×

منوی اصلی

اخبار ویژه

امروز : یکشنبه 11 خرداد 1399  .::.   برابر با : Sunday 31 May 2020  .::.  اخبار منتشر شده : 9831 خبر
داستان پنجره های خسته یک عمارت

یادداشت وارده/اختصاصی همنوا عمارت شهرداری تبریز یکی از بناهای زیبا، مستحکم و دیدنی شهر تبریز است که ساخت آن از سال ۱۳۱۴ تا ۱۳۱۸ خورشیدی در محل گورستان متروک و مخروبهٔ  کوی نوبربا نظارت مهندسان آلمانی و در زمان شهرداری "حاج‌ارفع‌الملک جلیلی" انجام شد. این اثر در تاریخ ۲۹ تیر ۱۳۷۷ با شمارهٔ ثبت ۲۰۵۵ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است. در سال ۱۳۸۶ خورشیدی، به مناسبت بزرگداشت یکصدمین سال تأسیس اولین انجمن شهر و بلدیه ایران در تبریز، به نخستین موزه شهر و شهرداری‌های کشورموزه شهر و شهرداری‌های کشور تبدیل و مورد بهره‌برداری قرار گرفت.در این نوشته نگاهی به پنجره های چوبی و زیبای این عمارت تاریخی خواهیم داشت، پنجره هایی که در گذر زمان غبار فراموشی برچهره شان نشسته و به تدریج از درون پوسیه شده اند. مرمت پنجره های عمارت تاریخی شهراری تبریز کار بسیار ارزشمندی بود که باید سال ها پیش انجام می شد هر چند انجام نشده بود چندی پیش با شروع مرمت، کم کم رنگ فرسودگی از چهره رنگ پریده این پنجره ها رخت بربست و زیبایی این شاهکار معماری تبریز بیشتر به چشم آمد. تازه چراغ امید در دل دوستداران فرهنگ و تاریخ این کهن شهر ایران روشن شده بود که از تمام عمارت به آن بزرگی به مرمت پنجره های برج ساعت اکتفا کرده باقی را نیمه کاره رهایش کردند.کاری به دلایل نیمه تمام ماندن این طرح نداریم، دنبال مقصر ماجرا هم نمی گردیم. ولی به قول معروف "کار زیبا کردن از پر کردن است" حالا چشم هر کس به پنجره های زیبا و مرمت شده برج ساعت می افتد فرسایش پنجره های کناری بیشتر و بیشتر به چشمش می آید. نمی شود که باقی پنجره ها را بپوشانیم و به قول قدیمی ها " درش را گل بگیریم برود پی کارش "عمارت شهرداری تبریز از نمادهای زیبای این شهر و پای ثابت بازدید گردشگران تبریز است، حتی همین اواخر که بلیط و هزینه ورودی برای بازدید از این عمارت تاریخی درنظر گرفتند و در نوع خودش کار خوب و مثبتی هم بود باز از تعداد بازدیدکنندگانش کم نشد. مگر چند تا عمارت مثل این در شهرمان داریم که اینگونه به حال خودش رهایش کرده ایم؟ شاید انتظار معجزه داریم؟ تا ما دست به کار نشویم و کمر همّت برای مرمتش نبندیم کاری از پیش نخواهد رفت.پای صحبت بازدید کنندگان که می نشینم از حال بد پنجره های باقی مانده می گویند. اینکه چقدر فرسوده و پوسیده اند. اینکه چه ارزشی دارند این رهاشده های نگون بخت ... اینکه چرا مرمت آن ها متوقف شده است و صدها چرای بی جواب دیگر.پیرمردی که سال ها نجار بود می گفت ساختن این پنجره های بزرگ کار هر کسی نیست آن هم با وسایل ابتدایی آن زمان، به قول خودش "گاو نر می خواهد و مرد کهن" پیرمرد دل پری داشت از رهاشدن این میراث بی نظیر شهرمان، می گفت هر سال که می آیم و فرسوده تر از سال قبل می بینمشان دلم می گیرد، کاش می توانستم تا کار از کار نگذشته کاری برایشان بکنم حتی اگر شده با هزینه ی خودم .شاید  بیشترین تلنگر را گردشگری از شیراز به من زد، انگار از خوابی هزار ساله بیدار شدم، وقتی می گفت : " شما چرا قدر داشته هایتان را نمی دانید "ای کاش هر کسی باعث و بانی مرمت پنجره های برج بود پا پیش بگذارد برای ادامه این کار زیبا که اگر پا پیش نگذارند چه بسا باد و باران چیزی از این شاهکار معماری تبریز برای فرزندانمان باقی نگذارند .

برچسب ها :

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.