گروه : اجتماعی
به گزارش همنوا، بهرام سرمست، در دیدار با اعضای موسسه خیریه حمایت از سالمندان تبریز، خاطرنشان کرد: فرهنگ خیریه و کار خیر که در تبریز وجود دارد را در جای دیگر نمیتوان یافت و موسسه خیریه حمایت از مستمندان یک مجموعه قابل تحسین است.
وی پیشنهاد راه اندازی شهرک سلامت برای کودکان بی سرپرست و سالمندان را مطرح و اظهار کرد: میتوانیم مرکزی را راه اندازی کنیم که این دو قله زندگی (کودکی و سالمندی) به یکدیگر وصل شوند.
سرمست گفت: این کودکان محروم از مهر مادری و پدری و بسیاری از سالمندان نیز در حسرت دیدار با نوه و فرزندان خود هستند بنابراین میتوان با راه اندازی مجموعهای برای این ۲ قشر کنار یکدیگر، این فرصت را فراهم کرد.
وی با بیان اینکه این پیشنهاد را در زمان تصدی استانداری قم داده بود و خیران استقبال کرده بودند افزود: این ایده دهکده یا شهرکی برای ۲ قشر مهم جامعه را میتوان با حمایتهای دولت وفاق ملی در تبریز پیاده سازی کرد.
پیشنهاد استاندار آذربایجانشرقی اگرچه از نیت شفقت، تکریم و توجه استاندار آذربایجانشرقی به دو گروه اجتماعی حکایت دارد، اما آشکارا این دو قشر را از عرصه اجتماعی شهر، منفک میکند، حال اینکه تکتک افراد و اقشار اجتماعی، به مثابه پازلهایی هستند که جامعه برای بالندگی و تکمیل خود، نیازمند حضور آنهاست.
اختصاص پارک ویژه برای زنان، معلولان و جانبازان، کودکان و سایر گروههای خاص، معمولاً در مناسبتهای ویژه هر یک از این اقشار، مطرح میشود و غالباً هم مورد استقبال این افراد و رسانهها قرار میگیرد. ناگفته پیداست در شرایط مالی و اجرایی و مدیریتی، چنین ایدههایی، صرفاً مصرف رسانهای دارند و به ندرت به مرحله طراحی و اجرا میرسند. اما با در نظر داشتن تکرار مداوم چنین صحبتهایی، لازم است از تبدیلشدن آن به یک تدبیر و راهکار اجتماعی، پیشگیری کرد.
اختصاص فضای ویژه برای یک فرد سالخورده یا یک معلول یا یک کودک، آشکارا این پیام را به او القا میکند که «تو عادی نیستی و باید جدا از افراد عادی، در یک محدوده با ضوابط متفاوت از عرصه طبیعی شهر حضور داشته باشی.»
معلولیت، سالمندی، کودک کار و ... از ویژگیهای اجتماعی و اجتنابناپذیر هر شهر و جامعه است. پسندیده است به جای اختصاص فضای ویژه برای هر یک از این ویژگیها، عرصه شهر را برای تعامل و حضور طبیعی این افراد مساعد کنیم. این عرصه، اولاً باید در فرهنگ عمومی جامعه جاافتاده باشد، تا همه شهروندان، به دور از دلسوزی و رفتارهای اغراقآمیز، روابط منطقی با یک سالمند یا یک کودک اوتیسمی داشته باشند. در وهله دوم، کالبد شهری، در بخشهای مختف فضای سبز، حملونقل، خدمات اداری و بانکی و ...مهیای نقشآفرینی عمومی تکتک افرادی باشند که ظاهراً ویژگیهای طبیعی و عادی ندارند. به این ترتیب میتوانیم شاهد رشد مهارت و درک اجتماعی در شهر باشیم. اما اگر بنا را بر این بگذاریم که هر گروه خاص، پارک و بازار و بانک و باشگاه ویژهای برای خود داشته باشد، جامعهای تکبعدی و غیرطبیعی خواهیم داشت.
شهر یک عرصه طبیعی است. ساختن جزیرههای خاص برای افرادِ ظاهراً خاص، اصل یکپارچگی اجتماعی را نقض میکند. چنین ایدهای حتی اگر با بهترین شرایط رفاهی و زیرساختی نیز باشد، در خوشبینانهترین حالت، ایده جداسازی افراد از هم است؛ ایده تنهایی آدمها...
https://hamnava.ir/News/Code/7542459
0 دیدگاه تایید شده