یکشنبه ۱ام مهر ۱۳۹۷ , Sunday 23rd September 2018

اردیبهشت ۲۶ام, ۱۳۹۵

کد خبر : 85507

اعتمادي که ديگر نيست

<p style="text-align: justify;">تا چند روز قبل موضوع دستگيري و احضار اعضاي شورا و مديران شهرداري تبريز فقط نقل محافل رسانه‌اي از نوع مجازي بود و کم کم دامنه اين حرف و حديث به دورهمي‌هاي خانوادگي نيز کشيده شده است. بازار شايعات داغ است و تشخيص سره از ناسره سخت شده است. شهر دچار التهاب شده و ويروس بي‌اعتمادي به مجموعه شهرداري با چاشني طنز و کنايه در شبکه‌هاي مجازي مي‌چرخد.</p>

هم نوا/ فرهاد باغشمال

کتاب «خروج از بحران» نوشته قابل اعتنايي است از دکتر ادوارد دمينگ، نظريه پرداز آمريکايي، درباره بيماري‌هاي مديريت. دکتر دمينگ، فلسفه مديريت آمريکايي را براي اولين بار بعد از جنگ جهاني دوم، به چالش کشيد. وي نظريات خود را در 14 اصل ارائه داده است که اين اصول، راهبردهاي اساسي مديريت را همراه با علاج بيماري‌هايي که بسياري از مديران به آن مبتلا هستند، تشريح مي‌کند. اگر چه دمينگ نظريات خود را روي واحدهاي صنعتي ارائه نموده، ولي مي‌توان بسياري از آنها را به واحدهاي غيرصنعتي که به مشتري مداري تکيه دارند، تعميم داد. دکتر دمينگ توجه و تاکيدش را بر ارتقاء کيفيت کار و محصول با مشارکت همه دست اندر کاران مي‌دانست و معتقد بود که با بهبود کيفيت، بهره وري و سود آوري بالا خواهد رفت و رضايت کارکنان و ذينفعان سازمان جلب خواهد شد.

و اما بعد…

تا چند روز قبل موضوع دستگيري و احضار اعضاي شورا و مديران شهرداري تبريز فقط نقل محافل رسانه‌اي از نوع مجازي بود و کم کم دامنه اين حرف و حديث به دورهمي‌هاي خانوادگي نيز کشيده شده است. بازار شايعات داغ است و تشخيص سره از ناسره سخت شده است. شهر دچار التهاب شده و ويروس بي‌اعتمادي به مجموعه شهرداري با چاشني طنز و کنايه در شبکه‌هاي مجازي مي‌چرخد. ترمز توسعه شهري نه تنها کشيده شده که حتي موضوع مديريت شهري مقوله‌اي مع الفارق شده است. اعداد و ارقام زيادي در خصوص اختلاس، ارتشا، خريد و فروش پست و… را مي‌شنويم اما همه در حد شنيده هاست. در اين مورد مسلما من نوعي به عنوان يک شهروند مطالبه‌گر در درجه اول و به عنوان يک روزنامه نگار که در برابر جامعه مسؤول است در درجه دوم، دنبال راهي هستم تا به سهم خود گرهي بگشايم!

موضوع را از ابتدا بازخواني کنيم: از يک سو با دستگاه امنيتي و قضايي مواجهيم که کار خودشان را مي‌کنند. اگر اطلاعاتي از پرونده‌هاي در دست بررسي به بيرون درز نمي‌دهند، طبيعي است شرع و قانون دست و بال شان را بسته و ادامه تحقيقات در فضايي غير علني در حال پيگيري است. اما فعلتين يک موضوع مبرهن است که اگر ما رسانه‌ها دنبال «مرد سال» و «اداره سال» براي انتخاب در پايان سال نود و پنج هستيم، از همين حالا دستگاه قضايي استان و شخص «حکمتعلي مظفري» به عنوان کانديداي اين عنوان مطرح هستند. دستگاه قضايي استان بدون نگاه به جايگاه مديريتي افراد و القاب پرطمطراق شان و کنار گذاشتن مصلحت، صرفا پيگير کشف حقيقت است و در اين بازه ضمن خدا قوت، از آنها انتظاري غير از پيگيري موضوع را نمي‌توان داشت.

