دوشنبه ۲۹ام آبان ۱۳۹۶ , Monday 20th November 2017

دی ۱۶ام, ۱۳۹۳

کد خبر : 13175

مجتبی ساعی مجری و گزارشگر برتر استانی در گفتگویی اختصاصی با هم نوا

مجتبی ساعی : انتقاد کردم ، مدیر عامل استعفا داد ، تهدید به مرگ شدم

حین گزارش یک بازی و محرز شدن شکست تیم، از مدیریت تیم انتقاد کردم و گفتم که از فردا انتقادات شروع می شود و … فردایش مدیرعامل وقت استعفا داد! واقعا نمیدانستم صحبت هایم چنین برش و قابلیتی دارد!

به گزارش گروه ورزشی هم نوا : مجتبی ساعی از جمله گزارشگران جوانی است که توانسته طی چند سال اخیر به محبوبیتی در خور دست یابد. وی دارای مدرک کارشناسی مهندسی صنایع بوده و اکنون نیز در حال گذراندن دوران خدمت مقدس سربازی در تیپ ۱۲۱ تبریز است.

ساعی علاوه بر کار گزارشگری، مدتی است با اجرای برنامه “موج فوتبال” روح تازه ای بر کالبد خنثی و بی رمق این برنامه قدیمی دمیده است و “انتقاد” را جانشین “مجیزگویی” های مصطلح در چنین برنامه های کرده به گونه ای که در مقاطعی حتی از سوی برخی افراد معلوم الحال تهدید به مرگ شده است!

یکی از برجسته ترین نقاط قوت کار گزارش ساعی، علاوه بر تسلط بی چون چرا و احاطه بر هر بازی، به “گزارش منصفانه و بی طرفانه” بازی ها بر می گردد که می تواند الگوی بسیاری از گزارشگرانی باشد که “هواداری” را با “گزارشگری” اشتباه می گیرند و برای خودشیرینی، ناخواسته دست به تخریب فرهنگی و تاریخی محل سکونت خود می زنند!

بی شک گزارش های مغرضانه برخی گزارشگران نیز در همین دایره قرار می گیرد و تخریب خودخواسته حریفان در برخی گزارش ها، می تواند نمادی از “بی فرهنگی” شهروندان میزبان قلمداد شود.

در آخرین روزهای آذرماه میزبان این جوان مستعد بودیم تا بیشتر با وی و کارهایش آشنا شویم.

این مصاحبه برخلاف انتظار مسیری متفاوت پیمود و در لحظاتی از گفت و گو بار دراماتیک و احساسی بر فضای مصاحبه سایه انداخت.

ساعی نمونه ای از جوانانی است که فقط با “عشق و علاقه” به دنبال “محبوب” خود (رسانه) رفته اند و “پول و مادیات” گمشده آنها (و همه عشاق) در این مسیر سخت و دشوار است!

باهم این گپ و گفت صمیمی را می خوانیم:

saei1 

با یک سوال کلیشه ای شروع کنیم، خودت را معرفی می کنی؟

مجتبی ساعی هستم متولد ۲۷تیرماه ۱۳۶۸ در تبریز

از چه سالی وارد کار رسانه شدی؟

کارم را از سال ۸۵ با ماهنامه آفتاب آذربایجان شروع کردم و سال ۸۷ وارد صدا و سیما شدم.

ازدواج کردی؟

بله در هفتمین روز از هفتمین ماه امسال

یک ازدواج سنتی یا امروزی؟!

(می خندد) با همسرم ۷ سال همکلاس بودم و طی این مدت شاید بیشتر از نیم ساعت با ایشان صحبت نکردم. همسرم را به عنوان نمادی از پاکی و نجابت ستایش می کردم و هرچقدر سعی می کردم نمی توانستم علاقه ام را عیان کنم. دورادور ایشان را می دیدم و سعی می کردم رفتاری نکنم که آدم سبکی جلوه کنم. خلاصه خیلی سختی کشیدم.

یعنی ایشان اطلاعی از میزان علاقه شما نداشتند؟

نمی دانم. وقتی ارتباطی باهم نداشتیم چگونه می توانست بداند؟ چون همکلاس بودیم خیلی وقت ها به بهانه های مختلف می خواستم سر صحبت را باز کنم ولی نمیشد.

