×

منوی اصلی

اخبار ویژه

امروز : جمعه 30 اردیبهشت 1401  .::.   برابر با : Friday 20 May 2022  .::.  اخبار منتشر شده : 17722 خبر
رشد دست‌فروشی در هزار توی فقر و سخت‌گیری‌های متولیان کسب و کار

به گزارش همنوا به نقل از اقتصاد 24، دست‌فروشی جزیی جدایی‌ناپذیر از زندگی شهری بوده و امروز در تمام دنیا به اشکال گوناگون وجود دارد. اگر این پدیده به درستی سازمان‌دهی شود نه تنها سبب از دست‌رفتن آسایش سایر شهروندان نخواهد بود که شرایط دسترسی آسان‌تر و احتمالا ارزان‌تر به کالاهای گوناگون را نیز به دنبال خواهد داشت. 

در ایران نیز سال‌هاست که با پدیده دست‌فروشی روبه‌رو هستیم، با این تفاوت که به دلیل نبود توجه و برنامه‌ریزی کارشناسی برای ساماندهی این پدیده از سوی نهادهای متولی هم‌چون شهرداری از یک سو و فقر اقتصادی فزاینده در کشور از سوی دیگر این موضوع به یکی از معضلات شهری تبدیل شده است. چنان‌که تاکنون بار‌ها شاهد اخبار ناراحت‌کننده‌ای درباره برخورد خشونت آمیز نیرو‌های انتظامی و شهرداری با دست‌فروشان بوده‌ایم. همچنین ایجاد  شبکه و مافیای دست‌فروشی که اجاره موزاییک‌های معابر عمومی شهر یکی از تبعات این باندهاست از دیگر معضلات رشد مهارنشده و بی‌نظارت این پدیده در محیط‌های شهری کشور است. 

از آن‌جایی‌که دست‌فروشان در کشور ما شناسنامه و مکان مشخصی ندارند و در این زمینه هم قانون روشنی نداریم در هر دوره از مدیریت شهری شاهد برخورد‌های متفاوتی با آن‌ها هستیم، اما داستان دست‌فروشی امروز با بالارفتن آمار فقر شکل دیگری به خود گرفته است و چنان افزایش پیدا کرده که چهره شهر را به آشفته‌بازاری تبدیل کرده است که نه‌تنها زیبا نیست بلکه آسایش را هم از شهروندان سلب کرده است؛ برای نمونه اگر تا دیروز دست‌فروشی در مترو تنها در واگن‌های درحال حرکت انجام می‌شد امروز در سراسر ایستگاه‌ها دست‌فروشانی را می‌بینیم که راه را بر مسافران بسته‌اند و بساط خود را بر سنگ‌های مترو پهن کرده‌اند با این امید که روزی حلال به خانه برند.

دست‌فروشی میان‌بری برای کسب و کار افراد بی‌سرمایه

کوروش محمدی، رئیس انجمن آسیب شناسی اجتماعی ایران درباره دست‌فروشی و دلیل افزایش شمار آن‌ها در کشور می‌گوید: دست‌فروشی یکی از راه‌هایی‌ست که افراد در ناامیدی و درماندگی در پیداکردن شغلی مناسب و ثابت و پایدار به آن روی می‌آورند. برای نمونه شهروندانی که برای تامین معاش خود یا خانواده به شغل نیاز دارند و با وجود داشتن تحصیلات عالیه به این شغل روی می‌‌آورند. برخی از دست‌فروشان در گذشته کاری بهتر داشته اما آن را از دست داده‌اند این موضوع باعث شده که برای تامین معاش خانواده به ناچار وارد کسب و کاری شوند که برای راه‌اندازی آن نیازی به سرمایه زیادی نباشد و دستفروشی دقیقا چنین مشخصاتی دارد. فرض کنید امروز در کشور ما جوانی بخواهد شغلی با مجوز، ثابت و دارای فضای مناسب و استاندارد‌های جامعه ما راه‌اندازی کند، او در این مسیر نابود می‌شود.

