یکشنبه ۲ام مهر ۱۳۹۶ , Sunday 24th September 2017

مرداد ۱۴ام, ۱۳۹۶

کد خبر : 93690

بازخوانی/

تبریز؛ تاثیرگذارترین شهر در جریان فکری مشروطه

انقلاب مشروطه مقوله بزرگ و تاثیرگذاری در تاریخ معاصر ایران است که به نوعی همه شهرهای کشور را در بر گرفته بود اما آنچه که تا به حال از مشروطه ایرانی بیان شده است نه بررسی و تفسیر وقایع بلکه روایتی تاریخی از این انقلاب تاثیرگذار است. برای واکاوی مشروطه ایرانی، میزبان رحیم شهرتی‌فر دکترای تاریخ، احد عبادی دکترای تاریخ و رسول پورزمانی محقق تاریخ مشروطه بودیم  تا نظرات خود را درباره مشروطه و سیر تحول اجتماعی در آن زمان بیان کنند.

بررسی مسائل مهم سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی استان با رویکردی همه جانبه، مقوله‌ای است که کمتر در میان رسانه‌های استان به چشم می‌خورد. پایگاه خبری تحلیلی هم نوا در هر هفته میزگردی با موضوعات مهم منطقه‌ای برگزار می‌نماید. سعی شده است در این میزگردها با دعوت از کارشناسان مجرب، دیدگاه موافقان و مخالفان امکان طرح داشته باشد تا خوانندگان از زوایای مختلف بحث آگاهی یابند؛ که البته اطلاع‌رسانی همه جانبه و منصفانه وظیفه اصلی هر رسانه است. نخستین میزگرد «هم نوا» مقارن با ایام مشروطه بود و این اولین گام ما است. امیدواریم خوانندگان محترم و کارشناسان مسائل، ما را در ادامه این راه یاری نمایند.

انقلاب مشروطه مقوله بزرگ و تاثیرگذاری در تاریخ معاصر ایران است که به نوعی همه شهرهای کشور را در بر گرفته بود اما آنچه که تا به حال از مشروطه ایرانی بیان شده است نه بررسی و تفسیر وقایع بلکه روایتی تاریخی از این انقلاب تاثیرگذار است. برای واکاوی مشروطه ایرانی، میزبان رحیم شهرتی‌فر دکترای تاریخ، احد عبادی دکترای تاریخ و رسول پورزمانی محقق تاریخ مشروطه بودیم  تا نظرات خود را درباره مشروطه و سیر تحول اجتماعی در آن زمان بیان کنند.

***

*از بازه زمانی معاهده‌های  ترکمنچای و گلستان تا انقلاب مشروطه، اوضاع اقتصادی، سیاسی و اندیشه ورزی مردم ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

رحیم شهرتی‌فر: زمانی که در ایران دولت آقا محمد خان قاجار روی کار می‌آید در دنیا با قدرت گرفتن کشورهای استعماری انگلستان، فرانسه و روسیه همزمان است و همه آن در صدد توسعه ارضی بوده اند. آقا محمدخان قاجار به سرعت به حکومت خود قدرت می‌بخشید و در صدد توسعه ارضی کشور برمی آید و همین مسائل و استعمار کشورهای اروپای در کشورهای همجوار باعث می‌شود که که مسئله عقب افتادگی ایران در بسیاری از مسائل مطرح شود.

پس از کشته شدن محمدشاه قاجار و روی کار آمدن قتحعلی شاه به سران حکومتی و تجاری که به سایر کشورها رفت و آمد داشتند به عقب افتادگی ملت ایران اذعان می‌کنند و از این رو افرادی مانند عباس میرزا به این فکر می‌افتند که با تجهیز ارتش مدرن و فرستادن افرادی به اروپا برای تحصیل و استفاده از علم و تجربیات آن‌ها در اداره کشور ایران را از عقب افتادگی در مقابل جوامع اروپایی نجات دهند.