حالا چرا ۷سال صبر کردید؟

پاره ای از مشکلات و گرفتاری ها اجازه نمی داد که زودتر اقدام کنم.

ازدواج در دوران سربازی هم که می تواند بسیار شیرین تر باشد.

(می خندد) بله؛ یکی از معجزات ازدواجم این بود که با لطف خداوند شغل مناسبی پیدا کرده ام و اکنون وضعیت مالی مناسبی دارم.

چند خواهر و برادر هستید؟

فقط یک برادر کوچک تر با نام مصطفی دارم که خیلی هم دوستش دارم.

خانواده فوتبالدوستی داری؟

قبل از اینکه وارد این عرصه بشوم کسی علاقه ای به فوتبال نداشت ولی الان حتی پدربزرگم هم طرفدار دو آتیشه ی فوتبال است!

خانواده همسرتان چی؟

پدر خانمم فوق العاده فوتبالی است و همسرم نیز فوتبالی شده و طرفدار پروپاقرص تراکتورسازی است.

خودت را چندمین گزارشگر ایران می دانی؟

گزارشگری یک حرفه سلیقه ای است. معیار و متر خاصی ندارد که براساس آن رتبه بندی کنیم. گزارشگری را می توانیم به “میوه” تشبیه کنیم که بر اساس سلیقه مخاطبان، هر کس از یک میوه ای خوشش می آید و انتخاب می کند.

خودت الگوی خاصی داری؟ کار کدام یک از گزارشگران را بیشتر می پسندی؟

سعی می کنم از کسی الگو برداری نکنم چون از اینکه به ورطه ی تقلید بیفتم می ترسم و برای همین زیاد توجهی به این مسائل ندارم ولی کار “مزدک میرزایی” را بسیار دوست دارم و تحسینش می کنم.

برای ارتقای کار گزارشگری، چه کارهایی انجام می دهی؟

مرکز و مرجع خاصی برای این کار وجود ندارد. سعی می کنم با مرور گزارش های دیگر همکارانم، به رفع ایراداتم بپردازم.

اصطلاح یا جمله خاص و ویژه ای داری که معرف و به نوعی برند خودت باشد؟

سعی می کنم اصطلاحات خاص خودم را داشته باشم و با مطالعه و مرور نکات فنی و حاشیه ای هر بازی با دست پر پشت میکروفن بنشینم. “دروازه رو کج می بینه” و یکی دو اصطلاح دیگر که جا افتاده و مختص خودم است از آن جمله اند. البته در چند هفته گذشته برخی از گزارشگران دیگر شبکه ها هم از این اصطلاحات استفاده کردند که برایم جالب بود.

شاید خیلی ها به گزارش های بی طرفانه ات ایراد بگیرند. در این مورد چه صحبتی داری؟

در همه کلاس های گزارشگری رعایت اصل بی طرفی مهمترین مولفه ای است که بر آن تاکید می شود و من هم سعی می کنم اصول حرفه ای کار را در نظر بگیرم. البته خیلی از دوستان انتقاد می کنند که چرا بی طرفی؟! و اظهار ناراحتی می کنند. ولی این را باید در نظر داشته باشند که منِ ساعی در هر بازی به عنوان نماینده ی مردم آذربایجان هستم و صحبت هایم در طول گزارش باید نشانگر فرهنگ غنی دیار آذربایجان باشد. برای پاسداشت این فرهنگ و ارائه صحیح  آن به بیننده ها بایستی تعصب خشک و خالی را کنار گذاشت.

saei2

خودت طرفدار چه تیمی هستی؟

من تراکتوری هستم ولی سعی می کنم که پشت میکروفن فراموش کنم و بی طرف بمانم.

ولی گاها فریاد گل هایت نشان می دهد که زیاد هم بی طرف نیستی!

این ابراز احساسات لحظه ای است و بیننده هم درک می کند ولی اینکه در طول گزارش بازیکنان تیم میهمان را به نوعی تحقیر کنی و بازی خوبشان را زیر سوال ببری جانبدارانه است. به هرحال بیننده تلویزیونی هم حق می دهد که از گلزنی تیم شهرم خوشحال شوم و این طبیعی است.

