پایگاه خبری تحلیلی هم نوا / هم صدا با ملت
آبان ۲۸, ۱۳۹۷ / November 19, 2018

نصّابي شغلي صادق؟!

وقتي در صحبت‌هايم از شغل او به عنوان «شغل کاذب» ياد مي‌کنم؛ دلخور مي‌شود و مي‌گويد: من سه سال و نيم در کارگاه توليدي حوله بودم؛ حقوقم طبق قانون کار بود و بيمه هم بودم اما هيچ وقت به خودم اجازه ندادم ازدواج کنم. بعد يه سال از اين که زدم به کار نصابي، زن گرفتم. دو سال طول نکشيد که در شهرک... آپارتمان خريدم که با حساب اين ماه، فقط پنج تا از قسط‌هايش باقي مانده است.

هم نوا – فرید آذر

… اما به دور از بررسي‌هاي معمول کارشناسانه در مورد آسيب شناسي استفاده از گيرنده‌هاي ماهواره‌اي و دلايل افزايش استقبال از آن، کمتر فرصتي دست داده است تا از کساني که به واسطه پيشه خود، بيشترين ارتباط را با مخاطبان ماهواره دارند؛ در اين مورد گفتگو شود. افرادي که به نام «نصّاب» شناخته مي‌شوند و به فروش، نصب و تنظيم گيرنده‌هاي ماهواره‌اي مي‌پردازند. «کريم» از جمله نصابان کاربلد شهر تبريز است که در غروب يکي از روزهاي خردادي، در پشت بام يکي از خانه‌هاي شهر پذيراي آذرپيام شد. کريم، ۳۲سال دارد و دانشجوي انصرافي رشته حسابداري است. بر خلاف پيش بيني ما، از اين گفتگو استقبال کرد و حتي بسيار اصرار داشت که عکس و نام خانوادگي اش هم چاپ شود؛ بي آن که از عواقب احتمالي آن هراسي به دل داشته باشد! وقتي از او در مورد نحوه ورودش به کار نصابي مي‌پرسم؛ در حالي که با ديش ماهواره ور مي‌رود؛ مي‌گويد: صحبت نه سال پيش است. از بچگي آدم فني‌اي بودم. بعد از اين که آقام از دنيا رفت، از دانشگاه زدم بيرون. تا مدت‌ها دنبال کار مي‌گشتم تا اين که در يک کارگاه توليدي حوله شروع به کار کردم. آن جا بود که با رفيقي که بعد از ظهرها نصابي مي‌کرد آشنا شدم و طولي نکشيد که خودم هم نصاب شدم.

وقتي در صحبت‌هايم از شغل او به عنوان «شغل کاذب» ياد مي‌کنم؛ دلخور مي‌شود و مي‌گويد: من سه سال و نيم در کارگاه توليدي حوله بودم؛ حقوقم طبق قانون کار بود و بيمه هم بودم اما هيچ وقت به خودم اجازه ندادم ازدواج کنم. بعد يه سال از اين که زدم به کار نصابي، زن گرفتم. دو سال طول نکشيد که در شهرک… آپارتمان خريدم که با حساب اين ماه، فقط پنج تا از قسط‌هايش باقي مانده است. ماشين هم دارم. همه اين‌ها با حقوق همين کاري بوده که شما به آن «کاذب» مي‌گوييد. در صورتي که اگر در آن شغلِ مثلاً «صادق» مي‌ماندم؛ يک دهم اين‌ها را هم نداشتم.

از او مي‌پرسم: نصاب‌ها روز به روز بيشتر مي‌شوند؛ نگران آينده کاري ات نيستي؟ پاسخ مي‌دهد: موقعي که ما به شروع به اين کار کرديم؛ سرجمع، بيست تا نصّاب در اين شهر نبود. اما الآن چند سالي است که دست، زياد شده است. هر کس از مادرش قهر مي‌کند؛ يه آمپرنويز و آچار برمي دارد و نصّابي مي‌کند. البته حساب ما جداست. کاري که ما مي‌کنيم فرق مي‌کند.

از کريم در مورد قيمت ماهواره مي‌پرسم. مي‌گويد: اگر يک چيز متوسط بخوايد؛ سرجمع با نصب و تنظيم و… ۲۵۰ تومان تمام مي‌شود. که البته براي  تنظيم‌هاي بعدي هم معمولاً کمتر از ۲۰ هزار تومان نمي‌گيريم.

