جمعه ۲ام تیر ۱۳۹۶ , Friday 23rd June 2017

اردیبهشت ۲۵ام, ۱۳۹۶

کد خبر : 118539

وضعیت امروز، حاصل بی کفایتی شورای چهارم

به گزارش هم نوا، در گفتگو با نصرت‌اله شاهدی، نامزد انتخابات پنجمین دوره شورای اسلامی شهر تبریز مطرح شد:

 

دوره اول شوراها، دوره استثنایی بود

باید عرض کنم که دوره اول شوراها، دوره استثنایی بود، هر چند اولین دوره شورا بود، ولی در بررسی منصفانه باید گفت که موفق بود. نحوه اداره جلسات، کنترل، نظارت و سالم بودن کاندیداهای دوره اول، همگی عوامل را برجسته کرد. دوره اول را در ایامی که چهار سال در شهرداری بودم تجربه‌ای مفید برای خود می دانم که توفیق بود در خدمت دوستان باشیم.

انگیزه حضورم، افتضاحات شورای چهارم است

با وضع موجود، چندان علاقه‌ای برای حضور در شورا نداشتم، منتها اصرار دوستان و شرایطی که شورای دوره چهارم در شهر به وجود آورده، افراد دلسوز و متعهد به شدت ناراحت هستند وگلایه دارند که باید این وضع سروسامان بگیرد. این اتفاق نمی‌افتد، مگر با حضور افراد مفیدی که در گذشته امتحان خود را پس داده‌اند و پاکدستی‌شان ثابت شده است و روی این اساس تصمیم به حضور در انتخابات گرفتم.

انگیزه اصلی من  برای حضور در انتخابات افتضاحاتی است که در شورای چهارم به وجود آمده است. باید حضور همشهریان عرض کنم بر این اساس که رادیو، تلوزیون و شبکه‌های مجازی و مطبوعات منعکس کردند که در شهرداری تبریز باند سوء استفاده دستگیر شد.

در دوره چهارم، شهر ما تحقیر شد

در دوره چهارم شهر ما تحقیر شد. جز این اصطلاح نمی شود اصطلاح دیگری به کار برد. چرا که قوه قضائیه جریان پرونده را به نوعی جلو برد که نمی‌توان به راحتی نظر داد و در همین جریان تحقیر شهر تبریز و افت جایگاه تبریز در سطح کلان‌شهرها احساس کردم می‌شود به وضعیت سرو سامان داد و برای همشهریان هم ثابت شد که من به مجموعه شهرداری صرفاً به عنوان یک کارگر وارد شدم و فک و فامیل و دوستانم را به شهرداری نیاوردم! چرا که متعقد بودم که در داخل مجموعه نیروهای قومی و متخصص به اندازه کافی وجود دارد و در کادرسازی از آنها استفاده می‌کردیم.

شورای هبه، جایگزین شورای شهر

به هرحال وظایف شورای شهر مشخص است و امروز هم شاهد هستیم که شورای شهر در ایفای وظایف خود موفق نبوده است. بیشتر جلسات شورا جلسات تخصیص«هبه» بود که در راستای وظایف شهرداری نیست، بلکه بذل و بخشش است. در حالی که وظیفه اصلی شورا تصویب قانون و نظارت بر اجرای آن توسط شهردار است.

آرزوی تعمیم شورای شهر به سطحی بزرگتر

تعمیم شورای شهر به سطح بزرگ‌تر، یعنی شورای استان‌ها و سپس شورای عالی کشوری می‌توانند نقش ایفا کننده داشته باشد تا لایحه‌های مورد نیاز را به مجلس ببرند که متأسفانه ما می‌بینیم لااقل در شهر ما این گونه اتفاقات مهم نمی‌افتد و بیشتر بذل و بخشش است.

از تعداد دقیق پرسنل شهرداری خبر نداریم!