بهترین خاطره ات؟

فکر می کنم بازی فینال جام حذفی در کرمان که با قهرمانی تراکتور همراه بود یکی از بهترین خاطرات همه ی دوران تراکتوری ها باشد. در این بازی برای ضبط حواشی مسابقه به کرمان رفته بودیم که گزارشگر رادیو ورزش در حین مسابقه نظرم را در مورد بازی جویا شد. در همان لحظاتی که روی آنتن رادیو بودم صحنه حساسی اتفاق افتاد که من هم حرف هایم را ناتمام گذاشتم و به گزارش پرداختم. پس از ۱۰ثانیه گل قهرمانی به ثمر رسید و من هم شدم گزارشگر صحنه گل! این لطف خدا بود که در همان ۴۰ثانیه ای که میکروفن رادیو در اختیارم بود تراکتور گل زد و من هم گزارش کردم!

و بدترین خاطره؟

تراکتور، استقلال + ترکی!

چه عواملی را در موفقیتت موثرتر می دانی؟

هر گزارشگر بایستی علاوه بر تسلط و احاطه بر موضوع، اطلاعات به روزی هم داشته باشد تا در گذر زمان و با کسب تجربیات بیشتر پخته تر شود.

تسلط خوبی هم بر زبان آذری داری.

چند سالی است که در محضر اساتید به آموختن گرامر زبان آذری پرداخته ام و تلاش می کنم تا با بکارگیری لغات آذری جایگزین مناسبی برای اصطلاحات فارسی پیدا کنم. مثلا این روزها “آلیش وئریش” به جای نقل و انتقالات فراگیر شده و این جای خوشوقتی است.

متن خبرهای ورزشی آذری را خودت تنظیم می کنی؟

بله و این را مدیون استاد “رضا جلیل نژاد” سردبیر بخش خبر آذری هستم. ایشان با بزرگواری تمام این فرصت را به بنده داد تا خبرها را خودم بنویسم و با اصلاح و ادیت هایی که انجام می دادند کم کم یاد گرفتم که چگونه باید بنویسم. اگر راهنمایی های استاد نبود بی شک هنوز هم اندر خم یک کوچه ی تحریر خبر بودم.

کار اجرا را بیشتر دوست داری یا گزارشگری؟

من عاشق گزارشگری هستم. با اینکه در اجرا امتیاز “دیده شدن” و تصویر وجود دارد ولی من گزارشگری را ترجیح می دهم.

کدام یک سخت تر است؟

اجرا پروسه ای تعریف شده و از پیش طراحی شده است. گزارش خیلی سخت تر است. در گزارش مشخص نیست که چه اتفاقی قرار است بیفتد و بایستی در “لحظه” تصمیم گرفت و این کار را بسیار سخت می کند.

از اجرای برنامه “موج فوتبال” راضی هستی؟

این را باید از مردم و بینندگان پرسید.

قبول داری که برنامه کمی محتاط محور شده است؟ خبری از آیتم های چالش برانگیز و انتقادی نیست؟ به نظر می رسد که عمدا از پرداختن به مسائل مهم خودداری می کنی

این به سیاست های صدا و سیما بر می گردد. همه چیز که دست ما نیست. خودم آدم محتاطی نیستم. با این که بار انتقادی برنامه کم است ولی یکی دوبار هم تهدید شده ام!

از طرف چه کسانی؟

هویت شان معلوم نبود. از شماره های ناشناس تماس می گرفتند. حتی تهدید به مرگ شدم!

مربوط به چه برنامه ای بود؟

دوست ندارم زیاد در این مورد صحبت کنم.

به هرحال دوست داریم کمی توضیح دهی!

حین گزارش یک بازی و محرز شدن شکست تیم، از مدیریت تیم انتقاد کردم و گفتم که از فردا انتقادات شروع می شود و … فردایش مدیرعامل وقت استعفا داد! واقعا نمیدانستم صحبت هایم چنین برش و قابلیتی دارد!

در زمان اجرای برنامه هم تماس هایی گرفته می شود؟ تهدید می شوی؟

تهدید نه ولی پیامک های تهمت آمیزی دریافت می کنم که تاسف آور است.

