شنبه ۲۸ام مهر ۱۳۹۷ , Saturday 20th October 2018

خرداد ۵ام, ۱۳۹۷

کد خبر : 167677

تحلیلی دربارۀ حلقۀ گمشدۀ فعالیت های ارتباطیِ مدیریت شهری تبریز

مسئولان شهرداری، روزنامۀ سراسری می خواهند یا مردم؟

به تازگی مدیرکل ارتباطات و امور بین الملل شهرداری تبریز اعلام کرد که در راستای توسعه فعالیت های حوزه رسانه ای، شهرداری تبریز برای دریافت مجوز رسانۀ مکتوب اقدام کرده‌ و با تصویب شورای اسلامی شهر مقدمات لازم برای راه اندازی روزنامه سراسری در تبریز فراهم خواهد شد.

اختصاصی همنوا / حامد عاطفی فر

 

به تازگی مدیرکل ارتباطات و امور بین الملل شهرداری تبریز اعلام کرد که در راستای توسعه فعالیت های حوزه رسانه ای، شهرداری تبریز برای دریافت مجوز رسانۀ مکتوب اقدام کرده‌ و با تصویب شورای اسلامی شهر مقدمات لازم برای راه اندازی روزنامه سراسری در تبریز فراهم خواهد شد.

اساساً این که، یک مسئولِ شهرداری لزوم توسعه فعالیت های رسانه ای را درک کرده و در تلاش است از روزنامه سراسری به عنوان وسیله ای ارتباطی بهره برداری کند، امری ارزشمند است ضمن اینکه نشان می دهد نه تنها از قدرت رسانه های مکتوب کاسته نشده بلکه این قدرت، در روزگار حاکمیت رسانه های مجازی افزایش هم یافته است.

اما نکتۀ کلیدی که مورد غفلت قرار گرفته، این است که همزمان با افزایش قدرت رسانه‌ها، ارتباطات آمرانه، یکسویه، از بالا به پایین و «ارتباطات عمودی» جای خود را به «ارتباطات افقی» و برابر داده است. در این مدل ارتباطی، «مخاطب» عنصر مؤثرتری است و بر همین مبناست که امروزه مخاطبان فعال، کنشگر و خودگزین جای مخاطبان منفعل، کنش پذیر و تسلیم شده را گرفته اند و همین مخاطبان، همدوش فرستندگانِ پیام توليد محتوا مي‌کنند، محتواها را پيگيري کرده و کامل مي‌ سازند و محتواهای مطلوب را به اشتراک می گذارند؛ به بیان دیگر در این مدل، نقش فرستنده و گیرندۀ پیام مرتباً در حال تغییر است.

نگاهی به فعالیت رسانه های فعلیِ شهرداری تبریز اما نشان می دهد که «مخاطب» جایگاه چندانی در فعالیت های ارتباطی و رسانه ای این مجموعه ندارد، چنانچه برنامه های رادیویی و تلویزیونیِ این مجموعه، طبق نتایج آخرین نظرسنجی صورت گرفتۀ صداوسیما در ردیف سه برنامۀ نخستِ پرمخاطبِ رادیو و تلویزیون محلی قرار ندارند؛ پایگاه خبریِ منتسب به شهرداری تبریز از نظر جایگاه منطقه ای نه تنها رتبۀ برتر را در مقایسه با سایت های خبریِ محلی ندارد بلکه به یک «سایت بولتن» تنزل یافته و به شدت از فقر تولید محتوا رنج می برد؛ هفته نامه داخلی تبریز که از سال ۱۳۷۱ مجوز دارد توقفِ انتشار یافته و در نهایت اداره کل ارتباطات و امور بین الملل شهرداری تبریز در برابر عملیاتی شدن ساختار جدیدِ اداری یعنی اضافه شدن سامانه ارتباطات مردمی (۱۳۷) شهرداری به زیر مجموعۀ چارت این اداره کل مقاومت می کند و این در حالیست که ۱۳۷ یک کانال ارتباطیِ خوبِ دو سویه به حساب می آید.

