جابجایی نهادهای سیاسی، آینده احزاب سیاسی، فضای رسانه ای - پایگاه خبری تحلیلی هم نوا
شنبه ۲۷ام مرداد ۱۳۹۷ , Saturday 18th August 2018

مرداد ۱۱ام, ۱۳۹۷

کد خبر : 173504

جابجایی نهادهای سیاسی، آینده احزاب سیاسی، فضای رسانه ای

یکی از اهداف و ثمره دموکراسی که با شعار «همه‌چیز را همگان دانند» و «دانستن حق همه است» شروع شده بود، به احزاب سیاسی خط بطلان کشیده و با توجه به این که اطلاعات پردازش شده و یا حتی غیرپردازش شده با انواع تحلیل‌های گوناگون توسط افراد رسانه، به جای احزاب سیاسی صورت می‌پذیرد، بنابراین در جهان کنونی، افرادِ رسانه بیشتر از احزاب در معرض خطر حاکمیت‌های سیاسی توتالیتر واقع می‌شوند.

در قرون گذشته، در جریان تحولات سیاسی کشورها، احزاب سیاسی به عنوان یک نهاد سیاسی و ابزار متشکل، نقش بسیار مهمی در عرصه های مختلف داشته است. ولی در ایران عموماً بعد از مشروطه، احزاب سیاسی بیشتر به قبرستان نخبگان سیاسی بدل گردید و عملا از این نهاد سیاسی و ظرفیت های آن استفاده لازم برده نشد. این فرصت‌سوزی باعث شد که کشور از توانمندی سیاسی عموم افراد بی‌بهره بماند و در ازای پا نگرفتن احزاب مستقل و مقتدر، دولت‌ها به معنای عام به نهادسازی بدیل دولتی جهت گردآوری افراد به تبلیغ آرمان‌های سیاسی روی آوردند، که آن نهادها نیز بعد از مدتی بدلیل نداشتن پایگاه اجتماعی لازم و مشاهده رژیم‌های سیاسی از سوء استفاده مردم از آن نهادها برای بهره‌مندی از مزایای خاص، آن نهادها را نیز منحل نمودند و یا خودبخود با ریزش اساسی مواجه شدند.

در عصر صنعتی در غرب دو جریان عمده سیاسی راست و چپ خودنمایی می‌کرد. در ایران در حین ورود کشور به دور صنعتی جریان راست بیشتر تقویت گردید و حزب و یا احزاب چپ یا نتوانستند شکل بگیرند و یا پس از شکل‌گیری به دلایل مختلف از بروز و ظهور آنها جلوگیری بعمل آمد و از طرف حاکمیت سیاسی غیرقانونی قلمداد گردید و احزاب راست سیاسی نیز بعد از اصلاحات ارضی و با از دست دادن پایگاه اجتماعی، عملاً از صحنه سیاسی حذف و بیشتر آنها خارج نشین شده و یا به سرمایه‌دارانی که سرمایه‌های مادّی آنها مایه دردسرشان واقع گشت و به سرنوشتی مشابه و یا حتی در مواردی بدتر از گروه های چپ دچار شدند.

در عصر کنونی با گسترش جهش اطلاعات و ایجاد فاز اجتماعی جدید در عرصه علم و اطلاعات و رخداد انقلاب اطلاعاتی، دیگر جایگاهی مشابه جایگاه سابق حتی در غرب نمی‌توان برای احزاب در نظر گرفته و به یک معنا می‌توان گفت: عصر انقلاب اطلاعاتی، دوره و عصر مرگ احزاب سیاسی به حساب می‌آید. در دوره صنعتی و یا قبل از آن (فئودالیته) به دلیل طبقاتی بودن دسترسی به اطلاعات و پیچیدگی‌های خاص در جهت اخذ اطلاعات لازم برای جهت‌گیری و جهت‌دهی سیاسی، لازم بود افراد توانمند حزبی آن اطلاعات را بدست آورده و مورد تحلیل قرار دهند و سپس آن اطلاعات و تحلیل‌ها را در اختیار احزاب قرار داده تا آنها نیز طرفداران خود را طی سلسله مراتبی آموزش بدهند. در حالی‌که در فاز اجتماعی جدید و انقلاب اطلاعاتی، دیگر هیچ فرد حزبی نمی‌تواند ادعا نماید که زودتر از دیگران(افراد غیرحزبی) به اطلاعات دسترسی پیدا کرده و تحلیل ناب‌تری می‌تواند داشته باشد و چه بسا در اثر گسترش فناوری، دسترسی عموم افراد به اطلاعات به یک سطح امکان‌پذیر تبدیل گشته است و جای شگفتی نیست که یک فرد کم مشغله و یا علاقمند، بهتر و بیشتر به اطلاعات سیاسی و اقتصادی نسبت به یک فرد حزبی دسترسی داشته و در نتیجه تحلیل بهتری ارائه نماید.

یکی از اهداف و ثمره دموکراسی که با شعار «همه‌چیز را همگان دانند» و «دانستن حق همه است» شروع شده بود، به احزاب سیاسی خط بطلان کشیده و با توجه به این که اطلاعات پردازش شده و یا حتی غیرپردازش شده با انواع تحلیل‌های گوناگون توسط افراد رسانه، به جای احزاب سیاسی صورت می‌پذیرد، بنابراین در جهان کنونی، افرادِ رسانه بیشتر از احزاب در معرض خطر حاکمیت‌های سیاسی توتالیتر واقع می‌شوند. نمونه‌های عینی آن فراوان بوده و همه روزه شاهد آن در سطح جهان هستیم. از طرف دیگر محدودیت‌های سابق بر احزاب و انحلال و جلوگیری از فعالیت آنها و حذف فیزیکی افراد احزاب در فضای رسانه‌ای کارایی لازم را ندارد و به یک معنا، دیگر جلوگیری از فعالیت فضای رسانه‌ای در جهان امروز عملا غیر ممکن گردیده است.

با توجه به انقلاب اطلاعاتی و رسانه‌ای شدن اطلاعات و همگانی گردیدن آن در عرصه جهان کنونی، نقش‌آفرینی احزاب به طور کل به یک خاطره تاریخی بدل گردیده است و جریانات سیاسی به عنوان حزب سیاسی جای خود را به جریان‌های سیاسی رسانه‌ای داده است و جریان‌های سیاسی رسانه‌ایی موفق هستند که تعداد زیاد تعقیب کننده داشته باشند و تعقیب کننده سیاسی به جای نمایش خیابانیِ احزاب خودنمایی می‌نماید و این یکی از واقعیت‌های عینی جامعه کنونی در سطح جهانی است.

در کشور ما متاسفانه هنوز عدّه‌ای بدون توجه به انقلاب اطلاعاتی و لوازم و شرایط جدید حاصله، به احزاب سیاسی تأکید می‌نمایند و بدبختی جامعه را در نبود احزاب سیاسی مستقل و مقتدر می‌دانند و ترس از آن می‌رود در عصر کنونی نیز فرصت‌سوزی دیگری به خاطر عدم درک اتفاقات رخ‌داده صورت گیرد و سرمایه‌های مادّی و معنوی جامعه بی‌جهت به هدر می‌رود.

با توجه به اینکه انقلاب اطلاعاتی و رسانه‌ای شدن اطلاعات در تمام زمینه‌ها متغیّری اساسی است که حتی رفتار اقتصادی افراد را تحت الشعاع قرار می‌دهد و هجوم یک شبه افراد در اثر تبلیغات رسانه‌ای و جریان‌سازی تبلیغاتی – چه در فضای مجازی و چه در فضای غیر مجازی – به سکه، ارز و مسکن را شاهد بوده و هستیم، نشان از تاثیرگذاری مستقیم و بالای جریان رسانه می‌باشد. با توجه به پهنای وسیع و گردش سریع و روز افزون و مداوم اطلاعات در فضای رسانه‌ای دیگر نمی‌توان مرجعیت سابق را بر احزاب سیاسی قایل گردید. به معنای دیگر جابجایی اتورتیه و مرجعیّت از احزاب سیاسی به فضای رسانه‌ای صورت گرفته و عدم درک آن می‌تواند ضررهای غیر قابل جبرانی به کشور تحمیل نماید.

در عصر کنونی فضای عمومی به شکلی است که با یک خبرسازیِ حتی جعلی، جریان سیاسی شکل می‌گیرد که برنامه‌های چندین ساله یک حزب سیاسی را پوچ و غیرقابل اثر می‌نماید و حتی ممکن است این خبرسازی توسط یک فرد غیرسیاسی صورت گرفته باشد و جریانات سیاسی در عصر کنونی در عصر فضای رسانه‌ای شباهت کامل با داد و ستد پیدا نموده که در حال باید تصمیم گرفت و عمل نمود. بنابراین عدم توجه به این مسایل از طرف آگاهان سیاسی و افراد حزبی باعث خواهد شد که کشور و مردم از تجربیات آنها بی‌بهره شده و آنها نیز به دلیل در معرض نبودن ایزوله گردند و فضای رسانه‌ای در دست افراد بی‌تجربه و ناآگاهان قرار گیرد. بنابراین عدم پذیرش جابجایی مرجعیّت از نهاد سیاسی حزب به فضای رسانه‌ای و تاکید بر ایجاد احزاب سیاسی در عصر کنونی، خواب آشفته‌ای خواهد بود که تعبیر آن از بین رفتن نهاد سیاسی و هرج و مرج در آن خواهد بود و مع‌الوصف در حال حاضر نیز فضای رسانه‌ای در دست افراد غیرسیاسی در زمینه‌های سیاسی است.

علی جوان بخت لاله

اخبار مرتبط :



دیدگاهها (۰)



آخرین اخبار