برخورد مردم با یک مجری و گزارشگر چگونه است؟ مخصوصا تو که یک چهره معروف و محبوب هستی

این نظر لطف شماست. محبت مردم تمام ناشدنی است. از راننده تاکسی تا مدیران رده بالا همیشه به این حقیر لطف داشته و دارند و روزی نیست که مورد تفقد مردم قرار نگیرم. البته خودم را شایسته این همه مهر ومحبت تمی دانم و امیدوارم یک روز به این درجه از شایستگی برسم.

برای هر گزارش چقدر دریافت می کنی؟

چیزی در حدود ۵۰ هزار تومان!

این مبلغ به جز حقوقی است که دریافت می کنی؟

نه! من حقوق دیگری ندارم و حق الزحمه ای کار می کنم. یعنی اگر گزارشی نداشته باشم ریالی هم نمی گیرم! البته این مبلغی را هم که اشاره کردم پس از ۶_۵ ماه به دستم می رسد!

پس مخارج زندگی را چگونه تامین می کنی؟!

خب، من هم مثل همه کار می کنم.

مگر گزارشگری کار نیست؟

(با ناراحتی) ببینید؛ بگذارید کمی راحت تر حرف بزنم (دست هایش را نشان می دهد) من تا دو ماه پیش کارگری می کردم. در یک کارگاه پلاستیک سازی به عنوان یک کارگر ساده مشغول کار بودم. روزهای اول همکارانم فکر می کردند که “دوربین مخفی” است ولی بعدا متوجه شدند که همه چیز واقعی است و خبری از خنده و دوربین مخفی و این چیزها نیست.

برای خود من هم کمی غیر منتظره است!

خب همه فکر می کنند که ما مجریان پول پارو می کنیم!

مثل اینکه ناراحتت کردم؟

نه؛ کار عار نیست و حتی در این مدت به فکر مسافرکشی هم افتادم. حالا من که کمی معروف هستم این وضعیت را دارم. یاد کسانی افتادم که بدون کس و کار هستند. یاد جامعه افتادم….بیکارانی که حتی فرصت کار ساده هم برایشان فراهم نیست.

saei3

برای اجرای برنامه پر بیننده ای مثل “موج فوتبال” که حتما مبلغ قابل توجهی می گیری؟!

نمی خواهم در این خصوص زیاد حرف بزنم فقط همینقدر بدانید که خیلی کمتر از مبلغی است که بابت گزارشگری دریافت می کنم!

این روزها صدایت را هم روی برخی آگهی های بازرگانی صدا و سیما می شنویم؛ این هم مربوط به همان مسائل مالی است که اشاره کردی؟

بله، آگهی دهنده با توجه به قابلیت صدا و تصویر افرادی را انتخاب می کند تا هزینه های میلیاردی اش هدر نرود. بنده هم این فرصت را داشتم تا با دعوت صاحب آگهی در یکی دو تبلیغ حضور داشته باشم.

منع قانونی که ندارد؟

نه؛ فکر نمی کنم

قبول داری که هر بازیکنی در برنامه ۹۰ حضور پیدا می کند دچار افت فاحشی می شود؟ “موج فوتبال” که چنین تاثیری ندارد؟!

چون آماری ندارم نمی توانم تایید کنم ولی بازیکنانی که ظرفیت مشهور شدن را ندارند بیشتر دچار این عارضه می شوند و هر برنامه پر بیننده ای می تواند همین کارکرد را برایشان داشته باشد.

بزرگترین حسرتی که در زندگی داشتی؟

خدا را شاکرم که “حسرت” خاصی در زندگی نداشتم و شاید، فقط در لحظاتی که از یاد خدا غافل شده ام بزرگترین حسرت و افسوس زندگی ام رقم خورده است.

بزرگترین دغدغه زندگی ات؟

پول! پول! پول!

در شبکه های اجتماعی حضور داری؟

فقط وایبر؛ البته یک صفحه هم در فیس بوک داشتم که توسط یکی از دوستانم اداره میشد. فکر می کنم الان فعال نیست

چقدر از وقتت را به اینترنت اختصاص می دهی؟

بیش از سه ساعت را برای پیگیری اخبار و اطلاع از آخرین رویدادهای ورزشی

اسم خودت را هرچند وقت یکبار در گوگل سرچ می کنی؟ چه احساسی پیدا می کنی؟

معمولا پس از هر بازی این کار را می کنم تا از نظرات کارشناسان آگاه شوم. اوایل خیلی برایم خوشایند بود ولی کم کم عادت کرده ام و حس خاصی ندارم!