با این تفاسیر می توان ادعا کرد اداره کل ارتباطات و امور بین الملل شهرداری تبریز به مدل های منسوخ شدۀ ارتباطی که مسيري يکسويه و از منبع خبر به سمت مخاطب دارد و او را فقط مصرف کنندۀ پيام می داند، اعتقاد دارد و علاقه مند است ارتباطات عمودي را ديکته کند که در چنین شرایطی راه اندازی روزنامه سراسری، در امتداد ناکامی های رسانه ایِ قبلیِ شهرداری، دستیابی به راهبردهای تعریف شدۀ احتمالی را غیرممکن خواهد کرد.

علاوه بر این می توان مدعی شد اداره کل ارتباطات و امور بین الملل شهرداری تبریز به رغم پی بردن به قدرت رسانه ها درک مناسبی از خودِ «ارتباط» ندارد و این در حالیست که باید یادآوری کرد روزنامه، سایت، شبکه های اجتماعی، رادیو و تلویزیون ابزارهای تحقق یک ارتباط کارآمد هستند و خوشبختانه یا متاسفانه تاثیرگذارتر از ابزار، خود ارتباط است که شرح گرفتاریِ شهرداری در این فقره بیان شد.

در میان همه این ابهام ها و با تداوم رویکرد سنتی به فعالیت های ارتباطی و رسانه ای، وقتی خبر از راه اندازی روزنامه سراسری داده می شود، این سوال تداعی می شود که آیا این، مسئولان شهرداری هستند که روزنامه سراسری می خواهند یا مردم؟

شبهه مهم دیگر اما مربوط به مقوله های اقتصادی و مدیریتیِ برنامه راه اندازی روزنامه سراسری است. افکار عمومی و بسیاری از فعالان رسانه ای به دنبال پاسخ این سوال هستند که شهرداری تبریز در گیرودار بحران درآمدیِ خود چگونه می خواهد رسانه ای که نیازمند سرمایه گذاری سنگینی است و دستکم در سال های اولیۀ انتشار کلاً هزینه بر است را منتشر کند؟ پاسخ به این سوال زمانی پیچیده تر می شود که بدانیم، امروز کمر بخش خصوصی در برابر هزینه های سرسام آور انتشار روزنامه خم شده و قریب به اتفاق روزنامه ها با مشکلات بغرنج اقتصادی دست و پنجه نرم می کنند.

از منظر مدیریتی نیز نباید از عمر کوتاه مدیریت ها از سویی و طولانی بودن پروسۀ اجرایی شدن برخی از برنامه ها از سوی دیگر غافل شد. طرحی که قرار است بر مبنای آن پایه های انتشار روزنامه سراسری توسط شهرداری تبریز بنیان گذاری شود نیازمند اخذ مصوبۀ شورای اسلامی شهر و طیِ مراحل طولانی و سخت اداری است و با توجه به تنگناهای مالی که بیان شد، دشوار است بتوان روزی را تصور کرد که لایحۀ ایجاد شرکت جدیدی زیر نظرِ شهرداری تبریز، نظر موافق اکثریت اعضای شورا را جلب کند.

کوتاه سخن این که اگر اداره کل ارتباطات و امور بین الملل شهرداری تبریز به فکر درانداختن طرحی نو است، باید نگاه سنتیِ حاکم بر فعالیت های ارتباطی خود را کنار گذاشته و ضمن باور عمیق نسبت به واقعیتِ «تغییر وزنۀ مخاطب و موثرتر شدن عنصر مخاطب در فرآیند ارتباطی»، در راستای شکل گیری و توسعۀ ارتباطات افقی گام بردارد. در چنین شرایطی است که می توان اولاً رسانه های موجود شهرداری را کیفی و متحول کرد و درثانی از ضروری بودن یا نبودن راه اندازی روزنامه سراسری سخن به میان آورد و آنگاه مراتب را مورد بررسیِ کارشناسی قرار داد.

به یاد داشته باشیم فرآیند ارتباطیِ موفق زمانی قابل تجربه کردن است که این ارتباط، مردم محور و مخاطب مدار باشد.

 

 

*حامد عاطفی فر

روزنامه نگار و کارشناس ارشد علوم ارتباطات

برچسب‌ها, , , ,

اخبار مرتبط :



دیدگاهها (۰)



آخرین اخبار