سه شنبه ۱ام خرداد ۱۳۹۷ , Tuesday 22nd May 2018

اردیبهشت ۱۶ام, ۱۳۹۷

کد خبر : 165054

بازخوانی مصاحبه ای با فرزند حسین منزوی

با غزل منزوی

شانزدهم اردیبهشت سالروز درگذشت چهره برجسته شعر معاصر ، زنده یاد حسین منزوی است. در سال 90 هفته نامه آذرپیام مصاحبه‌ای با غزل منزوی، یگانه یادگار حسین منزوی داشته است. به بهانه سالروز درگذشت شاعر شوریده زنجانی این مصاحبه را بازخوانی می‌کنیم.

پیشگفتار : امروز شانزدهم اردیبهشت سالروز درگذشت چهره برجسته شعر معاصر  ، زنده یاد حسین منزوی است. در سال ۹۰ هفته نامه آذرپیام مصاحبه‌ای با غزل منزوی، یگانه یادگار حسین منزوی داشته است. رمضانی داماد حسین منزوی نیز در این گفتگو حضور دارد. به بهانه سالروز درگذشت شاعر شوریده زنجانی این مصاحبه را بازخوانی می‌کنیم.

 

خانم منزوي! منزوي، شاعري است که در تبريز بسيار محبوب و شناخته شده است. هفته گذشته مصادف بود با سالگرد درگذشت استاد شهريار و روز ملي شعر و ادب. ميخواستم به اين بهانه، از رابطه منزوي و شهريار آغاز کنيم. از اين رابطه بگوييد.

غزل: واقعاً جالب است برايم. اصلاً تصور نمي‌کردم بابا در تبريز چنين جايگاهي داشته باشد! خب ايشان خيلي شيفته شهريار بود. خيلي احترام قائل بود براي شهريار. مي‌بينيد که در آثارش هم معلوم است. حالا در مورد شهريار گفتيد؛ يک چيزي به خاطرم آمد. يک عکس از شهريار هست که روي آن را امضا کرده و تقديم بابا کرده است. با اين مضمون که «تقديم به شاعر جوان». بابا آن موقع شاعر جواني بوده است. البته متأسفانه خيلي از يادگارهاي ايشان پيش من نيست.

 

اين ديدار کجا بوده؟ تبريز، زنجان يا تهران؟ شهريار بعد از بازگشت به تبريز؛ زياد اهل سفر نبوده است. به احتمال زياد بايد منزوي به تبريز آمده باشد.

غزل: همين طور است. به طور دقيق نمي‌دانم ديدارشان تبريز بوده يا در شهر ديگر. فکر کنم با توضيحي که داديد، در تبريز بوده باشد.

 

مرحوم منزوي -آن طور که ميگويند و معروف است- دل خوشي از همشهري هايش نداشته است. حالا بعد از هفت سال از درگذشت، جايگاه پدر چطور است در زنجان؟

غزل: به هر حال وضعيت جامعه را که مي‌شناسيد. آدم‌ها وقتي از دنيا مي‌روند عزيز مي‌شوند و به چشم مي‌آيند. البته الآن جايگاه بابا متفاوت‌تر از موقعي است که در قيد حيات بود. با اين وجود باز هم فکر کنم جايگاه منزوي در شهرهاي ديگر بهتر باشد.

رمضاني: البته بااين همه، شما وقتي مقدمه «از خاموشي‌ها و فراموشي ها» را مي‌خوانيد…

 

مقدمه اين کتاب بسيار تأثير گذار است.

رمضاني: همين طور است. خود من هر وقت مقدمه اين کتاب را مي‌خوانم بغض مي‌کنم. ببينيد در مقدمه اين کتاب چه نوشته است: «با تمام بي‌مهري‌هايي که از ديار مادري ديده و چشيده‌ام، امروز بسيار خوشحال و خرسندم که دوازدهمين کتابم در زنجان و توسط يک ناشر زنجاني منتشر مي‌شود.» اين، يعني مرحوم منزوي آزرده بود، خيلي هم آزرده بود ولي کينه‌اي به دل نداشت.