اگر فقط ۲۴ساعت برای زندگی فرصت داشته باشی چکار می کنی؟

سعی می کنم از کسانی که نیاز است حلالیت بطلبم و بقیه ساعات را در کنار عزیزانم سپری کنم.

اگر می توانستی از خدا یک سوال بکنی چه پرسشی می کردی؟

چکار کنم که از من راضی باشی!

اگر می توانستی یک نفر را در طول تاریخ بکشی آن یک نفر کی می توانست باشد؟

(پس از اسم بردن از آقامحمد خان قاجار و صدام و …) قابیل!

اگر آخرین بازمانده روی زمین باشی، چکار می کنی؟

به قول دکتر شریعتی: “اگر تنهاترین تنها هم شوم بازهم خدا هست؛ او جانشین تمام نداشته های من است”

اگر فردا که از منزل خارج می شوی، دو تا خورشید در آسمان ببینی و اینکه همه زندگی عادی خودشان را می کنند، چه عکس العملی نشان می دهی؟

 می روم چشم پزشک و اگر چشمهایم سالم بود سری به اینترنت می زنم. از ترس صدایم را در نمی آورم! واقعا سوالات جالبی می پرسید. تصورش هم شگفت انگیز است!

اگر فردا از خواب بیدار شوی و ببینی که یک شغل دیگری داری و هرچی تا امروز زندگی کرده ای خواب بوده، چکار می کنی؟

 خودم را زود با شرایط تطبیق می دهم. ترسی از رویارویی با واقعیت ندارم. اگر حقیقت را قبول کنیم بسیاری از ناملایمات رنگ میبازد.

هواپیمای تان در حال سقوط است. در آخرین لحظات به چه چیزی فکر می کنی؟

نگران عزیزانم می شوم که بعد از من چه اتفاقی برای شان می افتد. از ناراحتی آن ها ناراحت می شوم. دوست ندارم عزیزانم را غمگین ببینم. و قطعا به خدا هم فکر می کنم. زمانی که احساس می کنیم داریم وارد دنیای دیگری می شویم و مرگ را سرآغاز یک زندگی نوین بدانیم، زیاد نباید بترسیم!

بزرگترین نقطه قوت و ضعف زندگی ات؟

آدم انعطاف پذیری هستم و در عین حال بسیار دلرحم!

یک سوال خودت طرح کن و جواب بده!

یکی از بزرگترین آرزوهایت؟ آنقدر پولدار شوم که اگر هر نیازمندی را دیدم به گونه ای کمکش کنم که زندگی اش عوض شود.

حالا که خودت سرباز هستی، چه نظری در باره بازیکنان سرباز داری؟

سربازی مسئله ای است که باید برای همه مساوی و به صورت عادلانه باشد. شاید بهره تخصصی آن ها در لباس ورزشی بیشتر باشد و مطمئنا انجام خدمت سربازی در کسوت ورزشی خیلی بهتر از حضور در پادگان است.

منظورم تخلف برخی بازیکنان در اخذ کارت های جعلی بود.

همه باید در برابر قانون برابر باشند. مجرم باید مجازات شود و فوتبالیست بودن و …نباید عاملی برای فرار از مجازات باشد. مجرم، مجرم است و من و شما ندارد. مدارای بی جهت با مجرمان، تبلیغ قانون گریزی است.

خودت در بخش فرهنگی محل خدمتت انجام وظیفه می کنی؟

نه؛ من تکاور هستم و با افتخار تمام، در حال انجام وظیفه هستم.

مصاحبه را چطور دیدی؟

مصاحبه متفاوتی بود با سوالاتی متفاوت تر. برایم بسیار جذاب بود. راستش را بخواهید آدم بسیار عجولی هستم و زود حوصله ام سر می رود ولی الان که نگاه می کنم می بینم که بیشتر از سه ساعت است که داریم گپ می زنیم و من اصلا متوجه گذر زمان نشده ام پس این نشان می دهد که لحظات بسیار دلنشینی داشتیم.

و صحبت پایانی؟

عادت دارم که در برنامه ها و گزارش هایم حرف دل مردم را بگویم و امیدوارم تا آخر بتوانم چنین باشم.

از پدر و مادرم که برایم زحمات بسیار زیادی کشیده اند تشکر می کنم و دستشان را می بوسم. پدرم نویسنده است و برایم یک استاد به شمار می رود و هرچه در حوزه ادبیات یاد گرفته ام مرهون ایشان هستم. از همسرم که یکی از دلایل اصلی ورودم به تلویزیون بود نیز تشکر می کنم و امیدوارم بتوانم همسر خوبی برایش باشم. و از خداوند که این همه نعمت را به من ارزانی داشته است خاضعانه سپاسگزاری می کنم و همیشه تلاش می کنم تا به عنوان یک بنده خوب شرمنده محبت های بی پایانش نباشم.

گفتگو : عادل جعفر موحد

 

برچسب‌ها,



دیدگاهها (۱۸)



  • میلاد

    واقعا خیلی عالی بود…. بیشتر عاشقت شدیم مجتبی جان

  • نیما

    این هم سوال بود پرسیدی؟؟؟

    اگر می توانستی یک نفر را در طول تاریخ بکشی آن یک نفر کی می توانست باشد؟

    لا اقل یه کم سلیقه به خرج میدادی و دموکراتیو تر میپرسیدی مثلا میگفتی منفور ترین اشخاص در نظر تو کدام ها هستند؟؟؟

    چاشنی خشونت در سوال ات بسیار بسیار زیاد بود و نشان از غیر حرفه ای بودن میداد

    • ندا/ب

      آقای نیما منفورترین ها کسانی هستند که خودشان را حرفه ای تر وبالاتر از همه می دانند!!!!!!!!!!!!!

  • رضا

    ساعی جان دوست داریم دادش. موفق باشی

  • سعید

    باسلام: مدیر سایت اگه ممکن باشه با گوشی هم به این سایت مراجعه کنید اصلا متنها رو کامل نمیاره…

  • ارسلان

    چرا واسه گزارشگری اینقدر کم حقوق میدند؟؟؟ من که خیلی تعجب کردم و باورم نمیشه!!!!!!…….

  • مش یونس

    ولی میدونی سکت سیاهه دقت کردین وقتی از تراکتور تعریف می کنه تراکتور گل می خوره خواهشا اگه می تونی حریفامونو تعریف کن و دیگه اینکه زیاد تو تاریخ و ارقامی بیشتر از اینکه به کارگزارش بپردازی به ارقام و رکورده ها گکیر می دی

    • علی

      اولان اوزووه گل. بولار نه سوزدو!!؟؟

  • t...t...boy

    بدترین خاطره ؟؟؟؟؟؟ بازی تراختور استقلال +ترکی
    شرین ترین خاطره؟؟؟؟قهرمانی تراکتور در جام حذفی
    اوج غیرت و تعصب
    هادی جان موفق باشی

  • ندا/ب

    با اینکه زیاد از فوتبال خوشم نمیاید ولی همیشه به خاطر برادرم گزارش هایت را نگاه می کنم و میشنوم. اصلا باورم نمیشد که یک گزارشگر اینقدر مظلوم باشد. آفرین به غیرتت. درود به شرف و تعصبت. از امروز گزارش هایت را به گونه ای دیگر نگاه میکنم. واقعا مصاحبه متفاوتی بود. اشکم را دراورد.

  • تیراختورچی

    بعضی سوال ها بیشتر به طنز شباهت داشت مثلا:اگر فردا از خواب بیدار شوی و ببینی که یک شغل دیگری داری و هرچی تا امروز زندگی کرده ای خواب بوده، چکار می کنی؟

    • سولماز

      مجموعه این سوالها مصاحبه را خواندنی کرده. کمی ذوق داشته باشید

  • سولماز

    فوق العاده بود. واقعا بسیار لذت بردم. داداش مجتبی خیلی باغیرتی مرسی

  • احسان

    بهترین گزارشگر ایرانی
    علاقه ام بهت بیشتر شد داداش مجتبی

  • محسن

    مصاحبه ات هم مثل خودت دلنشین بود
    دوستت داریم مجتبی

داغ ترین خبرها
  • No posts liked yet.
آخرین اخبار