای بین المللی کشورها تجاوز نکنند" و " اگر تروریست ها نزدیک مرز ایران بیایند، برخورد قاطع می کنیم".

قطعا اگر ابوذر قفقاز در میان ما بود، وضعیت کنونی قراباغ و کل جمهوری آذربایجان و معلّق نگه داشتن مردم این کشور در فضایی مبهم و آینده ای نامعلوم و حواله دادنشان به احتمالات پنج سال آینده پس از انقعاد توافق 10 نوامبر 2020 را بر نمی تابید و فریاد بر می آورد که مردم جمهوری آذربایجان چه گناهی کرده اند که اینگونه باید بخاطر جنگ برای آزادسازی اراضی اشغال شده کشورشان مجازات شوند؟ رژیم صهیونیستی که مبالغ کلان پول و سرمایه نفت و حیثیت و آبروی دولت جمهوری آذربایجان را در ازای تسلیحاتی که به جمهوری آذربایجان منتقل کرده و اغلب نیز در جنگ قراباغ کارآیی چندانی نداشت و فقط نبرد و پیشروی سربازان و داوطلبان حسینی آذربایجان در بازپس گیری بخشی از اراضی کشورشان را تحت الشعاع قرار داد و پیشروی های آنان را به حساب صنایع نظامی رژیم صهیونیستی گذاشت، چه حقی دارد که بر گرده این کشور سوار شده است و خیال پایین آمدن نیز ندارد؟

قطعا ابوذر قفقاز اگر در میان ما بود، این سوال را دائم تکرار می کرد که چرا در اجرای اصول "قراباغ 17 ربیع" و پیشبرد گفتمان 17 ربیع قراباغ کوتاهی می شود؟ مگر نه این است که اگر اصول مفهوم "قراباغ 17 ربیع" بطور تمام و کمال محقق نشود، حل ریشه ای مناقشه قراباغ امکان ناپذیر خواهد بود؟ چرا باید با تعلل و امیدهای واهی دادن به ملت جمهوری آذربایجان، گره قراباغ را که می شد در تداوم حرکت سریع حسین جویان برای همیشه باز کرد، به منظور تداوم سوء استفاده های رژیم صهیونیستی و پان ترکیسم و روسیه و آمریکا و انگلیس خبیث ، برای دهه های آینده نیز حفظ شود؟ مگر حسین جویانی که برای بازپس گیری اراضی کشور خود اقدام کرده بودند، چه جرمی مرتکب شدند که پس از پایان جنگ، به انحاء مختلف مجددا تحت فشار قرار گرفته و مجازات شدند و تاکید شد که دخترانشان از حق داشتن حجاب در مدارس همچنان محروم خواهند ماند؟ قطعا ابوذر قفقاز که بنیانگذار حرکت خمینی چی ها در قفقاز نیز است، در مصاحبه ها و سخنرانی های جسورانه اش تصریح می کرد که حسین جویان پرورش یافته مکتب خمینی و خامنه ای برخلاف پرورش یافتگان پان ترکیسم و جریان یوروویژن در جمهوری آذربایجان، نه تنها از جنگ نهراسیدند، بلکه به وسط معرکه جنگ شتافتند تا ضمن اینکه قراباغ کوهستانی و اطرافش را به کشور بازگردانند، بلکه کل کشور را نیز از چنگال صهیونیسم و پان ترکیسم خلاص کنند و اکنون چه شده است که صهیونیسم و پان ترکیسم در جمهوری آذربایجان موج جدیدی از طغیان و سرکشی را شروع کرده اند؟

هیچ تردیدی نیست که ابوذر قفقاز راه نجات از این طغیان و سرکشی صهیونیسم و پان ترکیسم و تداوم اشغال قراباغ و سایر مخاطرات گریبانگیر جمهوری آذربایجان را تلاش برای بهره گیری هرچه سریع تر گفتمان "قراباغ 17 ربیع" و چیدن میوه های این گفتمان می دانست و البته، او صرفا به جهاد کلامی هم اکتفاء نمی کرد. زیرا، او کسی بود که حتی پیکر بی جان خود را پس از درگذشتش در روز پنجشنبه 26 اسفند سال 1389 ( 17 مارس 2011) نیز وقف اعتلای اسلام در جمهوری آذربایجان و وصیت کرده بود که در دفنش عجله نشود تا هر آنچه لازم است از پیکر بی جانش نیز برای فریاد کردن اهداف و آمال اسلامی در جمهوری آذربایجان استفاده شود.

 

برچسب ها :

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.