یکشنبه ۲ام مهر ۱۳۹۶ , Sunday 24th September 2017

تیر ۱۸ام, ۱۳۹۶

کد خبر : 126700

اختصاصی هم نوا به مناسبت هفته تامین اجتماعی

بنویسیم تأمین اجتماعی، بخوانیم تحمیل اجتماعی

تا حالا برایتان پیش آمده که احساس بدبختی کنید و ناگهان یکی بدبخت تر از خودتان ببینید و بعد دوباره احساس خوشبختی کنید؟!

به نظر بنده فقیر، سیستم سازمان تأمین اجتماعی در ایران خیلی خیلی شبیه خودمان است. در اصل هم باید همینطور باش وگرنه مشکلات عدیده ای در پیکره جامعه ایجاد می شود. یعنی من کشته، مرده هماهنگی بین تمام ارگان های کشور و مردم هستم. تأمین اجتماعی هم که جای خود دارد. شاید باور کردنش برای شما سخت باشد اما واقعا هیچ کجای دنیا نمی توانید نظامی به این عمق و ارتفاع پیدا کنید. یعنی این سازمان آنقدر ژرف نگرانه و موشکافانه تشکیل شده و هدایت می شود که روانشناسان و جامعه شناسان غربی چنان در مقابل آن مات و مبهوت مانده اند و مدام در پی ارسال جاسوس برای کشف ابعاد مختلف این ارگان هستند تا ایده هایمان را بدزدند و ببرند مملکت خودشان پیاده کنند.

وای باورتان نمی شود چه نظریه هایی که پشت همین سازمان تأمین اجتماعی خودمان خوابیده و ما خبر نداریم. یکی از مشهورترین نظریاتی که در این زمینه می توان مطرح نمود، بررسی انگیزه مراجعات بیماران دارای دفترچه بیمه به مراکز درمانی است. چرا ما به دکتر می رویم؟! حتما زود می گویید، خب مریض می شویم به همین خاطر. اما این جواب اصلا صحیح نیست. از دید اساتید تأمین اجتماعی ما به پزشکان مراجعه می کنیم زیرا مریض هستیم نه اینکه مریض می شویم. اصل نکته این است که آیا ما مریض می شویم و به دکتر می رویم یا مریض هستیم و به دکتر می رویم. کشورهای غربی با نظریه نخست موافق هستند و به همین دلیل شرایطی را محیا می کنند تا مردم مشکلی از بابت درمان و هزینه های جاری آن نداشته باشند اما آنها مثل اکثر اوقات در اشتباهی محض هستند. برخلاف آنها سازمان تآمین اجتماعی ایران با شناخت و آگاهی از علل مراجعه به مراکز درمانی و اینکه ما مردمی مریض هستیم، دست به اقدامات خلاقانه ای در این زمینه زده است تا ما اوقات خوشی را هنگام مراجعه به مراکز فوق داشته باشیم. از جمله می توان به ایجاد صفوف متعدد اشاره نمود. این دانشمندان انسان شناسی خوب می دانند که در ایران صف، تاریخی دیرینه داشته و به نوعی با زندگی مردم عجین شده است. به خصوص در این برهه از تاریخ که نه صف دریافت کوپن، شیر، نفت، گاز و حتی سبد کالا وجود ندارد، این خلأ در جامعه به شدت احساس می شود و باز از آنجایی که خوب می دانند ما مریض هستیم، شرایطی را فراهم می سازند تا ساعات و روزهایی چند در صف انتظار حضوری فعال و چشمگیر داشته باشیم.
خلاقیت بعدی این سازمان را می توان به نوعی به کم توجهی مسئولین شهری به نیازهای روحی مردم ربط داد. همگی خوب می دانیم که سرانه فضای سبزی که داریم کفاف نیازهای ما را نمی دهد یا اصلا در منطقه ای پارک نداریم یا اگر هم هست نمی توانیم به راحتی نیمکتی برای نشستن بیابیم، تازه اگر هم پارک باشد و هم نیمکت باز ما نمی توانیم از آن استفاده کنیم، چرا که اکثر اوقات هوا از مرز آلودگی طبیعی گذشته و هواشناسی توصیه می کند کمتر در جاهای باز بمانیم، در نتیجه قید بیرون رفتن را می زنیم. در این بین باید تشکری ویژه داشته باشیم از مسئولیم سازمان مذکور که با ایجاد مراکز درمانی طرف قرارداد با سازمان تأمین اجتماعی و سایر دوستان و همکاران مکانی بزرگ، با صندلی های مکفی، در محیطی کاملا علمی و فرهنگی و ایمن و دارای شرایط رفاهی شامل دستشویی و آبخوری فراهم ساخته است تا ما ساعاتی چند به دور از تشنج را در آنجا طی کنیم.
یکی دیگر از ویژگی های خاص این سازمان این است که عناصر مختلف را چنان کنار هم چیده است تا افراد را در حال مقایسه با یکدیگر قرار دهد. تا حالا برایتان پیش آمده که احساس بدبختی کنید و ناگهان یکی بدبخت تر از خودتان ببینید و بعد دوباره احساس خوشبختی کنید؟! این اصل در واقع یکی از اهداف تأمین اجتماعی است تا بیماران را برای مدتی به صورت اجباری در فضایی مشخص کنار هم قرار دهد تا هر کدام از آنها با مشکل دیگری آشنا شوند و از رنج هایی که کشیده اند سخن بگویند تا بدین نحو مثلا اگر کسی مثلا سرطان معده دارد مثلا با شنیدن بیماری فرد بغل دستی اش که مثلا ام اس دارد، مثلا حالش کلی بهتر شود و همان فرد ام اسی هم مثلا با شنیدن حرف های کسی که سرطان معده دارد، مثلا روحیه اش را دوباره به دست بیاورد. اصلا خداییش فکر کنید مثلا من نوعی وقتی سرما می خورم و استخوان هایم درد می کند و مقداری سردرد و گلودرد دارم، با چنان حالتی پیش دکتر می روم که اگر یکی نداند فکر می کند بیماری لاعلاجی گرفته ام ولی وقتی با چند نفر در بیمارستان درد دل می کنم کلا حالم خوب می شود و حتی از خیر رفتن به دکتر هم می گذرم.
خلاصه چه بگویم که هر چه پیش تر می روم رازهای نهفته بسیاری بر من افشا می شود از دانایی و توانگری و رندی این سازمان مردم نهاد و مردم شناس.

ساناز شهابی

اخبار مرتبط :



نظرات بسته است.

آخرین اخبار