شنبه ۲۷ام آبان ۱۳۹۶ , Saturday 18th November 2017

مهر ۱ام, ۱۳۹۶

کد خبر : 136699

گفتگوی هم نوا با مبدع جدول الفبای فارسی

او یک معلم است/ از همان معلم هایی که باید گفت؛ یادش به خیر

دنیا دیده، با تجربه، اهل دل و شدیدا مهربان! این تصویری است که من اکنون از یک معلم بازنشسته که روبرویم نشسته است، می بینم.

به گزارش هم نوا، نگاه معصوم و کلام بی ریایش آنقدر دلنشین و دوست داشتنی است که احساس نمی کنم من یک خبرنگارم و او مصاحبه شونده. دوست دارم مانند نوه ای مأخوذ به حیا ساعت ها پای صیحبت های شیرین پدربزرگی بنشینم که سینه اش مملو از ناگفته های دوران معلمی است. گرچه به ظاهر کمی پیر است، اما همچنان می توانم اشتیاق آموزش را در چشمانش ببینم.

او یک معلم است، ساده و سختگیر و دلسوز! به جرأت می گویم، می توان او را به جای تمام معلم هایی که حال درس دادن ندارند، شوق آموختن در وجودشان مرده است و گاها مادیات در زندگی شان پررنگ تر شده است، دوست داشت. به نظرم امروز، تبریز باید به خود ببالد که زادگاه چنین مرد بزرگیست. مردی که نه سیاستمدار است، نه چهره شاخص ادبی و هنری، نه سوپر استار و  حتی ژن خوب هم ندارد، اما عاشق یادگیری و یاد دادن است.

باتجربه، صاحب نظر که سالهاست در زمینه بررسی و تحقیق پیرامون روش های تدریس، مطالب و مفاهیم کتاب های درسی، نوآوری های آموزشی مشغول خدمت است

قدرت الله قدس، متولد ۹ دی ۱۳۲۱در تبریز محله مالا احمد امیر خیز است و تا ۷ سالگی در تبریز ساکن بوده، اما دست روزگار او و خانواده اش را راهی تهران می کند تا دنیای این معلم در آنجا ساخته شود.  آموزگار بازنشسته منطقه ۱۷ تهران است که سالها مأمور در گروه های آموزشی و سرگروه آموزشی پایه اول ابتدایی بوده است، هم چنین سابقه تدریس روش های تدریس ادبیات ضمن خدمت تهران را نیز در کارنامه کاری اش دارد. وی ۱۰ سال از عمرش را در روستاها به تدریس پرداخته است و سال ها یکی از طراحان سؤالات ریاضی بوده، اما خودش بزرگترین لذت تدریس را برای کلاس اولی ها می داند و عاشق بچه هاست.

از همه مهم تر اینکه وی همچنان مشغول تدریس خصوصی است و دوست دارد تا آخر عمرش به این کار ادامه دهد.

با این حال بهانه گفتگو با آقای قدس، این است که وی در جوانی توانسته است روش تدریس ادبیات دوره ابتدایی را ابداع کرده و آن را به هزاران معلم آموخته است. و به خاطر تألیف آن از طرف اداره کل آموزش و پرورش تهران، مدیریت تحقیق و تألیف نهضت سواد آموزی کشور و معاونت وزارت آموزش و پرورش مورد قدردانی قرار گرفته است.

وی هم چنین مبتکر تهیه جدول الفبای فارسی و یکنواخت کردن آن به صورت استاندارد است که با استقبال معلمان روبرو شده بود. این جدول یکی از مهم ترین وسایل و ابزارهای کمک آموزشی پایه اول ابتدایی است که هنگام تدریس حروف مجهول – در قالب کلمه کلیدی- از آن استفاده می شود. در ادامه شاهد گفتگو با این معلم با دغدغه خواهید بود.

 

 

 

  • آقای قدس در مورد جدول الفبای فارسی بیشتر برایمان توضیح دهید!

دانش آموزان می توانند به کمک این جدول دسته بندی صداهای زبان فارسی از قبیل صامت ها، مصوت ها، استثناها، یک شکلی ها، دوش کلی ها، سه شکلی ها و چهار شکلی ها را بشناسندو ترتیب الفبای فارسی و نیز صداهایی که یک شکل در برابر چند صدا و چند شکل در برابر یک صدا دارند را فرا گیرند. این جدول از آغاز تدریس اولین حرف، در کلاس نصب و تا آخرین روزهای سال تحصیلی به تدریج مورد استفاده قرار می گیرد.

  • چرا تهیه جدول الفبای فارسی برایتان اینقدر مهم بود؟

انگیزه من از تهیه این جدول هماهنگ و یکنواخت و استاندارد کردن صحیح کلمات در سطح آموزش در کشور بوده است، تا هر معلمی با سلیقه شخصی خود جدول را آموزش ندهد. بارها در بازدیدهایم از کلاس ها شاهد آن بودم که ۹۹ بلکه ۱۰۰ درصد جداول از نظر نوشتاری، حروف در خط زمینه و… اشتباهات فاحشی داشتند و همین امر باعث اختلاف نظر شدید بین همکاران و مدیران مدارس می شد و من برای جلوگیری از اختلاف و اعمال سلیقه های شخصی دست به این کار زدم. البته دشواری های زبان فارسی که هر برخی واژه ها بیش از یک صدا دارند و حتی هر کدام از دسته ها هنگام نوشتن قوانین مخصوص به خود را دارند، هم در تدوین جدول الفبای فارسی بی تأثیر نبود.