نهاد ديگري که مي‌تواند تا حدي، افکار عمومي را از بهت زدگي نجات دهد و براي اعتماد عمومي جريحه دار شده التيامي بخشد، شوراي شهر تبريز است. نگارنده معتقد است که به حضرات شورا در اين مورد نمي‌توان اميد داشت؛ چرا که اولا آنها هنوز حادثه ناگوار سوراخ شدن کشتي اعتماد جامعه را باور نکرده‌اند و البته برايشان هم محلي از اعراب نيست. ثانيا با صحبت‌هايي که از آنها نقل محافل رسانه‌اي مي‌شود، چنين استنباط مي‌گردد که هريک از آنها از قضيه پيش آمده قصد دارند براي خودشان تومبان بدوزند. نه رئيس، نه هيأت رئيسه و نه هيچ يک از اعضاي شورا تا امروز، ابراز ندامت، عذرخواهي و حتي تاسف تشريفاتي از خيانتي که به حق الناس و آرا مردمي شده را ننموده اند. ناکارآمدترين نهاد براي کمک به حل بحران مديريتي به وجود آمده و التيام افکار عمومي به گمانم شوراي شهر تبريز است. (در داخل پرانتز به دستگاه قضايي استان به عنوان مدعي‌العموم پيشنهاد مي‌شود پرونده‌اي مبني بر خيانت به آرا عمومي براي همه اعضاي شوراي شهر مفتوح کنند؛ چه بسا بي‌ مسؤوليتي امروز آنها در قبال آراي مردم، نتيجه اش را در انتخابات آتي و کم رنگ شدن حضور مردمي در پاي صندوق‌هاي راي شاهد خواهيم بود. )

بعد از موارد ذکر شده، شخص جناب شهردار تبريز بازيگرداني است که مي‌تواند براي تسکين آراي عمومي و بازگرداندن آرامش به جامعه مشوش کاري کند. مسلما جناب نجفي که هميشه از هوش استراتژيک سخن مي‌گويند با موضوع «مديريت بحران» غريبه نيستند.

جناب نجفي! اتفاقاتي رخ داده که تا نزديکترين فرد به حوزه مسؤوليتي شما در مظان تحقيقات قضايي هستند. چه خوش مان بيايد و چه نه، در غياب شوراي شهر تاثيرگذار، شما مسؤول درجه اوّل هستيد، ما شما را مدير انقلابي مي‌دانيم. چه از کل جريانات رخ داده خبر داشته باشيد و چه بي‌خبر باشيد، در هر دو حال به عنوان يک مدير نتوانستيد مديريت راهبردي بر عملکرد منابع انساني و منابع مالي تحت امر مديريت‌تان داشته باشيد.

قصد محکوم نمودن شما را ندارم، نيّتم همراهي است و مي‌خواهم در مقام يک شهروند ذينفع، کمک حالي باشم. علم مديريت براي روزهاي بحراني بدون نسخه نيست. معتقدم در اين بلبشوي، ايجاد کمپين درخواست استعفاي شما کارساز نيست و به بحران شهري به وجود آمده دامن خواهد زد و به اصطلاح شاه‌کشي در اين مجال هرج و مرج مي‌آورد و البته ادامه کار شما در شرايط بي‌اعتمادي افکار عمومي و همشهريان نيز نااميد کننده است و شايد هم کار زيادي نتوانيد پيش ببريد.

«خروج از بحران» دمينگ با استناد به موضوع هوش استراتيکي که به عنوان تئوري مديريتي مدام در زبان شما مي‌چرخد براي اين روزها چه برنامه‌اي دارد؟ به نظر نگارنده امروز اولويت اول شما قبل از ساختن و پرداختن به زيرگذر و روگذر و بازديدهاي روتين، تمهيدي است براي بازگرداندن اعتمادي که ديگر نيست.

صد سال قبل که بناي بلديه تبريز پايه گذاري شد و اهتمام متوليان آن قبل از آن که تاکيد بر توسعه فيزيکي شهر باشد، اداره بهتر شهر با جلب وثوق شهروندان بود. آيا شما اعتبار و حيثيت بلديه را از قاسم خان ولي و بعدتر ميرزا محمدعلي تربيت اين گونه تحويل گرفته بوديد؟

آقاي نجفي! بايد سريعا تمهيدي بيانديشيد که آب رفته اعتبار به جوي اميدواري برگردد. البته اگر در مقام صادق نجفي در کسوت شهردار تبريز به نوشته‌ام فکر کنيد به گمانم به جايي نخواهيد رسيد. پيشنهادم اين است که فرض کنيد صادق نجفي هستيد در کسوت مدير بازرگاني استان، که مورد وثوق مردم شهر و کسبه بازار بود…. شايد گره اين گونه باز شود.

برچسب‌ها, , ,

اخبار مرتبط :



دیدگاهها (۰)



آخرین اخبار