شورا در رأس مردم است، اگر شورا صالح نباشد قطع و یقین، مدیران اول هم وارد معامله شده و بده بستان می‌کنند و در زیر مجموعه تأثیر می‌گذارند. لذا من فکر می‌کنم این وضعیت فعلی که در شهرمان به وجود آمده، این وضعیت قابل قبول نیست، چرا که اگر کمی تحقیق کنیم می بینیم کلان‌شهرهای مهم و موفق دنیا با پرسنل کم اداره می شوند، مثلاً کلان‌شهری بزرگ‌تر از تبریز در اروپا وجود دارد که با ۱۶۰نفر پرسنل اداره هست و از تبریز هم بهتر اداره می‌شود و از آنجا که در شهرداری تبریز آمار شفافیت ندارد، از تعداد دقیق پرسنل هم خبر نداریم. دوازده هزار نفر، چهارده هزار نفر یا پانزده هزار نفر و اعداد مختلفی از آمار پرسنل شهرداری تبریز بیان می شود، به هرحال اگر پانزده هزار نفر را متوسط معیاری بگیریم، باید شهر ما، شهر نمونه دنیا باشد.

هزینه جاری، بالاتر از هزینه عمرانی – این یعنی ضعف تشکیلات

مستحضرید که یکی از معیارهای برآورد مقایسه هزینه‌های جاری با هزینه عمران است. تعریف هزینه جاری مشخص است، هزینه روزمره شهری است که متأسفانه هزینه جاری شهرداری ما از هزینه عمرانی آن بالاتر است، یعنی یکی از معیارهای شناخت شهردار موفق این است که با شفافیت و صراحت اعلام کند که هزینه عمرانی‌اش چقدر است؟  و هزینه جاری اش چقدر؟ با اطلاعاتی که ما داریم هزینه جاری شهرداری تبریز بیش از ۲برابر هزینه عمرانی آن است و این یعنی ضعف تشکیلات! از جیب مردم به بهانه‌های مختلف در آمدزایی می کنند و در استخدام‌های نادرست وگاه غیرمنطقی خرج می‌کنند که در این خصوص الان شهرداری، بیشتر نقش اداره کار را ایفا می‌کند تا یک مدیریت شهری را!

شهرداری یا بنگاه کاریابی! مسئله این است

مراجعه برای شهرداری جهت کاریابی بیشتر از اداره کار است. تازه واحد اشتغال اداره کار حتی در بیرون از خود مجموعه است، اما همه مناطق شهرداری، دفاتر شوراها و همه و همه محل کاریابی است. ذکر این نکته این نیست که مردم جهت اشتغال به شهرداری نروند بلکه بدین معناست که باید کارمندان شهرداری پاکسازی شوند. نه، هدف ذکر یک واقعیت است که با این پرسنل و با این توان کارهای غیر ممکن زیادی می توان انجام داد.

ده منطقه یا دوازده منطقه، این هم معلوم نیست

مطلب بعد هم این که موضوع غیرشفافیت، صرفا به آمار پرسنل شهرداری مربوط است، امروز شهرداری حتی از بازگویی تعداد مناطق خود هم عاجز است. یکی می‌گوید: ده منطقه داریم، یکی می‌گوید: دوازده منطقه! این ها همه نشان می دهد که بلبشویی در مدیریت شهری است. همه این موارد هم در وهله اول از بی کفایتی شورا سرچشمه می گیرد و دوم به بی‌کفایتی مدیران مربوط است که شورا انتخاب کرده است. آخر عاقبت انتخاب مدیران سازش کار همین است و همه این ها تأثیر دارد.

شهرداری حیاط خلوت مسئولین استان

برای باقی ماندن در صندلی شهردار، کل شهررا هزینه کرده¬اند. شهرداری تبریز حیاط خلوت تعدادی از مسئولین شده است؛ از استانداری و فرمانداری و برخی حوزه‌های معنوی و برخی ادارات همه در این حیاط خلوت حضور دارند.

امروزه شهرداری محل تأمین منابع تشکیلات برخی ادارات و ارگان‌ها شده است که با این وضع نمی‌توان شهر را اداره کرد. درست است در سطح پایین کارها خوب پیش می‌رود و شهر به این زیبایی و تمیزی دیده می‌شود، اما در این سطح با بودجه ۳ هزار میلیارد تومان خیلی اتفاقات می‌توان انجام داد. در این باب تجدیدنظر جدّی می‌طلبد.