  • بزرگترین عامل موفقیت یک معلم را در چه می دانید؟

علاقه، داشتن دانش نسبت به شغلش، توان انجام رسالتش، انتقال صحیح مطالب، تحقیق و مطالعه روش های نوین و از همه مهمتر آنچاه معلم را سر پا نگه می دارد، دوست داشتن بچه هاست.

 

  • معلمان بالای شهر با پایین شهر تفاوتی دارند؟

دانش آموزان شمال شهر معمولا در خانواده هایی زندگی می کنند که توان گرفتن معلم خصوصی برای فرزندانشان را دارند. پدر و مادرها کم مشغله ترند و در تقویت پایه درسی بچه ها بهتر عمل می کنند. کلاس های آن ها کم جمعیت تر است و راحت تر می توان کلاس را اداره کرد. من در زمان آموزگاری، صبح ها در یکی از مدارس شمال شهر تهران تدریس می کردم و کارم چندان سنگین نبود اما عصرها اداره کلاسی با ۵۰ دانش آموز در جنوب شهر را بر عهده داشتم که توان و انرژی روحی و جسمی زیادی از من می گرفت.

من تمام عمرم در مدارس جنوب شهر تدریس کرده ام. بچه هایی را دیده ام که با شلوار پاره به مدرسه می آمدند و بیشتر اوقات چیزی برای خوردن نداشتند. من نمی توانم بگویم بچه های بالای شهر باهوش ترند یا پایین شهری ها کم هوش تر، اما کاش می شود تفاوت ها از بین می رفت و بچه ها همه در شرایط یکیانی تحصیل می کردند.

  • چنین به نظر می آید که معلمان امروزی کم تر عاشق شغلشان هستند، نظر شما در این باره چیست؟

انتظار بزرگی است که از معلمان بخواهیم در حالی که برای تأمین هزینه های زندگی خود مجبورند در چند جا کار کنند، باز هم در کلاس شاداب و پر انرژی باشند. من در سال ۶۱ که مادرم فوت کرد، حتی باز کلاس را ترک نکردم، چرا که در بین بچه ها کمتر احساس غم می کردم و داغ رفتن مادرم را راحت تر تحمل می کردم اما در شرایط زندگی های امروزی نمی توانیم از معلمان توقع داشته باشیم که به واقعیات و مشکلات شخصی خود توجه نکنند.

  • یک خاطره!

در اولین سال استخدام در سال ۴۲ در یکی از روستاهای ایران در مسجدی برای شش پایه تدریس می کردم. یکی از دانش آموزان ششم ابتدایی را به دلیلی تنبیه با چوب می کردم که در آن لحظه دو نفر بازرس بدون اطلاع وارد کلاس شدند و صحنه گریه دانش آموز را دیدند. من که آن لحظه به سخت ترسیده بودم، چوب را در درستم قایم کردم، اما یکی از بازرسان آن را دید و از دست من گرفت و بعد از شکستن به بیرون از مسجد پرتاب کرد و در گوشی به من تذکر داد تا دیگر تنبیه بدنی نکنم. بعد از رفتن بازرسان، دانش آموزان خوشحال بودند از اینکه بازرش به من گفته تا آن ها را تنبه بدنی نکنم، نمی دانستم درباره انعکاس عمل بازرسان چطور باید با بچه ها رفتار کنم که یکهو فکری به سرم زد. به بچه ها گفتم، می دانید بازرس به من چه گفت: “این چوبی که برای تنبه آورده ای نازک است، به مبصر بگو چوب کلف تری برای تنیبه تهیه کند”. چند روز بعد بچه ها چوب کلفت تری برایم آوردند ولی از آن تاریخ تا پایان خدمتم به هیچ وجه نه چوبی سر کلاس بردم و نه شلنگ! تنبیه بدنی هم نکردم.

چه توصیه ای به معلم های مان دارید؟

رسول اکرم (ص) می فرماید: “علموا و یسروا، و لا تعسروا و بشروا و لا تنفروا و اذا غضب احد کم فلیسکت”

” تعلیم دهید و سهل گیرید، و سخت نگیرید، گشاده رویی کنید و خشونت نکنید و چون یکی از شما -تعلیم دهنده یا تعلیم گیرنده- خشمگین شود خاموش ماند، بهتر است”.

اگر معلم های ما تنها به این حدیث عمل کنند، تمام اصول آموزش و تدریس در آن گفته شده است.

 

مصاحبه از ساناز شهابی

برچسب‌ها

اخبار مرتبط :



دیدگاهها (۰)



آخرین اخبار