احدعبادی: قرارداد ترکمنچای با وجود همه مسائل و مشکلاتی که داشت یکی از اساسی ترین تغییرها را درجامعه ایرانی به وجود آورد یکی از مفاد این معاهده این بود که اجناس روسی نباید بیش از ۵ درصد گمرک داشته باشند و این رو کشاورزان از کشاورزی معیشتی به کشاورزی نقدآور روی کردند و با ورشکستگی مواجه شدند و پس از این جریان بود که به برای کار به شهرها مهاجرت کردند.

4 (6)

به دلیل موقعیت ژئوپولوتیک تبریز و همسایگی با منطقه قفقاز و مهاجرت افرادی برای کار در این منطقه این کارگران فصلی در رفت و آمد‌های  خود تفکر تغییرخواهی و انقلاب وارد کردند و از این رو تبریز و آذربایجان بیش از سایر کشورها مستعد اعتراض بوده است.

رسول پورزمانی: به نظر من آن زمان تفکر اصلاح پذیری جمعی در جامعه وجود نداشت واگر کسی هم درصدد اصلاح در جامعه برمی آمد با عناوین مختلفی متهم میشد و نمیتوانست به اهداف خود برسد همانطور که برای مثال عباس میرزا به ناحق به مسیحی بودن و چکمه روسی پوشیدن متهم شده بود. به همین دلیل پیش از مشروطه  بسیاری از مسائل و حرکت‌های  اصلاحی به نتیجه نمی رسد.

در قرارداد ترکمنچای و گلستان شاهان قاجار به نظر جز امضای این قراردادها چاره دیگری نداشتند چرا که شاید اگر مقاومتی صورت می‌گرفت روسها تا تهران می‌آمدند و کل کشور به خطر می‌افتاد. (سوالی که در این قسمت پرسیده شده بود متفاوت با سوال ذکر شده در بالا بود و به همین جهت جواب متفاوتی نیز داده شده است. سوال در باره حرکت‌های  اصلاحی قبل از مشروطه و دلیل عدم موفیقت آنها بود)

*در سال‌هایی که به مشروطه نزدیک‌تر می‌شویم سیر نگاه به تغییرات و اینکه چه می‌خواهیم را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

رحیم شهرتی‌فر: تمدن مغرب زمین دو رویه دارد که اولی  علم و دانش است و جنبه دیگر آنتفکر استعماری اندیشه‌گران و روشن‌فکران و رهبران فکری جامعه است.

در سال‌هایی که به انقلاب مشروطه نزدیک می‌شدیم ما شناختی دقیق از احوال دنیا نداشتیم ولی در بی‌خبری محض هم به سر نمیبردیم برای اینکه سران سیاسی و نخبگان به انگلستان رفت و آمد داشتند و از طریق قفقازمردم به  روسیه  تردد می‌کردندو شاهد تحول علمی در آن زمان بودند.

در کشور ما حکومت استبدادی ریشه‌دار وجود داشت و هر کس به قدرت می‌رسید ظل الله نامیده میشد و او با تکیه بر فرهنگ دیرینه موروثی می‌توانست مشروعیت حکومتی کسب کند.

قبل از قاجاریه دولت مقتدر صفوی روی کار بود و مردم مشروعیت آن‌ها را پذیرفته بودند، ولی قاجاری‌ها نمی‌توانستند مشروعیت حکومت خود را به مردم بقبولانند و مورد هجمه‌های خارجی نیز بودند و از این رو به روحانیت متوسل شدند.

4 (7)

روحانیت به عنوان تنها سازمان مردمی متشکل گسترده در کل کشور از نفوذ روز افزونی برخوردار بود چرا که هم تشکیلات گسترده داشتند و در طرف مردم هم مقبول بودند حکومت مجبور به توجه به روحانیت می‌شود تا به خود مشروعیت بدهد.

از طرفی دیگرروشنفکران نمی‌توانستند آنچه که در اروپا بود را به داخل کشور وارد کنند و به این فکر افتادند که احکام اسلامی را با اتفاقات مغرب زمین تظبیق دهند و می‌خواستند بگویند آنچه در اروپا اتفاق افتاده همان چیزهایی است که چند قرن پیش، اسلام گفته است در حالی که واقعیت چیزی به غیر از این است جامعه اروپایی ویژگی‌های  خود را دارد مشکلی که روشفکران ما دارند و با آن درگیر شدند و نتوانستند از عهده آن بربیایند همین موضوع بود.

