شنبه ۲۷ام آبان ۱۳۹۶ , Saturday 18th November 2017

مهر ۲۷ام, ۱۳۹۶

کد خبر : 140269

از رنجی که می بریم/ سکوت غریبانه فقر در گوشه ای از شهر جدید سهند

اینجا سهند است، شهر جدیدی که قرار بود امید خیلی ها باشد، مأمنی برای خانواده ها، پناهی برای بی مسکنان یا بد مسکنان و آینده ای برای جوانان! اما بعد از چند دهه حالا این شهر تبدیل به شهری مرده شده است که حتی ساختمان های سفید رنگش هم نمی توانند به آن روح ببخشند. فرقی ندارد اسمش را تبعیدگاه بگذاریم یا خوابگاه، هر چه که بوده، هست و خواهد شد، در اصل مکانی برای سرریز جمعیت تبریز و به طور اخص افرادی بود که توان اجاره یا خرید مسکن در تبریز را نداشتند. گرچه نمی توان تمام جمعیت این شهر را نیازمند دانست، اما نمی توان به راحتی هم از کنار 4 فازی گذشت که در کنار تمام امیدها و آمال های ساکنانشان، شاهد رنج های بی پایان خانواده هایی هستند که صدای رنج کشیدن هایشان گوش فلک را کر می کند، اما به گوش مسئولان و خیرین نمی رسد.

به گزارش هم نوا، بگذریم! من، ساناز شهابی، امروز میهمان گوشه ای از مسجد امام حسین(ع) در فاز دوی سهند هستم. مرکز نیکوکاری شهیدان دادی سهلان به وسعت یک اتاق کوچک و به عمق تمام رنج های گفته و ناگفته برخی از ساکنین سهند. اینجا فرق دارد با سایر خیریه هایی که تابحال دیده ام. از ساختمان های آنچنانی و کارمندان و فرم های پیچیده خبری نیست، هرچه که هست محدود است به یک میز و چند نفر انسان خیر که تنها دارایی شان یعنی عشق را در طبق اخلاص گذاشته اند و بدون جار و جنجال در سکوت محض رسانه ای تا جایی که در توان دارند، گره از کار خلق خدا می گشایند، آن هم بدون دریافت ریالی بابت حق الزحمه.
شاید باورش برای مایی که بارها و بارها حقایق تلخی درباره سوء استفاده برخی مؤسسات خیریه شنیده ایم، سخت باشد، اما با جرأت می گویم این مرکز عاری از هرگونه شبهه و ریا و نیرنگ است. دانستش هم چندان سخت نیست. صداقت در تمام این مرکز جاریست. این را می توان از لابلای سخنان روحانی جوان و با انگیزه مسجد و مدیر عامل مرکز نیکوکاری شهیدان دادی به راحتی بیرون کشید. وی که از سال ۹۴ به صورت رسمی مسئولیت این مرکز را بر عهده دارد، از رنج هایی سخن می گوید که هر روز به چشم خود می بیند و اما توان رفع همه آن ها را ندارد.

 


مجید زرین که سهند را سرریز نیازمندان و افراد متوسط و متوسط به پایین تبریز می داند، بدون اشاره به نام فازها از مناطقی در سهند نام می برد که فقر در بین خانواده ها در آنجا بیداد می کند و ادامه می دهد: مشکل اصلی در اینجا برای کمک به افراد نیازمند، کمبود منابع و اعتبارات است. همه ما خوب می دانیم که بسیاری از ساکنین سهند توان مالی برای کارهای خیریه و دستگیری از نیازمندان را ندارند، برای همین هم ما مجبوریم با میزان اندک پول های جمع آوری شده در سهند، پاسخگوی قشر بزرگی از افراد ندار باشیم. بدتر اینکه برخی مؤسسات خیریه در سهند صندوق دریافت کمک های نقدی نصب کرده اند، اما این مبالغ جمع شده نه برای ساکنین شهر سهند که در تبریز برای نیازمندان هزینه می شود.
وی می افزاید: دست ما در بسیاری از جاها بسته است، چرا که وقتی با بعضی از خیرین صحبت می کنیم که به ما کمک کنند، می گویند ما نذر کرده ایم فقط به مردم تبریز کمک کنیم. این وسط کسی هم نیست که باور کند، نصف بیشتر جمعیت سهند همان اهالی تبریز هستند که بنا به مشکلات مالی یا خرید خانه راهی سهند شده اند. ما برای جمع آوری کمک نقدی و غیر نقدی تنها وابسته به خود شهر سهند هستیم. بهتر بگویم مانند زمان صدر اسلام در اینجا فقرا دستگیر فقرا هستند. البته بعضا هم افراد پولداری هستند که به مرکز کمک می کنند و ما قدردان آن ها هستیم.
مدیر عامل مرکز نیکوکاری سهند اما از دغدغه اساسی تری نیز سخن می گوید، از اینکه برای ریشه کن کردن فقر و بسیاری از آسیب های اجتماعی در کنار رفع مشکلات معیشتی نیازمندان باید فکری برای فرهنگ سازی در بین اقشار آسیب پذیر کرد تا خدای نکرده فقر و فشارهای زندگی آن ها را از مسیر درست منحرف نکند و از راه به بیراهه نکشاند.


