×

منوی اصلی

اخبار ویژه

امروز : پنجشنبه 25 تیر 1405  .::.   برابر با : Thursday 16 July 2026  .::.  اخبار منتشر شده : 28073 خبر
«فوتبال زرد» با «شبستر سبز» نمی‌سازد

به گزارش همنوا،  فوتبال ایران در سه دهه اخیر، غالباً با دو وجه از تیمداری روبرو بوده است: اول، تیم‌های ریشه‌داری مانند پرسپولیس، استقلال، ملوان و تراکتور که با وجود مشکلات ساختاری و اقتصادی، به دلیل سرمایه عظیم اجتماعی و خاطره جمعی، همچنان پایگاه مردمی خود را حفظ کرده‌اند. دوم، تیم‌های تحمیلی که یک‌شبه با خرید امتیاز در شهرهای کوچک و فاقد پیشینه فوتبالی متولد می‌شوند. کاراگستر شبستر مصداق بارز این دسته دوم است؛ شرکتی که تا چند روز پیش، حتی در میان صنعتی‌ها، شناخته‌شده نبود، به یکباره با خرید تیم فوتبال، سرخط خبرها می‌شود؛ اما این تازه آغاز ماجرا است.

چرا این مدل بیمار است؟

آسیب‌شناسی این روند، ابعاد متعددی دارد. مهم‌ترین آنها، نبود «مطالبه اجتماعی» در شهر مقصد است. مردم شبستر که پیشتر به واسطه ظرفیت‌های کشاورزی و باغداری شناخته می‌شوند، هیچ درخواستی برای تولد یک تیم حرفه‌ای نداشته‌اند. هوادار، به عنوان مهم‌ترین سرمایه یک باشگاه، در این مدل ساخته نمی‌شود. از سوی دیگر، تمام تجربه‌های مشابه در استان (شهرداری تبریز، ماشین‌سازی تبریز و فولاد گستر) به بدهی‌های میلیاردی، فرار سرمایه‌گذار و در نهایت تحمیل هزینه به دولت و مردم انجامیده است. اساساً تحمیل فوتبال خشن و اشرافی امروز به شهرهای سنتی، به مثابه تخریب بناهای تاریخی است؛ چراکه معضلاتی مانند خشونت، فساد و تعصبات منطقه‌ای را به همراه می‌آورد.

چرا غول‌های صنعتی دنیا این کار را نمی‌کنند؟

سوال اساسی اینجاست: چرا شرکت‌های مطرحی مانند سونی، زیمنس، تویوتا و بوش به دنبال خرید امتیاز یک تیم دسته سومی در شهرهای کوچک نیستند؟ پاسخ روشن است: در نظام حرفه‌ای فوتبال جهان، باشگاه‌داری یا بر پایه «مالکیت اعضایی» (مثل آلمان) یا بر اساس یک «برندینگ حساب‌شده» (مثل تویوتا و باشگاه ناگویا گرامپوس) انجام می‌شود. هیچ بنگاه اقتصادی هوشمندی به دنبال تحمیل یک تیم بی‌هویت به جامعه‌ای نیست که خودش خواهان آن نبوده است. در آن مدل، هدف «ارزش‌آفرینی پایدار» است، نه «جنجال زودگذر».

وانگهی، اگر تیم‌داری فوتبالی، چیز خوبی بود و سود داشت، خود سونگون که یک مجموعه معدنی صنعتی در ابعاد ملی است، فوتبال را رها نمی‌کرد. چرا درس نمی‌گیریم؟

شکست، قابل‌پیش‌بینی

با توجه به پیشینه مشابه، می‌توان پیش‌بینی کرد این پروژه نیز با شکست مواجه شود. دلایل آن روشن است:

فقدان هوادار واقعی: در سایه تیم پرمحبوب تراکتور، جایی برای تیم دوم باقی نمی‌ماند.

وضعیت اسفناک فعلی: کاراگستر کار خود را با ۱۷ امتیاز از ۲۳ بازی و در رتبه هفدهم (منطقه سقوط) آغاز می‌کند.

اقتصاد شکننده: چگونه یک شرکت محدود می‌تواند از عهده هزینه‌های سنگین لیگ دسته یک برآید، در حالی که باشگاه‌های قلدری مثل استقلال و فولاد زیر بار بدهی‌ها قد خم کرده‌اند؟

نبود زیرساخت: شهرهایی مانند شبستر فاقد ورزشگاه و امکانات استاندارد برای میزبانی رقابت‌های سراسری هستند.

درمان ریشه‌ای: بازگشت به فوتبال محلی

فوتبال در ایران به پدیده‌ای «زرد» تبدیل شده است؛ هرچیز زردی، هرچند ساختگی، طرفدار خودش را دارد. اما طرفداری از یک تیم، به معنی تضمین مشتری نیست. طرفدار، کارکرد خودش را دارد. دغدغه او فوتبال است، نه بورس و سهام و سود و ... این در صورتی است که کاراگستر، همین طرفدار را هم ندارد! هر تیم تحمیلی روزی خواهد رفت و تنها بدهی و یأس به جا می‌گذارد.

 اما راه برون‌رفت از این بحران، ترویج «فوتبال سبز» (محلی و نیمه‌حرفه‌ای) در شهرهای کوچک است. مدلی که در آن، تیم‌ها با هزینه کم، بازیکنان بومی شاغل، و با هدف «همبستگی محلی» شکل می‌گیرند، نه با هدف تبلیغات زودگذر برای شرکتی که شناخته‌شده نیست.

برچسب ها :

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.