بودجه شورای شهر دور اول ۲۰۰ میلیارد بود

سؤالی که برای من مطرح است، این است که مثلاً در دور اول شورای شهر بودجه شهر ۲۰۰ میلیارد تومان بود که آن همه پروژه در آن زمان به سرانجام رسید. مثلاً شما ببینید شمال شهر کاملاً بن بست بود. اما بزرگراه پاسداران با همه ایرادات وارد به زیرسازی آن، کار شد. اما اکنون با ۳ هزار میلیارد اتفاقی نمی افتد، لذا چون شفافیت نیست یکی هم انتقاد می‌کند مورد بازخواست و شکایت انجام می شود.

شهردار نمی‌تواند بازخواست کند

باز نبودن دست مدیر شهرداری در انتخاب افراد شایسته باعث شده خیلی مشکلات به وجود بیاید، الان سری به مناطق بزنید بستگان تمام افراد شورای شهر در معاونت‌ها و مدیریت‌ها هستند، با هر کس صحبت می‌کنید به نوعی با یکی از اعضای شورای شهر مرتبط هست. با این وضعیت، خروجی خوبی نخواهیم داشت. شهردار هم نمی‌تواند از او بازخواست کند چون که در شورا حامی دارد.

لذا آرزویم این است که شورای پنجم متشکل از تعدادی افراد قوی باشد و شهرداری لایق را انتخاب کنند. شهرداری دلسوز به بیت المال را انتخاب کند و نظارت بر کارهایش بکند.

 

تبدیل مدیریت شهری به مدیریت شرکت سهامی

به نظرم الان مدیریت شهری تبریز به صورت مدیریت شرکت سهامی شده است یعنی برای اداره شهر یک مدیریت شایسته سالار نشده است. با واسطه و لابی شخص بالا آمده، اتفاقاتی که برای شخص می‌افتد، ابتدا برای نگه داشتن میز مدیریتش است، خدمت به شهر اولویت اول نیست. یعنی چیزی که ما از اهداف انقلاب فاصله گرفته‌ایم همین است. جسارت به مدیران پاکدست شهرداری نمی‌کنم، اما اکثراً برای گرفتن مسئولیت دنبال واسطه هستند. تعبیرشهید بهشتی به صورت معکوس شده و بیشتر تشنگان قدرت هستند تا شیفته خدمت!

وضعیت امروز، حاصل بی کفایتی شورای چهارم

در شهری که شهروندش نسبت به شهر انتقاد داشته باشد و بگوید جناب آقای رئیس شورای شهر! جناب آقایان شورای شهر! جناب آقای شهردار کلانشهر تبریز! که در تمام سمینارهای جهانی هم رفته و از نزدیک دیده‌اید، چرا باید پنجاه – شصت نفر در بحث اختلاس‌ها دستگیر و بازخواست شده و نزدیک به یک چهارم اعضای شورای شهر زیر سؤال بروند؟ برای شهر ما خیلی بد شد و فکر نکنم یک شهروند دلسور تبریزی این برنامه دستگیری‌ها را شنیده و خوشحال شود! لذا به نظرم اولین حرکتی که باعث این برنامه شده بی کفایتی شورای شهر است. خیلی جالب است که الان مدعی‌تر از گذشته وارد رقابت شده‌اند، به عنوان خادم خود را مطرح می‌کنند و می‌گویند: ما را انتخاب کنید و ببینید که چه خواهیم کرد! راه‌های مختلف را بلد شده‌ایم!

تبریزی های مقیم تبریز!

بحث بعدی این است که امروز وقتی شما وارد شهرداری می شوید می بینید که برای ساکنین اطراف تبریز محل اشتغال شده است. در این تبریز، تبریزی ساکن است! شهروند تبریزی هم حق دارد. من آن‌روز به دوستان عرض می کردم، از آنجا همه از اطراف تبریز آمده اند، و انجمن و جمعیت و ان‌جی‌او تشکیل داده‌اند، ما هم یک تشکل به اسم تبریزی‌های مقیم تبریز تشکیل بدهیم .ببینیم تبریزی‌های مقیم تبریز چقدر در تبریز سهم دارند؟ با هر کسی صحبت می‌کنی، از اطراف آمده! همه هم از دَم خویشاوند هستند. وقتی هم اعتراض می کنیم می گویند از بستگان شورا است. نمی‌توانیم حرفی بزنیم… خُب وقتی نمی‌توانی مدیریت کنی بگذار برو! چرا به این سیستم دلّالی دامن بیشتر می زنی؟ شما عامل به خیانت می‌شوید!

