پنج شنبه ۲۸ام تیر ۱۳۹۷ , Thursday 19th July 2018

فروردین ۲۳ام, ۱۳۹۷

کد خبر : 162198

فعلا دست آقای مدیر بند است!

حسین میهنی / اختصاصی همنوا

تبریز از آن شهرهایی است که هیچ وقت نتوانسته دوم و سوم و چندم باشد. همیشه خدا اول بوده. طاقت نداشته کسی بیاید از او جلو بزند. حالا هر عرصه ای که بوده باشد. در جنگ و دلاوری، در تاریخ سازی و فرهنگ و هنر، در علم و سیاست و مدرسه و دانشگاه یا حتی در فوتبال! روزی که در سال ۴۷ چند جوان کارگر کارخانه ماشین سازی، با هزینه جیب خودشان یک تیم فوتبال آماتور تشکیل دادند هم جریان، همین اولین شدن بود، حالا این بار نه در ایران که در شمالغرب کشور. تیم فوتبال ماشین سازی با همت چند جوان کارگر قبل از جان گرفتن گروه صنعتی ماشین سازی، روی پای خودش ایستاد. لیگ محلات تبریز که چیزی نبود، حتی رقیبی مثل تراکتورسازی را جلو زد، وارد جام تخت جمشید شد و حتی روزگاری هم ناصرخان حجازی را در راس خود دید. اما هرچه بود ماشین سازی اوج و فرود زیاد داشت. ولی همیشه بود، همیشه در جایی داشت کار خودش را می‌کرد و تلاش برای پیشرفت را در جز جز تیم می‌دیدی. تیم که به لیگ برتر رسید دیگر همه چیز سر جای خودش بود. اما حالا بعد از سقوط تیم به دسته یک باز هم حال سبزقباهای ماشین سازی بد شده‌است. حالا ماشین سازی در بین هجده تیم لیگ دسته اول، در رتبه ۱۵ قرار دارد و از آخرین باری که این تیم روی برد را دیده نود و نه روز می‌گذرد به عبارت دیگر از سی و یک بازی تنها در ۶ بازی موفق به برد شده‌است و از چهار بازی اخیر ماشین سازی تنها یک امتیاز عاید تیم سابقه دار تبریزی شده است.
حتی حضور فیروز کریمی در کنار عباس آقایی در تمرینات این تیم نیز به حال بد ماشین سازان افاقه‌ای نکرد و با باخت مقابل نساجی مازندران، هنوز سایه شوم سقوط بالای سر این تیم احساس می‌شود.
مربی جوان تیم در تلاش است تا بتواند راهی برای فرار از این سنگینی تحمل ناپذیر بیابد. اما هرکجای فضای مجازی و غیر مجازی را که زیر و رو کنید اثری از مدیرعامل تیم پیدا نخواهید کرد. معمولا درتیم‌های بزرگ وقتی اوضاع با چنین چالش هایی همراه می‌شود، مدیر عامل تیم سعی در آرام کردن جو می‌کند، برنامه‌های آینده را شرح می‌دهد از تلاش های مربی تشکر می‌کند یا به خاطر شوک وارد کردن به ساختار تیم مربی را زیرزیرکی تهدید می‌کند که همه گزینه‌ها روی میز هست، خلاصه که به قول تبریزی‌ها « یاغماسا دا گورولدار» اما در وانفسای مدیریت‌های چندوجهی نه خبری ازمصاحبه‌های سفت و سخت است و نه خبری از دلجویی‌های انگیزه‌ساز. معمولا هم از یک مدیر توقع پاسخگویی می‌رود. در بحث نظارت و ارزیابی، مدیر به عنوان محور ارزیابی قرار می‌گیرد؛ یعنی نه تنها خود باید مورد ارزیابی قرار بگیرد؛ بلکه باید توانایی ارزیابی و نظارت مجموعه خود را داشته باشد.
خدا بیامرزد منصورخان پورحیدری را. وقتی فقط سرپرست تیم استقلال بود و حتی در رده های بالاتر هم مدیریت نمی‌کرد، خبرنگاری از او پرسید چرا تیم خوب نتیجه نمی‌گیرد؟ از بابت شکست عذرخواهی کرد و گفت: «تقصیر من است که عصا دستم است و نمی‌توانم به داخل زمین بروم!» می‌دانیم که دوران پورحیدری ها گذشته است و روزگارمدیران پرکار و پر مشغله است که دستشان چند جا بند است و پاسخگویی را از برنامه‌های مدیریتی حذف کرده‌اند.

اخبار مرتبط :



دیدگاهها (۰)



داغ ترین خبرها
  • No posts liked yet.
آخرین اخبار