او ادامه می‌دهد: امروز در کشور ما سیستم بسیار عریض و طویل صدور پروانه به‌اندازه‌ای دشوار است که فرد به‌کلی از گرفتن آن ناامید می‌شود. ازسوی دیگر اجاره مکانی به‌عنوان مغازه به‌اندازه‌ای سنگین است که هرگز یک جوان از عهده آن برنمی‌آید. یک فرد تحصیل‌کرده را درنظر بگیرید که بخواهد برای کار خود مجوز بگیرد یا مشاوری قصد گرفتن پروانه فعالیت بگیرد به‌اندازه‌ای در این راه دچار مشکل می‌شود و برای آن سخت‌گیری می‌کنند که او به‌کلی از گرفتن مجوز پشیمان می‌شود. در ایران اگر کسی بخواهد شغلی به‌وجود آورد به‌آسانی نمی‌تواند تسهیلات و امکانات لازم را به دست آورد و شاید هرگز نتواند پروانه فعالیت را بگیرد؛ این‌است که افراد به سمتی حرکت می‌کنند که نخواهند به کسی پاسخ‌گو باشند. این افراد به ناچار از پروسه قانونی فاصله گرفته و به سمت مشاغل کم‌سرمایه و کاذب که ناپایدار هم هستند می‌روند. در این شرایط دست‌فروش کالایی را از یک تولیدکننده با قیمت پایین‌تر گرفته و آن را کف خیابان می‌فروشد و درآمد چندانی هم به دست نمی‌آورد چراکه درآمد دست‌فروشان به وضعیت مالی مردم هم بستگی دارد. این کار برای کسبه‌ای که مغازه دارند و مالیات و عوارض و اجاره محل و هزینه پرسنل می‌دهند آسیب‌زاست، از سوی دیگر در بازار نبود بی‌نظمی و نبود توازن به‌وجود می‌آورد.

بیکاری عامل اصلی رشد دست‌فروشی

رئیس انجمن آسیب‌شناسی اجتماعی ایران خاطرنشان می‌کند: فراموش نکنیم یکی دیگر از دلایل رشد دست‌فروشان در جامعه تورم بالاست. تورم به‌اندازه‌ای سنگین شده که مردم توانایی خرید از مراکز خرید رسمی را ندارند بنابراین ترجیح می‌دهند خرید خود را از دست‌فروشان انجام دهند و تمامی این مسائل بحث دست‌فروشی را تقویت می‌کند. به باور من عامل اصلی دست‌فروشی و افزایش آن بیکاری و فقیری‌ و درعین‌حال تورم کمرشکن است که به مردم فشار می‌آورد؛ سیستم ناکارآمد ایجاد  کسب‌وکار در کشور نیز باید به این موارد اضافه شود، سیستمی که نیازمند اصلاح است. 

محمدی اظهار می‌کند: اگر دولت نسبت به دست‌فروشان اعتراضی دارد باید جایگزینی داشته و فضا و تسهیلات و امکانات و مجوز‌های لازم را برای راه‌اندازی کسب و کار فراهم کند، اما امروز اعطای تسهیلات برای اشتغال به‌اندازه‌ای دشوار است که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را دریافت کند. برای نمونه بانک‌ها اگر وامی هم بدهند آن‌قدر شرایط سخت و سود‌های بالا دارند که افراد ترجیح می‌دهند اصلا به آن سمت نروند چرا که حتی توانایی تامین ضامن‌ را نیز ندارند. این‌جاست که متوجه می‌شویم این سیستم به‌کلی معیوب و ناکارآمد است و حاکمیت حتما باید برای آن‌ چاره اساسی بیندیشد.

رفتار‌های هیجانی دولت کاری از پیش نمی‌برد

وی با بیان این‌که کار با رفتار‌های هیجانی دولت مانند اعلام افزایش یارانه‌ها و تسهیل وام‌های خوداشتغالی ۵۰ میلیونی مشکل حل نمی‌شود می‌گوید: این‌گونه کار‌ها هیچ مشکلی را حل نمی‌کند و ما باید از ریشه، مشکلات را برطرف کنیم، براساس نیازی که در کف جامعه وجود دارد.

رئیس انجمن آسیب شناسی اجتماعی ایران برای برون‌رفت از این اوضاع پیشنهاد می‌کند که حمایت‌ از  افراد کم‌بضاعت و بیکار از طریق تقویت حوزه تولید و به‌وجودآوردن فضایی برای اشتغال انجام شود. فضای تولید کشور نه‌تنها امروز توانایی جذب افراد بیکار را ندارد، بلکه درحال تعدیل نیرو‌های خود بوده و تلاش می‌کند تولید را با کمترین نیرو پیش برد.

وی با بیان این‌که قوانین کار کشور به نفع کارفرماست، توضیح می‌دهد: در این قوانین به ظاهر  گفته می‌شود سیستم وزارت کار از کارگر دفاع می‌کند، اما واقعیت این است که قوانین برای کارکنان امنیت شغلی به‌وجود نمی‌آورد و همین موضوع سبب شده تا کافرما‌ها با دورزدن قانون در بسیاری مواقع از کارگرانی استفاده کند که نسبت به دیگران توقع و چشم‌داشت کمتری داشته و از مزایای امنیت شغلی چیزی نخواهند و کار خود را این‌گونه پیش می‌برند. این قوانین باید اصلاح شود. امروز در کشور کارفرما‌هایی داریم که از نیروی کار جامعه سوءاستفاده می‌کنند، چون حقوق و مزایای قانونی و بیمه به او نمی‌دهند، از نیروی کار سفته و چک گرفته است و او هم به همین دلیل نمی‌تواند اعتراض و حقوق خود را مطالبه کند. بیگاری‌کشیدن از افراد، روش‌های بی‌قانونی و فرایند بیکاری در جامعه را توسعه می‌دهد.

