سه شنبه ۲۹ام خرداد ۱۳۹۷ , Tuesday 19th June 2018
در عصر مدرن پر زرق و برق تبریز، وقتی بازار کهن این شهر با سکوت و رخوت مواجه است و نظام سرمایه داری سعی در خرد کردن ساختار ایرانی و اسلامی بازار دارد، حتی با پهن کردن سفره نان و پنیر هم نمی توان ارزش های به باد رفته شهر را جان دوباره بخشید.
تحلیلی دربارۀ حلقۀ گمشدۀ فعالیت های ارتباطیِ مدیریت شهری تبریز
به تازگی مدیرکل ارتباطات و امور بین الملل شهرداری تبریز اعلام کرد که در راستای توسعه فعالیت های حوزه رسانه ای، شهرداری تبریز برای دریافت مجوز رسانۀ مکتوب اقدام کرده‌ و با تصویب شورای اسلامی شهر مقدمات لازم برای راه اندازی روزنامه سراسری در تبریز فراهم خواهد شد.
ایراد اساسی ما این است که اسلام و انقلاب را در تعارض بین سنت و مدرنیته خلاصه کرده ایم و این تز در نظر جوان تحصیل کرده انقلابی امروز قابل قبول نیست، چرا که هیچ نقشه و ایده ای برای پیشرفت نمی دهد.
حسن روحانی، رییس جمهور منادی "تدبیر و امید"، بالاخره آمد و رفت و به یمن حضور یک و نیم روزه اش در تبریز، دیدارها، سخنرانی ها، بازدیدها و افتتاح هایی در تبریز و برخی شهرهای استان رخ داد.
ـ اگر قرار بود کسانی مشخص از رئیس جمهور سوال بپرسند، چرا جلسه گذاشتید و وقت ما را گرفتید؟

امروز در استان آذربایجان شرقی استانداری داریم که می‌خواهد همه چیز را بر پایه چند آمار و مقایسه به دوستانه‌ترین و خونسردترین حالت ممکن فیصله بدهد. اما مخاطب هوشمندتر از آن است که به نرمش لحن و کلام پیچاپیچ استاندار محترم اغوا شود. نگاه هوشمند مخاطب در کمین سال آینده است که سرشار از وعده آغاز شده است.
اگر دید ما نسبت به شورا به جای جمع افکار، به سوی فردیّت سوق پیدا کند خطا کرده ایم . طرح سوالات آنچنانی به دلیل نظر سنجی غیر علمی و غیر فراگیر که به جز اختلاف بین اعضای شورا حاصل دیگری را به دنبال نخواهد داست فاقد ارزش و اعتبار است.

نياكان در مرتفعات مدخل شهر صفاصف درختان مصفائي توت كاشته «توتلق» بودند. ایام تعطيل و هر روز ‏‏تابستان مفر اهل شهر بود. ذوق را بين كه «اوخويان‌لار قهوه‌سي» را هم آنجا دائر كرده بودند كه ‏‏«بلبل‌بوغازان» شهر گوش و هوش مردم را بنوازند. «اقبال‌السلطان» مايه مي‌داد و 50 نفر يكايك ‏گوشه‌هاي ‏دستگاهی را مي‌خواندند تا شب مي‌شد. آن ته هم حوضي بود براي آبتني و تفريح و قهقه‌ها. ‏‏«پايان يولي ‏و پايان گؤلی»‏
نقب سهند به تاریخ شنیدنی است. فریادی به درازای عمری مبارزه. و اینک او امام را مردی خدایی می‌بیند که فریاد قرن‌ها را با خود آورده و سیلی به راه انداخته که پهلوی را برچیده است. او خطاب به امام می‌گوید، تو سخن حقّ خلق هستی که قرنهاست در گلو مانده است. سن ائلین قرنلر آغزیندا قالان حق سؤزوسن. و امام را چشم حق‌ِّ حق‌بینی می‌داند که در میان تاریکی‌ها حق را می‌بیند و می‌نماید. و اگر پهلوی مغلوب او شد، دلیلش یک چیز بود و آن حق بود. و شنیدن این سخن از زبان شاعری که همعمری با تمایلات چپ زیسته چه شنیدنی است.
نیازی نیست که مثلا در راهپیمایی‌ها و اجتماعات مردمی، کسی محسن‌مهرعیزاده را معرفی کند، کیست که او را نشناسد؟ اما وای بر موقعی که مثلا یک مدیر میانی شهری، استاندارش را نشناسد!
حاج آقا علاقمند است در کنار وظایف «نمایندگی ولی‌فقیه» مثل یک شهروند معمولی، امورات روزمره زندگی‌اش را انجام دهد. مثل همه تبریزی‌های اصیل، از مجلس ختم کسی، غافل نیست، در مناسبت‌های مختلف به همشهریانش سر می‌زند، سوار تاکسی، اتوبوس و مترو می‌شود و زندگی عادی خودش را دارد و در مقابل، ما مدام برای زندگی و سلوک معمولی ایشان کف و هورا می‌کشیم، و به شخصه واهمه دارم که این تحسین‌های بی‌رویّه، اولاً آرامش ایشان را سلب کند و در ثانی، فضا را مهیای جولان‌دادن «تملّق» در استان کند.
آخرین اخبار