 

در اين سالها دستگاههاي فرهنگي زنجان چقدر به ياد منزوي بوده اند؟

غزل: در کل نهادهاي فرهنگي شهر از جمله اداره کل ارشاد استان زنجان حمايتي از کارهاي فرهنگي و ادبي مرتبط با منزوي صورت نمي‌دهد. شايد عملاً چيزي ابراز نکنند اما تمايلي براي ورود به اين حوزه ندارند. بعد از فوت بابا، صحبت‌هايي بود که بنياد حسين منزوي تشکيل شود. هسته اوليه اش هم شکل گرفته بود اما به مرور زمان، جدي گرفته نشد. در يک مقطع، ارشاد اعلام کرد که مي‌خواهد جايزه ادبي حسين منزوي برگزار کند. اما پيگيري خاصي در اين مورد صورت نگرفت و در حد حرف باقي ماند. مدتي صحبت خريد خانه پدري بود. مي‌خواستند خانه پدري ايشان را موزه کنند که طبق معمول، همه چيز در حد حرف باقي ماند تا اين که خانه فروخته شد و قاعدتاً الآن بايد کوبيده شده باشد. البته بابا نسبت به آن خانه مالکيتي نداشت. اما خب به هر حال، خانه آبا و اجدادي بابا بود که سال‌ها در آن زندگي کرده بود.

رمضاني: قرار بود مجسمه نيم تنه‌اي از مشاهير زنجان ساخته شود که مجسمه منزوي هم براي نصب در يکي از بلوارهاي شهر، بين اين مشاهير بود. مجسمه‌اي بود که آقاي رحمتي ساخته بود و فيلم مراحل ساخت آن هم هست. اما مجسمه پس از پايان، بايگاني شد. ظاهراً شوراي شهر با نصب آن مخالفت کرده بود.

 

در زنجان، محل خاصي هست که به اسم منزوي نامگذاري شده باشد؟ خيابان، ميدان، مرکز فرهنگي و …

 

غزل:در شهر زنجان نه! اما در شهرک صنعتي، دوستان همکارم لطف داشتند و نام خياباني را به نام منزوي گذاشته اند. خيلي‌ها چون از اين قضيه اطلاع ندارند؛ انتقاد مي‌کنند و بنا به دلايلي حق هم دارند. اما خودم چون از نيت کار باخبرم، از اين قضيه ناراحت نيستم. در ضمن دو تا از خيابان‌هاي ديگر آن شهرک هم به نام دو تن از بزرگان زنجان -پروفسور ثبوتي و استاد روزبه- نامگذاري شده است.

رمضاني: البته من خيلي موافق اين طور نامگذاري‌ها نيستم. بايد ببينيم در کتاب‌هاي درسي چقدر به شاعران ما درست پرداخته مي‌شود؟ چقدر خيام مطرح مي‌شود؟ چقدر سعدي -به عنوان يک شاعر عاشق- درست معرفي مي‌شود. در مورد منزوي هم همين‌طور است. دانش‌آموزان شناختي از امثال منزوي ندارند. اما سال‌ها از علي معلم و حميد سبزواري و نصرالله مرداني و… شعر خوانديم و شنيديم.

غزل (خطاب به رمضاني): اصلاً خود شما هم همين طور بوديد. در سال‌هاي دانشجويي شناختيد بابا را.

رمضاني: همين طور است. در يک دوره سطح کمّي و کيفي مجلات و نشريات مثل امروز نبود. اينترنت نبود. شعرهاي منزوي، آن موقع بيشتر در مجلات خاصي مثل کيان چاپ مي‌شد. در سال‌هاي دبيرستان ما، حتي روزنامه هم با تأخير به شهر ما مي‌رسيد. من هم طبيعتاً شناختي از منزوي نداشتم. در سال‌هاي دانشجويي با ايشان آشنا شدم. يادم است که در مراسم بزرگداشت دکتر مصدق بود که براي بار اول شعري از ايشان شنيدم که اتفاقاً در قالب غزل نبود! اين شعر را دوستان روي پوستر برنامه نوشته بودند: «از کجا که گنجشک‌هاي خشک شده بر تاقچه‌ها دوباره نخوانند/ از کجا که من دوباره باز نگردم» اين شعر بسيار تأثيرگذار و تکان دهنده بود برايم. وقتي از شاعرش پرسيدم؛ گفتند از منزوي است. شاعري که دخترش هم در همين دانشگاه است. اتفاقاً غزل هم از مجريان مراسم بود. از همين جا بود که آشنا شديم با هم. البته اين را هم اضافه کنم که منزوي براي تثبيت شدن، نيازي به نامگذاري خيابان و کتاب درسي ندارد. شعر و هنر، اگر ماندگار و فخيم باشد؛ به خوبي اثر کرده و در حافظه تاريخي مردم ثبت مي‌شود. اگر هم شعري در اين حد نباشد، هر قدر هم که شاعرش در بوق و کرنا باشد؛ شعرش پس زده مي‌شود.

