×

منوی اصلی

اخبار ویژه

امروز : سه شنبه 11 آذر 1399  .::.   برابر با : Tuesday 1 December 2020  .::.  اخبار منتشر شده : 12771 خبر
آزادگان از روزهای اسارت می گویند

به گزارش همنوا به نقل از مهر، بیست و ششمین روز از مرداد ماه یادآور بازگشت سرافرازانه آزادگان به میهن عزیز در سال ۱۳۶۹ و فرصتی برای مرور رشادت‌های این غیور مردان است.

سال ۱۳۶۹ سالی پر تلاطم برای ملت ایران بود، روز ۲۶ مرداد سال ۱۳۶۹ بالاخره جمهوری اسلامی ایران با سربلندی توانست رزمندگانی را که مجاهدانه از دین و شرف و خاک کشور دفاع کرده و در دست دشمن اسیر شده بودند، به وطن بازگرداند.

آزاده سرافراز حاج محمد غلامی که قریب به ۹ سال از زندگی خود را در زندان‌ها و سلول‌های عراق گذرانده  بیان کرد: به حسب تکلیف و پیروی از فرامین پیرجماران امام راحل، به کسب و کار خود در کشور کویت پشت پا زده و به ایران آمدم. در آن زمان ۲۰ ساله بودم که خودم را برای خدمت مقدس سربازی معرفی کردم و از مرکز پیاده شیراز راهی جبهه‌های جنگ شدم.

او گفت: قریب به شش ماه در جاده آبادان-ماهشهر بودم و سپس به پادگان مرکز پیاده شیراز برگشتم و از آنجا به مامویت سقز و گیلانغرب رفتم.

وی افزود: گیلانغرب منطقه‌ای حساس بود که ما جایگزین تیپ ذوالفقار شدیم و در پاتک دشمن در ۱۵ آذر سال ۶۰ به اسارت عراقی‌ها درآمدیم.

 

 

این جانباز ۵۵ درصدد لامردی افزود: زمانی که اسیر شدیم با بالگرد ما را به خانقین عراق برده و پس از بازجویی و کتک کاری به مرکز اطلاعات عراق بردند، که پس از ۹روز به اتاق‌هایی که بوی تعفن می‌داد و آب و غذا و امکانات اولیه نبود منتقل کردند به گونه‌ای که ۹۲ نفر از گردان ما که اسیر شده بودیم را در دو اتاق جا دادند.

این آزاده سرافراز تصریح کرد: اکثر آزاده‌ها زخمی شده بودند و سپس ما را به مدت دو روز به دژبانی عراق که جایی سوله مانند بود منتقل کردند و سپس راهی اردوگاه الانبار شدیم.

این جانباز دفاع مقدس خاطرنشان کرد: پس از شش ماه از اسارت، از صلیب سرخ به ارودگاه آمدند و برایمان کارت صادر کردند. خانواده‌هایمان هیچ اطلاعی از ما نداشتند، تا اینکهاز طریق نامه نگاری خانواده ام را مطلع کردم که در اسارت به سر می برم.

این رزمنده دفاع مقدس با اشاره به سختی‌هایی که در اسارت متحمل شده، افزود: اذان گفتن و نماز خواندن ممنوع بود و به شدت با مراسم مذهبی مخالفت می‌کردند.

وی تصریح کرد: قریب به ۹ سال نیز در زندان موصل بودیم و شرایط زندگی خیلی سخت و جان سوز بود.

او به خاطرات حاج آقا ابوترابی و وجود ایشان در بین اسرا اشاره کرد و گفت: حاج آقا ابوترابی بود کلاس‌های قرآن و نهج البلاغه و… را تدریس می‌کرد و همه ما اسرا مدیون ایشان هستیم.

غلامی تصریح کرد: کلاس‌های آموزشی به صورت مخفیانه برگزار می‌شد و هر کسی که فن و حرفه‌ای را داشت به دیگران آموزش می‌داد، که بعضی‌ها حفظ قرآن، و نهج البلاغه را شروع کردند.

وی گفت‌: حجت الاسلام ابوترابی جو اسارت را طوری ساخته بود که از خانه خود نیز بهتر بود.

او بیان کرد: یک روز نگهبان‌های عراقی اعلام کردند که امروز صدام سخنرانی مهمی خواهد داشت، آنها حتی صدای بلندگوی داخل محوطه را بیشتر کرده تا پیام صدام پخش شود، رادیوی عراق همراه با مارش نظامی پیام صدام را مبنی بر تبادل اسرا اعلام کرد، و در اولین اقدام قرار شد تا تبادل اسرا به مرحله اجرا درآید. از این رو بیست ششم مرداد ماه به عنوان روز تبادل اسرای ایران و عراق از سوی دو کشور انتخاب شد.

حاج علی صفری نیز یکی دیگر از آزادگان دفاع مقدس است. وی درمورد نحوه اسارت خود گفت: در نوجوانی به جبهه اعزام شدم و در ۲۵ آذرماه سال ۱۳۶۰ در گیلانغرب، تپه‌های شیاکوه به اسارت نیروهای عراقی در آمدم.

وی از شخصیت سیدآزادگان حاج آقا ابوترابی گفت: شخصیت حاج آقا ابوترابی همانند شخصیت حاج قاسم سلیمانی که محور مقاومت را زنده نگه داشت او نیز یک مکتب و یک الگو برای اسرا بود و همه ما اسرا مدیون ایشان هستیم.وی در مورد تحولات جنگ و رسیدن خبرهای آن زمان به دست اسرا اظهار کرد: از رفتار عراقی‌ها، و اسرایی که جدیداً به ما ملحق می‌شدند متوجه می‌شدیم که در جبهه‌ها چه می‌گذرد.

 


وی در مورد نحوه اسارت خود تصریح کرد: در آذرماه سال ۱۳۶۰ در منطقه شیاکوه در حالی که سپاه و ارتش زیرآتش دشمن تا بن دندان مسلح بود، آنها را به عقب راندیم، و حوالی ساعت ۴ صبح بود که مجروح شدم، و شهیدان علی نعیمی، سید حسین هاشمی و شهید کرمی و ابراهیمی نیز از منطقه لامرد با ما بودند که به درجه رفیع شهادت نائل شدند.

برچسب ها :

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.