محمدی تصریح می‌کند: دولت از همه چیز باخبر است و تمامی مشکلات را می‌داند و پرسش اساسی و مهم ما هم همواره این بوده است که چرا کاری نمی‌کند. چرا دول گوناگون در ایران از الگو‌های موفقی که در دنیا و در این زمینه وجود دارد بهره نمی‌گیرند. البته در کشور‌های پیشرفته پدیده‌ای با نام دست‌فروشی به شکلی که در ایران می‌بینیم وجود ندارد و افرادی که با این شکل کار می‌کنند براساس ضوابط و براساس قانون و معیاری مشخص به شهرداری‌های شهر خود مالیات و عوارض می‌دهند و فعالیت‌شان به صورت قانونی است.

چرا فرصت‌های شغلی در ایران برابر نیست؟

وی ادامه می‌دهد: از سوی دیگر ما مشاغل را در کشور محدود کرده‌ایم و نتیجه این شده است که در جامعه همه به شکلی برابر نمی‌توانند فرصت‌های شغلی داشته باشند. ما بیش‌ از آنکه به تولید بیندیشیم به توسعه و گسترش بوروکراسی اندیشیده‌ایم و در ارگان‌ها و نهاد‌ها و ادارات دولتی گوناگون مدام با ضابطه و بی‌ضابطه افرادی را استخدام کرده‌ایم و امروز با حجم عظیمی از نیروی کار و تراکم و تورم انسانی روبه‌رو هستیم که کارایی اندکی دارند، در این‌جا نیاز به اعتبارات دولتیست و توجه دولت را به آن سو هدایت و متمرکز می‌کند. درصورتی‌که می‌شد با همین نیروی کار و به‌وجودآوردن ظرفیت‌های تولید و اشتغال و فضا‌های تولید در جامعه و رفتن به سمت تولیدات خانگی بخش بزرگی از جامعه را درگیر کنیم.

رئیس انجمن آسیب شناسی اجتماعی ایران با اشاره به این‌که این فرایند در جامعه ما در حد شعار باقی مانده است خاطرنشان می‌کند: این شیوه راه را برای برخی افراد به منظور مال‌اندوزی بیشتر فراهم کرده است. این اشخاص در قالب کار‌های خیر و نیکوکارانه افراد را با عنوان مشاغل خانگی و کار نیکوکارانه به کار می‌گیرند درصورتی‌که بیمه و مزایای کافی به آنها پرداخت نمی‌کند، کارفرما از حاصل کار زیاد اما با دستمزد پایین این افراد، سود‌های آن‌چنانی به دست می‌آورند. جالب این‌جاست که دولت نسبت به این موضوع آگاه است، اما هم‌چنان به حمایت خود از این خیریه‌ها ادامه می‌دهد و اتفاقا نشان می‌دهد که تا چه اندازه به آن‌ها افتخار می‌کند و بیان می‌کند که شغل به‌وجود می‌آورند درحالی‌که کاری که آن‌ها می‌کنند گسترش بیگاری در جامعه است.

این جامعه‌شناس تاکید می‌کند: ما باید بدانیم که این خیریه‌ها ایجاد اشتغال نمی‌کنند، چرا که شغل هنگامی ایجاد می‌شود که فرد به شغلی پایدار، مطمئن و ایمن دست پیدا کند و حقوق قانونی دریافت کند. کاش تسهیلاتی که در اختیار اینگونه مراکز خیریه‌ای و ان‌جی‌اوها قرار می‌گیرد در دستان دولت به‌گونه‌ای هزینه می‌شد که برای افراد جامعه شغل‌های پایدار به‌جود آورد تا شاهد کاهش این آمار باشیم، در چین تولید در جامعه به هم‌افزایی و بازتولید منجر می‌شود و از کنار آن مشاغل غیرمستقیم به‌وجود می‌آید، اما ما از این حوزه غافلیم. امروز بیش‌ از ۲۵ درصد از افراد جامعه ما حاشیه‌نشینند که همین موضوع عامل مهمی برای رشد بیکاری و فقر و ناهنجاری‌هاست. چرا ما برای این موضوع کاری انجام نمی‌دهیم تا روزبه‌روز شاهد افزایش حاشیه‌نشینی در کشور نباشیم؟ همان‌گونه‌که گفتم دولت از همه چیز آگاه است، اما خود را به خواب خرگوشی و بی‌خیالی زده و این خواب سبب تقویت این مسائل در کشور شده است.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.