کريم در مورد شرايط کاري خود مي‌گويد: زمستان‌ها، کار سخت تر است اما خب تابستان هم آفتاب مخ آدم را پياده مي‌کند. اما ديگر فرقي نمي‌کند. در اين سال‌ها حسابي آداپته شديم.

او ادامه مي‌دهد: کار ما زياد فصلي نيست. تقاضا، معمولاً در تمام ماه‌ها و فصل‌ها وجود دارد. البته بعضي مواقع، اوضاع فرق مي‌کند.

او تأکيد مي‌کند: شک نکنيد که تقاضاي اول مردم تبريز از رغبت به ماهواره، سريال‌هاي ترکيه است. من خودم زياد از اين سريال‌ها خوشم نمي‌آيد. اما تبريزي‌ها يکي دو سال است که عجيب دلبسته اين سريال‌ها شده اند.

به گفته اين نصّاب، تحولات سياسي و اخبار حاشيه‌اي و جنجالي نيز در کاسبي او تأثير دارد. او در اين مورد مي‌گويد: دو سال پيش، همين موقع‌ها بود که ساعت ۱۰ صبح از خانه مي‌زدم بيرون و بعضي وقت‌ها تا ۵/۱، ۲ نصف شب روي پشت بام‌ها بودم و اين وضع تا دو سه ماه ادامه داشت.

او رويدادهاي ورزشي را هم عامل تعيين کننده‌اي در علت استقبال مردم از ماهواره مي‌داند و مي‌گويد: سال پيش همين موقع‌ها که جام جهاني شروع شد هم کاسبي خوب بود؛ البته نه مثل سال قبل تر و قضاياي انتخابات. در آن قضايا زندگيم حسابي تکان خورد و در عرض دو سه ماه کلي پس انداز کردم.

از کريم در مورد طرح جمع آوري ماهواره‌ها مي‌پرسم. مي‌گويد: با اين که هر وقت ماهواره‌ها جمع مي‌شوند بازار ما رونق مي‌گيرد؛ اما خدايي اش راضي نيستم مردم به دردسر بيافتند. همه چيز که پول نيست. ما شکر خدا هر روز اقلاً دوسه تا نصب يا تنظيم داريم که زندگي را بچرخانيم و شرمنده اهل و عيال نشويم. اما دوست نداريم اين نان در آوردن، با زحمت مردم همراه باشد.

او مي‌گويد: در طول اين ده سال فقط يک بار گير پليس افتاده ام. حدود سه سال پيش بود. دو روز در بازداشت بودم و بعد دو روز چون نتوانستند ثابت کنند؛ آزادم کردند. گفتم من سيمکش برقم و اين آچار و پيچ گوشتي و آمپر هميشه همراهم است.

اين نصّاب در مورد برخورد پليس مي‌گويد: اين برخورد‌ها را زياد جدي نگيريد. بعضي از اين کارها مقطعي است. معمولاً خرداد، ماهي است که پليس براي زهرچشم گرفتن، آن هم در برخي از مجتمع‌هاي مسکوني، دست به عمليات مي‌زند اما طولي نمي‌کشد که آب‌ها از آسياب مي‌فتد و دوباره ماهواره‌ها روي پشت بام‌ها جان مي‌گيرند.

کريم که به گفته خودش تا کنون نصب ماهواره برخي ادارات و چهره‌هاي سرشناس را هم بر عهده داشته است؛ تأکيد مي‌کند: ماهواره، اتفاق قابل انکاري نيست. بنابراين شغل ما هم کاذب نيست. اي کاش اوضاع طوري مي‌شد که ما هم صاحب اتحاديه و انجمني مي‌بوديم.

او در پايان مي‌گويد: تا چند سال پيش حتي اسم ماهواره هم چيز قبيحي به نظر مي‌رسيد اما الآن ديگر اين گونه نيست. مردم خوب مي‌دانند که ماهواره، خوب هم دارد؛ بد هم دارد. اما برنامه‌هاي خوبش خيلي بيشتر از برنامه‌هاي نافرمش است. شک نکنيد که تا چند سال ديگر، ديگر نيازي به ديش و ماهواره نيست. نمي‌شود جلوي پيشرفت و تکنولوژي را گرفت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *