تیم داری یا شهرت بازلیخ، مساله این است! - پایگاه خبری تحلیلی هم نوا
چهارشنبه ۲۴ام مرداد ۱۳۹۷ , Wednesday 15th August 2018

تیر ۲۶ام, ۱۳۹۷

کد خبر : 172034

تیم داری یا شهرت بازلیخ، مساله این است!

داشتم به خبر تیم داری شهرداری تبریز فکر می کردم و این که چقدر هزینه قرار است برای تیمی شود که در بین هزار و یک درد و دغدغه اهالی این شهر گم است. داشتم به لیست از هم گسسته ای فکر می کردم که با هزار امید به آن رای داده ام. به کارگاه های توسعه و عمران شهری فکر میکردم که تا همین دو سال پیش در هر گوشه شهر برپا بود و حالا «تقریبا هیچ» حاصل پروژه های عمرانی شهر است. داشتم به عبارت « شهرت بازلیخ» فکر میکردم که دارد از سر و کول شهرداری بالا می رود.

 

خانم شهروند / اختصاصی همنوا

باور کنید آدمیزاد اصلا از شهرداری و شورای شهر تبریز سردر نمی آورد. نمونه اش این خبر: « سخنگوی شورای اسلامی شهر تبریز گفت: شورا لایحه دو فوریتی عدم واگذاری تیم فوتبال شهرداری تبریز با هدف تقویت و بهره مندی از ظرفیت بازیکنان مستعد بومی را تصویب کرد. » حالا بماند که شقه شقه شدن اعضای لیست امید در یک رای گیری پر اهمیت اصلا قابل توجیه نیست. لایحه دو فوریتی برای تیم داری، آن هم در شهری که کارگرش حقوق سرماه ندارد، ساخت و سازهایش خوابیده، وضعیت فرهنگش به سطح فاجعه رسیده. حالا یک آدم عاقل اگر به چنین لایحه ای با ین ضریب فوریت نگاه کند؛ ظنش نمی برد که حتما چیز دیگری در میان است؛ چیزی که ما تبریزی ها به آن می گوییم «شهرت بازلیخ».

همین چند روز پیش رفیقی از یکی از شهرهای کویری مهمان خانه ما شده بود. اولین سوالی که کرد در مورد وضعیت آسفالت شهر بود که البته پاسخ مناسبی نداشتم. بی قرار بود که مقبره الشعرا ببنید و من مدام دست دست می کردم. ناچار او را به مقبره الشعرا بردم. تعجبش دو چندان شد و گفت مگر امسال، سال شهر شما نیست؟ چرا به وضعیت عمرانی نگین شعر و ادبیات رسیدگی نشده؟ سوال بعدی اش در ایل گلی بود که تعجب مرا هم برانگیخت. وضعیت بهداشت سطل آشغال ها- آن هم سر صبح- چیزی در حد فاجعه بود. از وضعیت نرده های کنار استخر هم چه بگویم که در انباشت فضله پرنده باعث سرافکندگی بود. شهری که ما به بهداشتش می بالیدیم در نگاه من و مهمانم جای مرتب و تمیز و قابل توصیفی به نظر نمی رسید. مدام می پرسید شهر شما با این همه خانه تاریخی چرا اقامتگاه های بوم گردی مثل کاشان و شیراز و اصفهان ندارد که مسافر بتواند برای ساعاتی در فضای تبریز کهن زندگی کند؟ و من همچنان عاجز از هر پاسخی بودم.

در راه بازگشت داشتم به خبر تیم داری شهرداری تبریز فکر می کردم و این که چقدر هزینه قرار است برای تیمی شود که در بین هزار و یک درد و دغدغه اهالی این شهر گم است. داشتم به لیست از هم گسسته ای فکر می کردم که با هزار امید به آن رای داده ام. به کارگاه های توسعه و عمران شهری فکر میکردم که تا همین دو سال پیش در هر گوشه شهر برپا بود و حالا «تقریبا هیچ» حاصل پروژه های عمرانی شهر است. داشتم به عبارت « شهرت بازلیخ» فکر میکردم که دارد از سر و کول شهرداری بالا می رود.

برچسب‌ها, , ,

اخبار مرتبط :



نظرات بسته است.

آخرین اخبار