اگر من جای قوه قضاییه بودم…

من به خود شهردار محترم و رئیس شورای شهر هم گفتم که اگر من جای قوه قضائیه بودم اولین بازخواستم از رئیس شورای شهر و شهردار تبریز بود. اول از همه این دو را بازداشت می‌کردم. اینها باید به همه چیز جوابگو می‌شدند. در زیر مجموعه¬ها با زیر شاخه¬ها برخورد شد، اما آنها که عامل اصلی بی نظمی مالی و کاری بودند و شهرداری را این وضع گذاشتند هیچ بازخواستی نشدند. شاید هم بازخواست شدند و ما نفهمیدیم.

هیچ چیز شفاف نیست

عرض کردم که هیچ چیز شفاف نیست. نه قضیه مالی شفاف است، نه کار شفاف است، نه درآمد شفاف است، نه بذل و بخشش شفاف است! در این شرایط خواهش می‌کنم شهروندان تبریز کمی تلاش کنند در همه جای بحث مدیریت، اول تقوا (به معنی انجام کار بدون خطا تعبیر می کنم) و دوم هم شایسته سالاری مهم است.

 به تبریزی‌ها هم در صدی از سهمیه مدیریت شهری داده شود

در حوزه شایسته سالاری مهم نیست که چه کسی و از کدام شهر به سرکار است. اما انصاف هم خوب چیزی است. خب لااقل سهمیه بدهند؛ مثلاً شورای فعلی اعلام کند که به تبریزی‌ها در صدی سهمیه از مدیریت شهری داده‌اند؟ به تبریزی هم سهمیه ای بدهید تا او هم برای آبادی شهرش بکوشد!

همه در مقابل شهر تبریز شرمنده هستند

به نظر من، نمره قبولی بین شوراها را شورای اول می‌گیرد. در آن شورا نه کسی از شورا بازداشت شد و نه کسی از شهرداری. این نشان می‌دهد که آنها سالم کار کردند. شورای چهارم هم بدترین شورا است واقعاً اینها در تاریخ ماندگار خواهند بود. چه آنها که پاکدست شناخته شدند و چه آنها که پاکدست نیستند، در مقابل شهر تبریز شرمنده هستند و باید پاسخگو باشند.

قبیله‌ای‌ها انتخاب‌ها را مشکل کرده

انتخابات متأسفانه با تأثیرگذاری قومی همراه است، قبیله‌ای‌ها انتخاب‌ها را مشکل کرده است. کسانی که از سایر شهرستان‌ها و روستاها به تبریز آمده‌اند، دوست دارند همشهری خود را به شورا بفرستند، دیگر دنبال کارایی فرد نمی‌گردند. یعنی شایسته سالاری و کارایی از بین رفته و افراد قوی وارد شورا نمی شوند.

پول نداری، چراآمده‌ای؟

مضاف بر این مثلاً امروز از من سؤال می کنند چرا سه روز مانده به پایان انتخابات و من هنوز ستاد نزده‌ام؟ می‌گویم: پول ندارم! می گویند: پول نداری، چراآمده ای؟ فلانی هزار نفر ناهار و شام می‌دهد و هر چهار راه و معبر پر از پوستر و بنر است که همه اینها تأثیر مستقیم بر انتخاب افراد شایسته می‌گذارد. پول و امکانات حرف اول و آخر را می زند.

تضعیف شوراها به جای تقویت

متأسفانه قانون شوراها که قرار بود مدیریت شهر را به دست بگیرد در عمل تقویت نشد و شما شاهد هستید، حتی تعداد نفرات شوراها را مثلاً در تبریز از بیست نفر به ۱۳ نفر کاهش دادند. یعنی به جای حل مشکل اصلی مسئله شوراها، مسئله را پاک کردند. به جای رسیدگی به تخلفات اعضای شورا، تعداد اعضا را کاهش دادند. برای تقویت شوراها باید اعضای شورا افزایش می یافت کمیته‌های تخصصی بیشتر در نظر گرفته می شد. انتقال وظایف مدیریت شهری از سایر ادارات به شهرداری برنامه‌ریزی می شد.