با بررسی این موضوع به نکات جالبی می‌رسیم، اینکه مردم ایران در سال‌ها مشروطه میدانستند چه نمیخواهند ولی نمیدانستند چه می‌خواهند!

*آیا در تصور مردم ایران  از مفهومی به نام مشروطه اجماع نظر وجود داشت؟

عبادی: ما وقتی به نهضت تنباکو نگاهی می‌اندازیم متوجه میشویم علیرغم اینکه در منطقه تبریزو آذربایجان به دلیل شرایط اقلیمی کاشت تنباکو وجود ندارد ولی تبریز و آذربایجان در این موضوع پیشرو هستند.

این امر به دلیل موقعیت جغرافیایی تبریز است که باعث شده است با مفاهیم مدرن آشنا باشند. در انقلاب مشروطیت نیز مفهومی وجود داشت که باعث میشد روحانیت و تجار و روشنفکران زیر یک پرچم جمع شوند ولی چون این مفهوم و تفکر امری وارداتی بود و در این امر سست هستند بعد از مشروطه به سرعت از هم فاصله میگیرند و جریان‌های  سوسیال دموکرات اضافه شده و جامعه را به جامعه‌ای دوقطبی تبدیل می‌کند.

*نسبت روحانیت با انقلاب مشروطه چیست؟ آیا نگاه آن‌ها نگاه ماهوی و متفاوت است؟

رسول پورزمانی: طیفی از روحانیت روشنفکر معنای مشروطه را می‌دانستند ولی همه آن‌ها درک درستی از مشروطه نداشتند.

تجار نیز برای برقراری امنیت در جامعه برای ایجاد شرایط مساعد تجارت و به دست آوردن پست سیاسی به دنبال روحاینت از مشروطه حمایت می‌کردند.

مهم ترین مساله درباره روحانیت و مشروطه خواهی، کارکرد روحانیت در مسیر جنبش و امتیازات روحانیون در مقایسه با سایر طیف‌های  دخیل در انقلاب مشروطه  است. به عنوان مثال در محدوده زمانی مورد نظر اکثریت مردم جامعه روستایی بودند و روشنفکران و تجار برای اینکه بتوانند مردم روستایی را با خود همراه کنند با تفکرات مذهبی و با استفاده از جایگاه روحانیت در بین مردم پرچم امام حسین (ع) را بالا بردند و به مردم اینگونه این را تفهیم کردند که پیروی و حمایت از مشروطه پیروی از اسلام است و باید مانند امام حسین(ع) طالب اجرای عدالت در جامعه بود. حتی در همان زمان روزنامه سنی‌گرای فیوضات چاپ باکو که به نفع عثمانی‌ها می‌نوشت ولی وقتی به مشروطه ایران می‌رسد دست روی روحانیون می‌‎گذارد و می‌نویسد روحانیت شیعه وابسته به دولت نیست و به همین علت به راحتی توانست با استفاده از مجالس روضه خوانی و بست نشینی‌ها مخالفت خود را با حکومت وقت اعلام کند.

4 (2)

*فضای تبریز را  پس از مشروطه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

رحیم شهرتی‌فر: همانطور که گفته شد  تبریز به دلیل موقعیت جغرافیایی و رواج تجارت زمینی و همچنین از زمان جنگ‌های ایران و روسیه به دلیل ولیعهد نشین بودن به عنوان پایتخت دوم سیاسی ایران مطرح بود.

از این رو اطلاعات عمومی و اقتصادی مردم تبریز بسیار قوی‌تر از سایر مردم ایران بود.

در همان زمان دیده می‌شود که کتاب مستشارالدوله به نام یک کلمه نوشته می‌شود و می‌توان گفت که قانون خواهی در این  منطقه مسبوق به سابقه بوده است.

تبریز در اعاده مشروطیت بیشترین نقش را داشت و می‌توان گفت مشروطه در این شهر وارد فاز سیاسی خود شده بود.