خانم دادی، خواهر شهید دادی هم که مسئول اجرایی مرکز نیکوکاری است، حرف های زیادی برای گفتن دارد و دلی پر امید برای یافتن گوش های شنوا و دستان توانگر تا از اسرار تلخی که هر روزه نظاره گر آن است بگوید.
وی می گوید: اینجا ما هر روزه با خانواده هایی سر و کار داریم که به دلایل مختلف از جمله بی سرپرستی، بد سرپرستی، بیماری والدین و طلاق با مشکلات جدی مواجه هستند. کافیست یک نصف روز اینجا باشی تا دلت از دردهای هم نوعانت به درد بیاید، از درد پدری که به خاطر اینکه نتوانسته برای فرزندش لباس نو بخرد، شب عید خودکشی می کند، از مادری که به خاطر بی مسئولیتی همسرش که آن ها را ترک کرده است، با دستان خالی شکم خود و دوقولوهایش را سیر می کند، از زنانی که قربانی طلاق هستند و هر آن در آستانه لغزش برای یک لقمه نان و از خانواده هایی که با بیماری های لاعلاج درگیرند و پولی برای درمان ندارند.
خانم دادی با اشاره به کارهای صورت گرفته در مرکز ادامه می دهد: ما هر ماه برای ۷۵ نفر سبد کالا در نظر گرفته ایم و به طور موردی هم برای ۳۵۰ خانوار ی که در اینجا پرونده دارند و۲۰۰ نفر به صورت پراکنده کمک های نقدی می دهیم، در حال حاضر هم مشغول جمع آوری جهیزیه برای هفت تازه عروس هستیم تا به امید خدا آن ها را به زودی راهی خانه بخت کنیم. علاوه بر این ها سعی می کنیم با مدیران مدارس ها چه دولتی و چه غیر دولتی صحبت کنیم تا بچه های افراد تحت پوشش رایگان در مدارس درس بخوانند. من خودم حتی زمانی که کاری از دستم ساخته نباشد، سعی می کنم در مقام مشاور و دوست، خانواده های نیازمند و به خصوص زنان مطلقه را به شرکت در کلاس های قرآن و کارآفرینی دعوت کنم تا آسیب بیشتری نبینند.
سعیده حاجی زاده که از فعالان حاضر در این مرکز است، مدام بر یک جمله تأکید دارد و آن اینکه خانم دادی جزء امانتدارترین افرادی است که من در زندگی ام دیده ام، به طوری که وقتی شخصی مقداری مبلغ به مرکز می دهد و از وی می خواهد تا تنها صرف درمان شود، خانم دادی حتی در صورت اجبار هم آن مبلغ را صرف امور دیگری مانند هزینه مدرسه و خوراک نمی کند و این امر اوج امانتداری او را نشان می دهد.
وی از تلاش های خود و سایر داوطلبان در سال جاری برای جمع آوری زکات فطره می گوید و اینکه از ساعت ۵ صبح عید فطر خودشان با هماهنگی قبلی با هیأت امنای مجتمع ها صندوق ها را داخل ساختمان ها می گذاشتند و به این طریق توانستند حدود ۹ میلیون توامن جمع آوری کنند. یا از لحظاتی می گوید که به همت مسئولین مرکز و خلاقیتی که به خرج داده بودند، چند روز مانده به بازگشایی مدارس، لوازم تحریر و وسایل مورد نیاز بچه های نیازمند را به حالت بازارچه ای چیده بودند تا این بچه ها گمان کنند که برای خرید آمده اند و با شور و شوق وسایل مورد نیازشان را انتخاب می کردند.
و به راستی که چه زیباست حس تماشای لبخند رضایت روی لب یک انسان، گرچه اصل موضوع فقر تلخ است.
در اینجا در سهند، فازهای مختلفی از فقر را می توان به تصویر کشید. می توان پدیده های تلخ اجتماعی را شاهد بود که در صورت بی توجهی مسئولان، نهادهای حمایتی، خیران و من نوعی می تواند عواقب جبران ناپذیری به بار آورد. تن فروشی، خودکشی، جرائم کوچک و بزرگ هر کدام آتش زیر خاکستر فقر هستند! کاش نگذاریم هیچ گاه این آتش شعله ور شود.
شماره حساب ۱۱۱۰۴۹۰۶۹۰۰۸ بانک ملی شعبه سهند
شماره کارت ۶۰۳۷۹۹۱۸۹۹۹۱۰۱۵۶ بانک ملی

گزارش از ساناز شهابی

 

 

 

 

برچسب‌ها

اخبار مرتبط :



دیدگاهها (۰)



آخرین اخبار