نوکری کردن چپ و راست نمی شناسد

نمی شود این ادعا را کرد که شهردای آن هم در شهر تبریز نباید سیاسی باشد. این جمله نا صحیح است. تبریز از صدر مشروط سیاسی بوده و هست. شهر تبریز شهر سیاسی است. اما این حرف که در حوزه شهرداری نباید سیاسی حرکت کنیم، صحیح است. برای مردم نوکری کردن چپ و راست نمی شناسد.

روزانه در شهر هزار تن زباله جمع می‌شود، این زباله را جناح چپ جمع کند دستش درد نکند، جناح راست هم جمع کند دستش درد نکند.

در مسائل سیاسی به تکامل نرسیده‌ایم

در مدیریت شهری سیاسی کاری و جناح بازی نباید باشد، باید اولویت شهر و شهرداری خدمت به شهروند باشد. متأسفانه در مسائل سیاسی به تکامل نرسیده‌ایم، احزاب قوی وجود ندارد لذا همه چیز را درست انجام نمی دهیم. ما باید سیاست کاری داشته باشیم اما سیاسی عمل نکنیم. تابلو دار بودن مهم است چرا که مطالبه گری رادر پشت خود دارد.البته این موضوع کم کم دارد جا می‌افتد تا مردم به لیست رأی بدهند، به برنامه ها بها بدهند و اینها همه خوبست و جوابگویی را در ورایش دارد.

اولویت شورای بعدی راه‌اندازی مجدد مرکز تحقیقات پژوهشی

اگر ما انتخاب شویم، مهم‌ترین برنامه شورای بعدی که پیگیری خواهیم کرد راه‌اندازی مجدد «مرکز تحقیقات پژوهشی» است که توسط شوراهای گذشته برچیده شده است. با این کار عملاً ارتباط شهرداری و شورا با جامعه دانشگاهی و نخبگان جامعه قطع شده است.

بازگشت به ریل…

وظیفه بعدی ما بازگرداندن مدیریت شهر به ریل است که منحرف شده است.قانون باید در شهرداری جاری و ساری بشود. شفاف کردن سیستم از مهم‌ترین وظایفی است که ما پیگیر آن خواهیم بود. مثلاً ما در دوره اول شوراها، سازمان انفورماتیک راه انداختیم. یعنی قصد داشتیم اطلاعات و آمار را به روز و مکانیزه کنیم تا با سیستم الکترونیکی، مراجعات شهروندان را به حداقل برسانیم. با کم شدن مراجعات فساد اداری کاهش می‌یابد. ما باید مثل سایر کشورها خدمات آنلاین ارائه بدهیم. اینها شیوه هایی هستند که به  راحتی قابل تحقق می باشد.

شهر اولین‌ها حتی در بازداشت و حاشیه

شهرداری تبریز در همه ادوار گذشته شهر «اولین‌ها» بود. هر چند که در بحث اولین‌ها، اولین شورایی بود که بیشترین بازداشتی و حاشیه را داشته است.

حرف آخر؛ در شان خود شورای شهرانتخاب کنید

مردم عزیزی که برای آبادی و زیبایی تبریز تلاش می‌کنید، به گذشته افرادی که انتخاب می کنید توجه کنید، به پاکدستی افراد و شایسته سالاری تعمق کنید، بیش از اهل محل و اهل شهر و روستا بودن به این موارد اهمیت بدهیم، شهررا شهروندان اولین می‌کنند. پیشنهاد می کنم در شأن خود شورای شهرانتخاب کنید.

در کنار این مسأله، اگر بنده به عنوان منتخب مردم انتخاب شوم، سعی می‌کنم با همراهی دیگر دوستان، به صورت شورایی هماهنگی کنیم و نگذاریم همه جای شهر یک دفعه تبدیل به کارگاه عمرانی شود. برای مردم آرامش هم لازم است با برنامه‌ریزی کارها باید پیش برود.

نکته دیگر پیگیری تشکیل شورایاری‌هاست. با تشکیل شورایاری‌ها پل ارتباطی بین مردم و شوراها تشکیل خواهد شد که خواسته‌های محلات به شورا انتقال می‌یابد و شورای قوی و منسجمی با این روش خواهیم داشت.

فرهاد باغشمال

 

اخبار مرتبط :



دیدگاهها (۰)



داغ ترین خبرها
  • No posts liked yet.
آخرین اخبار