اگرچه برای مطرح کردن مشروطه در ایران تهران مهم ترین نقش را ایفا می‌کرد ولی بعدها برای بازگرداندن مشروطه نقش مردم تبریز بی‌بدیل است.

ایران در آن زمان هم با استبداد داخلی و هم هجوم کشورهای خارجی روبه رو بود و مردم تبریز وقتی با تهاجم روس‌ها مواجه می‌شوند برای حفظ تمامیت ارضی و دفاع از کشور حاضر می‌شوند با محمدعلی شاه قاجار کنار بیایند‌.

تبریز پایگاه فکری مشروطه بوده است و مردم تبریز دریافت بیشتری از مشروطه داشتند علت آن هم رفت و آمدهای مداوم به اروپا و تاثیرپذیری از آن‌ها بوده است.

*کدام جریان‌های  فکری در تبریزدر جریان مشروطه نقش مسلط را داشتند؟

احد عبادی: تبریز تاجران زیادی داشت و وجود تاجران فرنگ دیده از یک سو و همچنین وجود روحانیون روشنفکر تاثیر پذیرفته از شرایط ژئوپولوتیک تبریز از سوی دیگر باعث شده تبریز در این زمینه‌ها پیشرو باشد.

با توجه به وجود این زمنیه‌های فکری در زمان مشروطه نیز انجمن‌ها و کمیته‌های  مخفیانه شکل گرفته بود.مقاومت در برابر استبداد در تبریز بیش از سایر شهرها به چشم  می‌خورد و مردم تبریز توانسته‌اند ماده خام اولیه فکری تولید کند.

رسول پورزمانی: مسئله مشروطه زمانی در تبریز پررنگ تر می‌شود که مجلس شورای ملی به توپ بسته شده و استبداد صغیر آغاز می‌شود

زمانی که روزنامه ملانصرالدین در تفلیس به چاپ می‌رسید علاوه بر روشنفکران و حتی مردم عادی تبریز، خان‌های  کلیبر هم این روزنامه را می‌خواندند و این امر نشان از وجود طرفداران تفکرات این نشریه انتقادی در آذربایجان و تفکر روشن مردم آذربایجان دارد.

در منطقه  قفقاز ۳۰۰ هزار نفر مهاجران ایرانی حضور داشتند که به صورت فصلی فعالیت می‌کردند آن‌ها اندیشه و جریان فکری دموکراسی خواهی و سوسیال دموکراسی را با خود به آذربایجان و خصوصاً تبریز می‌آورند.

*علیرغم اینکه احمد شاه قاجار خود را به مشروطه مقید می‌دانست و در هر امری به مجلس شورای ملی مراجعه می‌کرد، چرا روشنفکران ایرانی او را شاهی ضعیف و سست بنیان می‌دانستند؟

شهرتی‌فر: نهضت مشروطه در ایران  به سرعت به هرج و مرج کشیده شد به جای احمد شاه هر فرد دیگری هم بود مورد اعتراض روشن فکران قرار می‌گرفت.

مشروطه ایرانی پیش زمینه‌های دولت قانونی را ایجاد نکرده بود و حکامی که به شهرها فرستاده می‌شد به مردم دروغ می‌گفتند.

وقتی ناامنی و هرج و مرج در کشور حاکم شد مردم به یاد ناصرالدین شاه افتادند و به اولقب شاه شهید دادند و آرزو می‌کردند مشروطه‌ای پیش نیامده بود تا امنیت در کشور حاکم بود. بر این اساس بود میتوان نتیجه گرفت که امنیت پیش نیاز هرجامعه‌ای در همه زمان‌هاست.

احمدشاه هم از شرایط خارجی تاثیر می‌پذیرفت و هم مورد هجمه‌های  داخلی بود، دشمنان خارجی کشور ایران که تا دیروز رقابت داشتند امروز آشتی کرده بودند و علیه ایران متحد شده بودند.

احمدشاه قاجار خودش را پادشاه مشروطه می‌دانست ولی وقتی پیش زمینه‌های دموکراسی در جامعه وجود نداشت مردم پادشاه را مسئول هر امری به ویژه امنیت در جامعه می‌دانستند.

