پایگاه خبری تحلیلی هم نوا / هم صدا با ملت
آبان ۲۹, ۱۳۹۷ / November 20, 2018

… تو هم بزن!

خاک هر سرزمینی را بگردید حتماً به خون روزنامه‌نگار یا اهل رسانه‌ای رنگین شده‌است. پاییز هر سال در ایران هم خاطره گزنده قتل‌های زنجیره‌ای را یادآور می‌شود که در آن از اهل قلم هم چند تن قربانی شدند

«نوشتن» و کار خبری یک انتخاب است. هیچکس به اجبار ما را وادار به این کار نکرده‌است. اندیشیدن به اجبار نمی‌شود، همان‌طور که با فرمان هم نمی‌شود مانع از آن شد. از میان همه نان‌های دیگر دنیا، این «نان جوین» را برگزیده‌‌ایم، منتی بر کسی هم نداریم اما «خون‌دل» را هم به آن افزوده‌اند.

چندروزی است که همه دنیا دارد در مورد جمال خاشقجی حرف می‌زند. از اینکه تیم‌های ترور دولت سعودی او را سلاخی کرده‌اند. واقعه‌ای تلخ و دردناک. او اولین نفری نیست که قربانی تنگ‌نظری و عدم تحمل و مدارا می‌شود.

خاک هر سرزمینی را بگردید حتماً به خون روزنامه‌نگار یا اهل رسانه‌ای رنگین شده‌است. پاییز هر سال در ایران هم خاطره گزنده قتل‌های زنجیره‌ای را یادآور می‌شود که در آن از اهل قلم هم چند تن قربانی شدند…

فرانسوی‌ها می‌گویند از سربازان سنگرها محافظت می‌کنند، از چسب‌های کهنه، نوارهای چسب، از ما چه کسی مراقبت می‌کند؟… این حکایت اهل قلم و رسانه است. بی‌پناه و دردمند. گاه‌گداری به مناسبت‌های خاص برخی مسئولان سخنرانی‌های پرشوری در اهمیت «قلم» و «رسالت خبررسانی و آگاه‌سازی مردم» بیان می‌فرمایند و می‌گویند که شما «شمع» هستید و می‌سوزید تا روشنی ببخشید و … گوش‌مان پر است از این قصه‌ها. ما خودمان قصه‌پردازیم!

در خبرها آمده‌است که شب گذشته ماموران شهرداری قزوین که درحال تخریب یک چهاردیواری در حومه این شهر بودند با مقاومت مالک مواجه می‌شوند، خبرنگاری که آن حوالی بوده تصمیم می‌گیرد از این صحنه فیلمبرداری کند. نتیجه؟ ضرب و شتم! آسیب‌ از ناحیه گردن و زانو، ضبط شدن گوشی همراه توسط عوامل شهرداری و بستری‌شدن در بیمارستان شهید رجایی قزوین!

در خصوص جزئیات ماجرا اطلاعات دست اولی ندارم و لابد ماموران شهرداری دلایل خودشان را دارند. همان‌طور که برای سیلی زدن به صورت زن دستفروش فومنی دلیل داشتند، همان‌طور که برای زیر و رو کردن چرخ میوه فروشان دوره گرد دلیل دارند، همانطور که …

اما چرا این همه تعدی به خبرنگاران ارزان و آسان شده‌است؟ وزیری که از پرسش خبرنگاری خوشش نمی‌ آید او را به «چرت و پرت‌نویسی» متهم می کند، مدیر رسانه‌ای که از هوشمندی کافی برای مدیریت مجموعه‌اش برخوردار نیست حق التحریر ناچیز تیم را نمی‌دهد و آنها را به سادگی آب‌خوردن از کار برکنار می‌کند، نه سقفی هست و نه جان‌پناهی… نه اجازه فعالیت انجمن می‌دهند و نه …

گاهی دردناک‌تر از کتک‌خوردن ها و احضارشدن‌ها، فحش و ناسزاهایی است که برخی نثار اهل قلم می‌کنند. دیوارمان کوتاه‌است! اینکه ممکن‌است عده‌ای از خبرنگاران مورد التفات کسانی قرا‌ربگیرند و برای منافع گروه جناحی بنویسند  امر تازه‌ای نیست اما عموم اهل رسانه‌ای که من می‌شناسم با حقوقی حوالی دو میلیون‌تومان در ماه، کار دشوار و پردردسری را انجام می‌دهند، بسیاری از مسائل را می‌دانند اما نمی‌توانند بگویند، درست وقتی خودشان سرشار از رنج هستند، می‌کوشند امید را در دل مردم زنده نگهدارند چون چراغ‌شان در این خانه می‌سوزد و عاشق امنیت و آرامش این کشورند. با این همه گاهی سرانجام‌شان بستری شدن در بیمارستان است! این همه تلخی با این قشر سزاوار نیست…

یک بار دیگر به آن عدد و رقم نگاه کنید. زیر خط فقر نیست. در اعماق خط فقر است. با چنین جایگاه متزلزل صنفی، دستمزدهای ناچیز و دست های پرقدرتِ نوازشگر چه کسی از فعالان رسانه ای مراقبت می‌کند؟

 

عصرایران؛ احسان‌محمدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *