دوشنبه ۱ام مرداد ۱۳۹۷ , Monday 23rd July 2018
ماغازا / طنز
نمی دانم با این همه اقتصاد دان و سیاست مدار در ایران چرا قیمت تخم مرغ گران می‌شود. ما هر کدام اندازه ده تا آدام اسمیت نظریه اقتصادی داریم. می‌گفت: بانک ها ما را تحریم کرده‌اند، پول بگذاریم جیب‌مان، بی‌منت برویم خرید کنیم. فرض کنید تاجر ما رفته بوئینگ بخرد، اولا جیبش باید چه اندازه باشد و در ثانی چقدر باید پول ببرد !
اختصاصی همنوا /نگاه طنز
نگاه طنز روزنامه سرخاب به ماجرای غیبت شهردار تبریز
طنز / گفتگوی خیالی با وکیلی که هم قانون می داند و هم خطبه می خواند!
آدم باید همزمان با چندین و چند نفر مِنچ بازی کند و مدام تاس بیاندازد و مهره تاس شش بیافتد و بعد دوباره جایزۀ تاس شش را بازی کند و آن قدر بازی را ادامه بدهد تا جان طرف مقابل در آید.
شعر طنزی که در محضر رهبر انقلاب قرائت شد
در دیدارهای نیمه ماه مبارک رمضان در کنار اشعار حماسی، اجتماعی و اخلاقی اغلب اشعار طنز طرفداران خاص خود را دارد و می‌تواند فضای دیدار را با نشاط‌تر کند.
یازده اردیبهشت، چهاردهمین سالگرد درگذشت کیومرث صابری فومنی ملقب به گل آقای ملت ایران است. اکنون یازده سال است که زبان گویای مردم ایران در بیان دردها و مشکلات خاموش شده است و رکن اساسی طنز در کشور از دست رفته است.
اینچنین که می کشد بالا دلار/ چشم ما را کرده گریان الغیاث/ می کشد پایین ولی دائم ریال/ از چنین وضع پریشان الغیاث...
امّا و اگر، شروطی هستند که در قانون با ماده تبصره‌ها تعریف شده است و برخی از ما بهتران را از ملّت غیور و شریف ایران مستثنی نموده است و البته باب تخلف را نیز باز کرده است! ای کاش قانون برای همه حتی پسر خاله و پسر دایی و دختر عموهای مسئولین یکسان بود.

به این فکر می کردم که اداره فرهنگ و ارشاد استان ما چقدر دستش در ارائه عملکرد خالی است! آن‌قدر که وقتی وزیر متبوعش برای سرکشی و شرکت در آیین آغاز رویداد تبریز 2018 به شهر شعر و ادب و فرهنگ می‌آید، دو سه جای دَم دستی همیشگی را به او نشان داده، از سر ناچاری پروژه شهرداری در ارتفاعات عینالی را هم به مخلفات برنامه بازدید می‌افزاییم به اضافه کف و سوت و هورا!
<p style="text-align: justify;">تابلو فرش‌ها، سکه‌ها و هدایایی از این دست باید در اموری مثل آزادی زندانیان صرف شود که این راحت‌ترین راه برای نهادینه‌سازی فرهنگ صرف هدایای گرانقیمت فقط برای امور خیریه و نوع‌دوستانه و مبارزه با اشرافی‌گری است.</p>
امروز صبح، میهمان یک جمع ساده و صمیمی بودم، ساده، راحت، بی آلایش، بدون هیچ گونه تشریفاتی! بهانه حضور برگزاری کنسرت موسیقی توسط گروه هارای در تبریز بود، گروهی جوان اما با سابقه در عرصه موسیقی در تبریز. جمع ساده خبرنگاران و این گروه، بر خلاف سایر نشست های خبری، جوی سنگین نداشت، گویا همه خودشان بودند و بس! نه از ادا و عشوه های هنری خبری بود و نه از حرف های آنچنانی هنری! تمام حرف ها و گفته ها محور کنسرت بود و درد دل این هنرمندان با مردم و شاید مسئولین!
آخرین اخبار