سه شنبه ۲۴ام مهر ۱۳۹۷ , Tuesday 16th October 2018

مهر ۵ام, ۱۳۹۷

کد خبر : 179393

دولت خودشیفته

در ابتدا شعارهای دولت تدبیر و امید اکثر توجه ها به ادعاها و برنامه های کلی دولت جلب شد و در دوره اول تا حدی توانستند با تلاش های خودشان به ادعاها جامه عمل بپوشانند ولی به مرور هم این تلاش ها کم شد، هم نتیجه تلاش های قبلی آنها را زیر سوال برد. موضوع رفته رفته بیخ پیدا کرد تا اینکه رسیدیم به امروز.

اختصاصی همنوا / دکتر محمد فاریابی

خودشیفتگی برگرفته از کلمه Narcissism یا نارسیسیسم است. در کل، خودمحوری، انتقادستیزی، فقدان همدلی، خیال پردازی، بزرگنمایی و خودنمایی، حس قدرتمند بودن و داشتن موقعیت نامحدود از جمله ویژگی های مدیران خودشیفته محسوب می شود. اگر دقت کنیم این ویژگی ها به مرور تصمیمات سازمانی و تفکرات مدیران را تحت تاثیر شدید قرار داده و باعث اتخاذ تصمیمات دیرهنگام و ناکارآمد و غیر موثر می گردد. اینکه مدیران خودشیفته تا چه حد احساس نیاز به تغییر و تحول داشته باشند به درجه خودشیفتگی آنان بستگی دارد. هرقدر درجه خودشیفتگی مدیران بالا باشد احساس نیاز آنان به تغییر بسیار کم خواهد بود و برعکس. مدیرانی که خودشیفتگی بالایی دارند معمولا عدم شایستگی و عدم کفایت خودشان را به سرعت ثابت می کنند. مدیران خودشیفته معمولا شش ویژگی روانشناسی یا رفتاری دارند: ۱. انکار: تفاوت بین وضعیت ایده آل با وضعیت موجود را انکار می کنند. ۲. توجیه: تلاش می کنند دلایلی برای رفتارها و تصمیمات غیر قابل قبول خود ارائه دهند. ۳. خودبزرگ بینی: توانایی ها و عملکرد خود را بیش از حد تخمین می زنند. ۴. خودپرستی: پیامدهای مطلوب را به خود و پیامدهای نامطلوب را به عوامل محیطی و دیگران نسبت می دهند. ۵. استحقاق: توانایی همدلی با دیگران را ندارند و فکر می کنند اشتباه نمی کنند. ۶. اضطراب: استرس و اضطراب موجود در آنان موجب اتخاذ تصمیمات عجولانه و غیرمنطقی می گردد. البته حد نرمالی از خودشیفتگی برای مدیران طبیعی است. مدیران خودشیفته باعث ایجاد سازمان های خودشیفته می شوند.

در ابتدای شعارهای دولت تدبیر و امید اکثر توجه ها به ادعاها و برنامه های کلی دولت جلب شد و در دوره اول تا حدی توانستند با تلاش های خودشان به ادعاها جامه عمل بپوشانند ولی به مرور هم این تلاش ها کم شد، هم نتیجه تلاش های قبلی آنها را زیر سوال برد. موضوع رفته رفته بیخ پیدا کرد تا اینکه رسیدیم به امروز. متاسفانه عوامل خارجی هم دست به عوامل مدیریتی دولت داده و اوضاع اقتصادی را روز به روز وخیم تر کرد. برعکس تصورات کارشناسان امر، ضعف مدیریتی کابینه در حوزه اقتصاد به هیچ عنوان مورد قبول واقع نشد و مقاومت های زیادی در جهت اصلاح، ترمیم و تقویت کابینه اقتصادی از خود نشان داد. انتقادستیزی و خود محوری در اکثر برنامه ها و اظهارات دولتمردان نمایان بود، طوریکه حتی یکی از وزرا با عبارت “همینی که هست” یا عبارت “رای داده اید و باید تحمل کنید و بیخود اعصاب و روان خودتان را خراب نکنید” یا عبارات خارج از شان یک وزیر یا یک شهروند” پاسخ بسیار ناامید کننده ای به تمامی منتقدان داد. اکثر منتقدان از دلسوزان نظام بودند و شنیدن انتقاد آنان می توانست و می تواند به خود دولت در مدیریت امور کمک کند ولی شاید صلاح ندانستند. خودشیفتگی اگر به حد افراطی رسد به بیماری تبدیل می شود، آن وقت است که تدوین و اجرای هر برنامه ای چه توسط منتقدین و چه توسط دولتی ها موثر واقع نخواهد شد. نرخ ارز حال ایستادن ندارد، گویی هیچ مانعی برای رشد آن وجود ندارد و آزادانه در حال افزایش است. نرخ طلا و سکه هم همانطور. واقعا چرا؟! از آثار خودشیفتگی می توان به اتخاذ تصمیمات در لحظه آخر هم اشاره کرد ولی هیچ گاه یا بهتر است بگوییم اکثر اوقات این گونه تصمیمات اثری نداشته است، مثلا اکثر کارشناسان ماهها اصرار کردند که مدیریت بانک مرکزی باید تغییر کند، به حرف کارشناسان گوش دادیم ولی لحظه آخری که کار از کار گذشته بود البته در کمال ناباوری شنیدیم که ایشان مجددا به سمت مشاور ریاست جمهوری برگزیده شده اند. آیا اینها خودشیفتگی نیست؟! آیا زمان آن نرسیده که اجماع و اتحاد بین کارشناسان، منتقدان، متخصصان را ایجاد کنیم؟ آیا دیر نشده است؟ چرا وجود بحران و بروز جنگ اقتصادی را انکار می کنیم؟ چرا توجیه می کنیم تصمیمات ناکارآمد خود را؟ چرا اینقدر خودبزرگ بین شده ایم؟ و دهها چرای دیگر! مردم تحت فشارهای اقتصادی شدید هستند، مسئولین و دولتمردان عزیز ، کی میخواهیم دور هم باشیم؟ تا کی باید چندین میلیون نفر چوب خودشیفتگی چند نفر را  بخورد؟ تا کی؟! به عنوان یک شهروند تقاضای درمان بیماری های مدیریتی را دارم.

برچسب‌ها, , , ,

اخبار مرتبط :



دیدگاهها (۰)



آخرین اخبار