دوشنبه ۲۵ام تیر ۱۳۹۷ , Monday 16th July 2018
به نظر می‌رسد که ایرانیان در مواجهه با مدرنیته در دو قرن اخیر بر یک خط مستقیم نبوده‌اند. خواب و غفلت از آنچه در غرب می‌گذرد (دوران قاجار)، شروع مدرنیزاسیون بدون در نظر گرفتن مهمترین مولفه‌های فرهنگی مدرنیته یعنی دموکراسی مبتنی بر فردگرایی (دوران پهلوی)، ادامه‌ی نسبی مدرنیزاسیون با تاکید بر فقط یکی از وجوه سنت تمدن ایرانی یعنی تشیع (دوران جمهوری اسلامی) و پذیرشی حداقلی از دموکراسی غربی تحت عنوان مردم‌سالاری دینی، مسیری بوده است که ایرانیان در این دو قرن پیموده‌اند. اکنون به نظر می‌رسد که پس از گذشت حدود دو قرن از ورود مدرنیته به ایران، کشور ما در وضعیتی قرار دارد که دو راه را پیش روی خود می بیند: الف: اصرار بر در جا زدن که مشخصا به معنی تداوم تضادهای اجتماعی و بلاتکلیفی فرهنگی و رکود افتصادی است. ب: وادادگی کلی در مقابل غرب که یقینا با منافع ملی در تضاد است.
آخرین اخبار