شنبه ۲۷ام آبان ۱۳۹۶ , Saturday 18th November 2017

مهر ۱۳ام, ۱۳۹۶

کد خبر : 137999

تبريزلي يوک!

اصولا در اصل اين موضوع که تبريز بزرگ است يا دیگر کلانشهرها، اختلاف نظري وجود ندارد و بي هيج شک و شبهه‌اي و با عنايت به اعتماد به سقف! موجود در ما، تبريز خيلي بزرگ‌تر از سایر جاها است. دلايل زيادي براي اين ادعا وجود دارد:
۱.دليل کمّي: مثلا در هر کجاي گيتي از ميدان آذري تهران تا ترک بلوچستان بگير و برو تا آن طرف کره زمين مثلا واشنگتن، لندن، سواحل عاج و…، از هر تُرک‌زباني بپرسي بچه کجايي؟ جَلدي مي‌گويد: تبريزلي يوک!
۲.به لحاظ کيفي: از آن‌جا که بزرگي به عقل است نه به هيکل و قيافه، باز هم نتيجه مي‌شود که تبريز بزرگ‌تر از سایر کلانشهرها و حتي کره زمين است. چرا که مسئولين هر شهر نماد تعقل و تفکر آن بلاد هستند و مسئولین ما هم که جملگي چنان تئوري‌هاي مديريتي از خود بروز مي‌دهند که در هيچ کجاي گيتي يافت نمي‌شود؛ از مديران فرهنگي بگير تا مديران شهري و غيره‌ذلک که استفاده تمثيلی را از حوصله مخاطب خارج مي‌بينم. به آن حد که ما در صادرات مدير به اقصي نقاط کشور به خودکفایی رسيده‌ایم و اين امر چه‌بسا از صادرات نفت نيز بيشتر است و الخ…
۳.جَوّي: مسائل جَوّي تبريز نشان از دو امتياز و برتري اين شهر نسبت به ساير کلانشهرها دارد؛ اول از نقطه نظر جَوّي (آب و هوايي) که تبريز سه ماه قيش (زمستان) دارد و نه ماه قَميش (معادل فارسی‌اش را بی‌خیال)، و اصولا معلوم نيست که يک ساعت ديگر باران مي‌بارد يا برف و يا آفتاب مي‌درخشد و مخلص کلام آن که يک تبريزي بايد ژاکت، باراني و تي‌شرت را توامان همراه داشته باشد. و دوم جَوّي (از نوع ديگر) است که مردم يک‌هو جَوّگير مسئله‌اي مي‌شوند و مثلا همه مغازه‌هاي شهر تغيير صنف مي‌دهند و تبديل مي‌شوند به بناب کبابي و غذای تلفنی، روز ديگر همه به موبايل‌فروشي تغيير ذائقه مي‌دهند، یک روز همه پخش محصولات بهداشتی و روزي ديگر تريپ تراختور مي‌زنند و پرشورترین هوادار می شویم و الخ….
۴.در مورد لقب‌گيري که شهر اولين‌ها مختص ماست و خيلي چيزها را براي اولين بار ما ساخته و پرداخته‌ايم؛ من‌جمله اولين کشکک‌سازي، اولين خيارشور پروري، اولين پيتي‌پزي و غيره، در حالي که هم‌اينک خيلي از شهرهای ایران بی‌سر و صدا تولیدات و تحقیقات روز دنیا مثل: سلولهای بینادین، هواپيماسازي، خودروسازي، سفينه قاره‌پيما و… دارند و به فعليت‌شان به اندازه ما که به گذشته‌مان غُرّه هستيم، نمي‌بالند. و اين نشان مي‌دهد که ما خيلي اصالت داريم که در گذشته‌مان بيتوته نموده‌ايم.
۵. در مورد نرخ مطالعه جرايد، که در بين استان‌هاي کشور از آخر در راس ايستاده‌ايم. براي اين بخش توضيح زياد لازم نيست. اگر ملتفت نشديد آمار مرجوعي را از مسئولين نشريات مختلف تبريز بپرسيد و یا این که نمایشگاه کتاب به تاخیر افتاده را پیگیری با پسوند «بین‌المللی» بزنید تا ببینید رابطه ما با یار مهربان (کتاب) در چه حدی است.
۶.در فعالیت‌های فرهنگی، اجتماعی، جشنواره‌ای، بزرگداشتی، مناسبتی، سمینهاری (سمیناری سابق)، وغیره: اصولا اگر شما اوقات فراغتی دارید که پیشنهاد می‌شود در خیابان‌های تبریز قدم بزنید و با نگاه بسیار اندیشمندانه به بنرهای تبلیغاتی که در هر گوشه از خیابان‌ها و تقاطع نصب شده تامل فرمایید، خواهید دید که انواع و اقسام سازمان‌ها و ادارات دولتی در کورس برگزاری فعالیت‌های فرهنگی، اجتماعی، جشنواره‌ای، سمینهاری (سمیناری سابق)، بزرگداشتی وغیره… بوده و باهم در رقابت جانانه‌ای می‌باشند. حال اصلا موازی کاری برنامه‌ها و تخصص و موضوع و شرح فعالیت سازمان و اداره دولتی مزبور را بی خیال شوید. مهم حضور و تیتر شدن در بطن جامعه است که مسئولین شهر ما خدمت به خلق‌الله را در برگزاری مراسمات شیک به انضمام بنرهای شونصد متری در اقصی نقاط شهر می دانند و بس.
۷. حال با این همه دلایل متقن، اگر برای‌تان شک و شبهه‌ای باقی مانده، و تردید دارید که تبریز از همه کلانشهرها بزرگتر است یا کوچکتر؟! که این خود دلیل دیگر بزرگی شهر ماست که مردمانش حالا حالاها زیر بار هر حرفی نمی‌روند.
۸.باقی بقایتان ـ جانم فدایتان.

 فرهاد باغشمال

برچسب‌ها



دیدگاهها (۰)



آخرین اخبار