 

برنامههايي که براي سالگرد منزوي هر سال برگزار ميشود چطور است؟

هر سال برنامه‌اي از طرف اداره ارشاد برگزار مي‌شود که معمولاً ما شرکت نمي‌کنيم و البته دعوت هم نمي‌شويم. بيشتر در برنامه‌هايي که خود شاعران جوان و دانشجويان ادبيات، ترتيب مي‌دهند شرکت مي‌کنيم. امسال در سالگرد بابا دانشکده ادبيات دانشگاه زنجان برنامه‌اي گذاشته بود که ما هم شرکت داشتيم. چند روز قبل تَرَش انجمن ادبي اشراق با همکاري اداره کل ارشاد استان زنجان مراسمي داشت که نرفتيم و البته دعوتي هم از ما نشده بود.

 

در صدا و سيماي مرکز زنجان چقدر به شعر منزوي پرداخته ميشود؟

غزل: در حد صفر!

رمضاني: بگذاريد در اين مورد توضيحي بدهم که حساب کار دستتان بيايد. سه چهار سال پيش، شبکه‌هاي استاني مرکز زنجان و مازندران مثلاً ابتکار به خرج داده بودند و اجراي مشترک براي مردم دو استان ترتيب داده بودند. در قسمتي از برنامه صحبتي در مورد شاعران و مشاهير معروف دو استان پيش آمد. جالب بود که مازندراني‌ها از نيما نام نبردند؛ زنجاني‌ها هم از منزوي!

غزل: بعد از آن بود که از من خواستند در برنامه‌اي باشم و من هم قبول نکردم.

 

البته در راديو سراسري تا حدودي به اين قضيه پرداخته ميشود.

رمضاني: همين طور است. نبايد از حق گذشت. افرادي هستند که تبعاتش را خودشان به جان خريدند و به منزوي پرداختند. رشيد کاکاوند، بهروز رضوي و… در برنامه‌هاي راديويي شان شعرهاي منزوي را خوانده‌اند و البته مدت‌هاست که برخي از اين‌ها خودشان هم نيستند ديگر.

غزل: نکته‌اي هم هست در مورد برنامه «با کاروان شعر و موسيقي» که در آن سال‌ها پخش مي‌شد. بعد از فوت پدر شنيديم که از مسؤولان اين برنامه، علت حضور نيافتن بابا را پرسيده بودند؛ که آن‌ها هم دوري مسافت را بهانه کرده بودند! اين در صورتي که بابا در آن مقطع، دائماً در حال رفت و آمد به تهران بود.

 

اخيراً غزلي از ايشان خواندم که به امام سجاد (ع) تقديم شده بود. اين شعر را در هيچ کدام از مجموعههاي ايشان نديده بودم. در اين مورد توضيح بدهيد.

غزل: همين طور است. از مجموعه شعر «فانوس‌هاي آفتابي» که تمام شعرهاي آن آييني است. مسجدي در زنجان هست که در اواخر عمرش مي‌رفت و در مناسبت‌ها شعر مي‌خواند. فقط به آن مسجد مي‌رفت. عوايد فروش کتاب هم به همين مسجد تقديم شد. بابا مي‌خواست که مجموعه اشعار مذهبي بعد از فوتش منتشر شود. نمي‌خواست اين طور برداشت شود که براي يافتن جايگاهي خاص، از مسائل مذهبي سوء استفاده مي‌کند. تا قبل از فوتش فقط يکي از غزل‌هاي مذهبي اش منتشر شده بود. «اي خون اصيلت ز شتک‌ها به غديران». البته گاهي، بعضي‌ها که فقط با نام او آشنايي دارند -و نه شعرش- به دليل تشابه اسمي، بابا را با مرحوم منزوي اردبيلي مرثيه سرا اشتباهي مي‌گيرند!

