شنبه ۲۷ام آبان ۱۳۹۶ , Saturday 18th November 2017

مهر ۱۳ام, ۱۳۹۶

کد خبر : 137989

اختصاصی هم نوا به مناسب هفته جهانی ناشنوایان/

لحظه ای سکوت به یاد پدر کرو لال های ایران

صدایشان این روزها در هیاهوی محرم و آغاز ماه مهر گم شده است. صدایی که هرگز نبود و کسی نیز نتوانست صدای این قشر باشد.

به گزارش هم نوا، ۲۴ تا ۳۰ سپتامبر، با هدف ارتقای فرهنگ ارتباط با ناشنوایان، دانسته‌هایی از زبان علم و اشاره و آگاهی دولت ها و هم چنین عموم مردم با مشکلات این قشر به عنوان هفته جهانی ناشنوایان نامگذاری شده است.

بهانه ای برای اینکه از یاد نبریم در جای جای این جهان کسانی هستند که بی صدا زندگی می کنند و شاید کم تر کسی صدای فریادشان را بشنود. اشتباه نکنید، بحث از دنیای غرق در سکوت ناشنوایان نیست، اینجا قرار است از کسی سخن بگوییم که ۹۰ سال پیش با تمام ناملایمتی های جهان سنتی، صدای ناشنوایان را از دل نگاهشان بیرون کشید و نام خود را برای همیشه در تاریخ ثبت کرد.

جبار باغچه بان را می گویم، مردی از دیار آذربایجان که در دنیای بی روح عصر خود، از اهمیت آموزش کودکان و زنان غافل نشد.

حدود ۳۴ سال داشت که با شدت گرفتن کشمکشهای قومی و دینی در ایروان ناشی از انقلاب روسیه که طی آن والدین خود را از دست داد ، به ناچار در سال ۱۲۹۸ شمسی به همراه همسر به ایران، سرزمین پدری خود کوچ کرد و از راه جلفا ، وارد شهر “مرند” شد، البته به قیمت بریده شدن انگشتان پاهایش! وی سپس به شغل آموزگاری در مدرسه دولتی ” احمدیه ” مشغول و موفق به نوشتن نمایشنامه ” خُر خُر ” شد.  براثر کوششهای بی ریای او در تعلیم و تربیت و نیز بهداشت شاگردان ، سبب شد که نظر مدیر کل فرهنگ آذربایجان ” ابوالقاسم فیوضات ” جلب شود لذا به مدیر مدزسه احمدیه دستور داد که هر چه زودتر وسایل انتقال جبار را به تبریز فراهم کند.

بعد از ورود جبار به تبریز در اواخر اردیبهشت ۱۲۹۹ شمسی ، به آموزگاری مدرسه دولتی ” دانش ” انتخاب شد. در این زمان ، جبار چون شیوه تدریس الفبای فارسی را نارسا دید ، روش تازه ای برای تدریس آن به کار برد که موفقیت زیادی به همراه داشت و سبب شد آوازه این معلم جدید در شهر تبریز بپیچد.

جبار ضمن تالیف اولین کتابش ” برنامه کار آموزگار” در  ۱۳۰۲ شمسی ، به نوشتن کتاب “الفبای آسان” (۱۳۰۳ شمسی ) پرداخت که اوّلین کتاب الفبا آموز خودش محسوب می شود. در واقع ، جبار برای اینکه آموزگار بتواند بدون توسل جستن به زبان مادری کودک ، فارسی را تعلیم کند ، راهنمای تدریس آن را تحت عنوان ” الفبای آسان ” نگاشت.

به قول خودش” این کار طبعاً از دست کسی که خود آذربایجانی است بهتر بر می آمد تا دیگران. زیرا به درد و دوای آن نزدیک تر و آشنا تر از برادران فارسی زبان خود است”.

اما این معلم با وجدان، مدتی بعد شروع به پایه گذاری آموزش ناشنوایان در ایران کرد.

قدرت الله قدس، معلم بازنشسته تبریزی که اکنون ساکن تهران است و خود حرفی برای گفتن درباب آموزش الفبای فارسی دارد، طی چند بار دیداری که با مرحوم باغچه بان در جریان مأموریت هایش داشته است، شخصیت باغچه بان را بسیار بزرگتر از آن چیزی می داند که گفته می شود.

آقای قدس با بیان اینکه مرحوم باغچه بان در سال ۱۳۰۳ بود که نخستین کودکستان را در تبریز تحت عنوان ” باغچه اطفال” تأسیس کرد، می گوید: بین دانش آموزان نخستین کلاس درس باغچه بان، سه کودک کر و لال وجود داشتند و حضور این سه نفر بود که باغچه بان را به فکر ساختن مدرسه مخصوص برای کر و لال ها انداخت. باغچه بان که در زمینه تعلیم و تربیت کودکان کر و لال هیچ آموزشی ندیده بود، موضوع را با رئیس فرهنگ وقت تبریز در میان گذاشت و با تمسخر وی روبرو شد، او گفته بود:” اگر راست می گویی بیا و به بچه های سالم تبریز فارسی یاد بده. درس دادن به کر و لال ها پیشکش”. باغچه بان گرچه مورد تمسخر رئیس فرهنگ وقت قرار گرفت و اگرچه بعدها او را به عنوان شارلاتان در تبریز انگشت نما کردند، اما ناامید نشد و در مدت یکسال تدریس موفق شد به آن سه کودک کر و لال خواندن و نوشتن بیاموزد.

وی می افزاید: باغچه بان چند سال بعد در سال  ۱۳۱۲در تهران دبستان کرو لال ها را تأسیس کرد و در همان سال نیز موفق به اختراع دستگاهی برای شنیدن افراد ناشنوا شد و آنرا تحت عنوان ” تلفن گنگ” در اداره ثبت اختراعات به شماره ثبت ۱۱۸ به ثبت رساند. جالب اینکه درست ۳۷ سال بعد از اختراع باغچه بان، “ارل کولار” استاد دانشگده دندانپزشکی و ” فردآلن” استاد دانشکده مهندسی دانشگاه لوس آنجلس، موفق به اختراع دستگاهی شبیه اختراع باغچه بان شدند، با این تفاوت که دستگاه باغچه بان بدون اتکاء به علم فیزیک و فقط به مدد تجربه و پشتکار و هوش سرشار وی بود.

آقای قدس در رابطه با انگیزه باغچه بان برای آموزش کودکان کرو لال  می گوید: مادری کودک کرو لال خود را به باغچه اطفال آورد. مدرسه های دیگر این کودک را نپذیرفته بودند، مادر این کودک با باغچه بان درد و دل کرد و گفت: فرزندش کرو لال است و دلش می خواهد به مدرسه برود، اما در هیچ مدرسه ای او را نمی پذیرند”. و همین جا بود که باغچه بان تصمیم گرفت به عنوان معلمی دلسوز، این کودکان را از دنیای بی سوادی و جهل نجات دهد. وی در سال ۱۳۲۲ جمعیتی به نام ” جمعیت حمایت از کودکان کر و لال” تأسیس کرد و مدارس را وسعت داد.

مرحوم جبار باغچه بان در نهایت در سال ۱۳۴۵، با دنیای کودکان وداع کرد و برای همیشه چشمانش را بست، اما نقل است وی وصیت کرده بود، وی را در مدرسه دفن کنند تا همیشه صدای پای بچه ها را بشنود.

گزارش از ساناز شهابی

 

 

 

 

 

 

اخبار مرتبط :



دیدگاهها (۰)



آخرین اخبار