از طرفی کسانی که تا دیروز مخالف مشروطه بودند امروز سردمدار سلطان شده بودند و به دربار راه پیدا کرده بودند و از هر فرصتی استفاده می‌کردند تا علیه مشروطه و مجلس شورای ملی بتازند.

وقتی یک جنبش پیش زمینه‌های ذهنی نداشته باشد یقینا به نتیجه‌ای مطلوب نمی‌رسد مشروطه در کشور ما امری وارداتی بود در حالی که وضعیت مطلوب برای آن را نداشتیم و احمد شاه نیز درگیر همین مسائل شد و همین امر باعث شد که او در تاریخ به عنوان شاهی ضعیف ثبت شود.

احد عبادی : جامعه‌ای که به شدت استبداد زده است و ۵ هزار سال در استبداد زندگی کرده است انقلاب مشروطیت هم سعی دارد این استبداد را به هم بزند ولی این امر جز برای عده‌ای اندک قابل فهم و باور نیست.

حتی در مرحله‌ای روشن فکران نیز به این نتیجه رسیدند که استبداد منور و تجدد خواهی در استبداد برای جامعه‌ای که توانایی درک دموکراسی را ندارند پاسخگوتر است.

اما نه اینکه به استبداد تجددخواهی برسیم بلکه رضا شاه پهلوی از این شرایط بهره‌مند شد و توانست حکومت استبدادی خود را پایه گذاری کند.

رسول پورزمانی: به نظر من این حجم از سیاه نمایی برای دولت قاجار و شخص احمد شاه ترفند دولت پهلوی بوده و آنها برای ایجاد مشروعیت برای حکومت خود سعی در تخریب بیش از حد و سیاه نمایی حکومت قاجار داشته است. البته در طول تاریخ ایران بیشتر سلسله‌ها بعد از قدرت گیری سعی در تخریب سلسله قبلی، شاهان آن سلسله و حتی آثار به جای مانده از آن سلسله داشتند.

4 (10)

*ناسیونالیسم برآمده از مشروطه ایرانی سرنوشتش همین بود یا سرنوشت دیگری هم می‌توانست داشته باشد؟

رحیم شهرتی‌فر: اهداف مشروطه نوسازی کشور و اصلاح شیوه حکمرانی در کشور بود در حوزه نوسازی اقدامات بسیار خوبی شکل گرفت و قدم‌های اساسی برداشته شد اما در شیوه حکمرانی همان ضعف‌های گذشته باقی ماندو دیکتاتوری سختی برجامعه حاکم شد.

بسیاری به دنبال تفکر سوسیال دموکرات در ایران بودند. افرادی مانند محمد امین رسولزاده هم یکی از آن‌ها بود.

او به دنبال ناسیونالیست ایرانی نبود بلکه می‌خواست تفکرات سوسیال دموکرات در اجرایی کند در حالی که مردم ایران دنبال ناسیونالیست ایرانی بودند نه سوسیال دموکرات.

احد عبادی:ناسیونالیسم ایرانی از مشروطه برگرفته شد و مفهومی مدرن است. مردم پیش از مشروطه درک درستی از یک ملت بودن و ایرانی بودند نداشتند اما احساسات ناسیونالیستی و ایرانی بودن پس از مشروطه پررنگ تر شد.

رسول پورزمانی:به نظر من اگر مشروطه در آن زمان منتج به حکومت مردم بر مردم می‌شد سرنوشتی غیر از این پیدا می‌کرد شاهد تغییرات و انقلاب‌های  بعدی نبودیم. مردم شاید در قبل و حین انقلاب مشروطه درک درستی از ناسیونالیسم نداشتند اما پس از مشروطه بیشتر و محکم تر در صدد یک ملت شدن برآمدند.

گفت و گو: امیر قربانی- ندا فرشباف 

اخبار مرتبط :



دیدگاهها (۱)



  • زهرا

    خوشحالم که چنین افراد روشنفکری رو در دیارمون آذربایجان داریم.مخصوص محقق جوانی که در جلسه حضور دارن و چنین دغدغه هایی رو دارن

آخرین اخبار