 

ميخواستم به پرداخت موسيقيايي شعر منزوي بپردازيم. به نظرم آثاري که از شعر او خوانده شده از نظر کمّ و کيف موسيقي در آن حد نبوده است.

غزل: من خودم همه اجراها را نمي‌پسندم. بعضي کارهاي بسيارخوبي بوده و بعضي نه. کارهايي بوده اما شايد به قول شما آن طور که بايد نبوده است.

رمضاني: چندي پيش فيلمي از يکي از کنسرت‌هاي مرحوم محمد نوري مي‌ديديم؛ نوري قطعاتي را اجرا مي‌کرد و قبل از هر اجرا، شاعر و آهنگسازش را هم معرفي مي‌کرد. برايم جالب و البته عجيب بود که يک درميان کارهاي منزوي را مي‌خواند اما نامي از شاعر نمي‌برد. واقعيت اين است که شعر منزوي در مقطع کنوني امکان عرضه موسيقيايي مطلوب ندارد. خواننده‌اي که مي‌تواند مجوز بگيرد؛ رغبت ندارد و خواننده‌اي هم که رغبت دارد، مجوز ندارد!

 

«شوکران نوش» را چطور ديديد؟ آلبومي که پاييز سال پيش منتشر شد و خيليها براي بار اول صداي منزوي را شنيدند.

غزل: کار خوبي بود. خوشم آمد. تأثير‌گذار بود. البته نظر من نظر تخصصي موسيقيايي نيست. شعرهايي بود که بابا خوانده بود و قرارداد بسته بود.

 

«دخترم، غزل خود، شاعر است. حتي اگر شعر ننويسد. اصلاً او خودِ شعر است و غزلِ غزلهاي من» اين پانوشت يکي از غزلهاي تقديمي پدر، به شماست. (از ترمه و تغزل- ص۱۰۶) آنهايي که مخاطب جدي شعر منزوي هستند ميدانند که مجموعهاي از ايشان نبوده که در آن غزلي به غزل تقديم نشده باشد؛ از بين اين شعرها خودتان کدام را بيشتر دوست داريد؟

غزل: همه اين شعرها را دوست دارم. اما مثنوي «دخترم بند دل غمگينم» تأثير عميقي برايم داشت. جالب اين که اين شعر را اولين بار، بعد از چاپ ديدم. اما شعرهاي قبلي را يا برايم خوانده يا نوشته بود. «غزل غزل ترانه تو، ترانه بهار تو» را موقعي که چهار پنج سال بيشتر نداشتم؛ حفظ کرده بودم و مي‌خواندم… و يک غزل ترکي با مطلع «آچ گوزون، گوي باخيشينان گون اوتانسين غزليم».

 

خودتان چطور؟ بعد از پدر شعر را ادامه داديد؟ پيشتر چارپاره زيبايي از شما در مقدمه «سيب نقرهاي ماه» خوانده بودم.

غزل: فکر کنم آخرين شعرم، همان بود. تا يک مقطع، شعر مي‌گفتم اما الآن مشغله زيادي دارم. ذهنم آزادي لازم را براي شعر گفتن ندارد.

 

شما چطور آقاي رمضاني. حکايت جالبي از شاعري شما در «سيب نقرهاي ماه» چاپ شده است… و البته تضمين فوق العادهاي که از ديباچه سعدي داشتيد.

رمضاني: بله ديگر. سال‌ها فکر مي‌کردم شاعرم. در سال‌هايي که با ايشان در ارتباط بودم؛ شعرهايي را برايشان مي‌خواندم. وقتي نظرشان را مي‌پرسيدم مي‌گفتند اصلاً اين‌ها شعر نيستند که قابل نقد شعري باشند. البته به جز همان شعري که اشاره کرديد. آن شعر را در روزهاي آخر حياتشان خواندم که بسيار تشويقم کردند.

 

بسيار خب! سخن آخر با شماست.

ممنونم از شما و هفته نامه تان. سلام ما را به همه تبريزي‌هاي عزيز برسانيد.

 

فرشید باغشمال

اخبار مرتبط :



دیدگاهها (۰)



آخرین اخبار