جمعه ۲ام تیر ۱۳۹۶ , Friday 23rd June 2017

اردیبهشت ۲۴ام, ۱۳۹۶

کد خبر : 118302

دکتر فرج قلی زاده/ نامزد شورای شهر تبریز

دوران اَبَر مَردها تمام شده است/ دوران دوران خرد جمعی است

دکتر فرج قلیزاده چهره آشنا برای بسیاری از همشهریان تبریزی است. قلیزاده وکیل پایه یک دادگستری و عضو هیئت علمی دانشگاه است، شهردار سابق منطقه سه و معاون اداری مالی و قائم مقام سابق شهرداری در زمان شهرداری نوین از جمله فعالیت ها و رزومه کاری اوست. چکیده ای از سابقه حضورش در جبهه در دوران دفاع مقدس و آنچه دیده و لمس کرده را در کتابی به نام «همه دوستان من» جمع آوری و همچنین سلسله مقالات و کتب مختلف در زمینه حقوق را تألیف کرده است.

به بهانه حضور و ثبت نام وی در انتخابات شورای اسلامی کلانشهر تبریز، پای صحبت های او نشستم و از دیروز و پریروز دوران مدیریت در شهرداری پرسیدم و از برنامه ها و اهدافش برای حضور در کسوت کاندیدای شورای شهر. ماحصل گپ و گفت مان را در ادامه می خوانید.

 

  • خودتان را معرفی کنید!

من فرج محمد قلی‌زاده هستم و ۴۷ سال دارم . در بین دوستان و هم محله ای ها به فرج قلی‌زاده معروف هستم و مرا به این اسم می شناسند در حال حاضر عضو هیئت علمی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان هستم . از دانشگاه تبریز ، لیسانس حقوق گرفته ام و از دانشگاه تهران ، فوق لیسانس حقوق عمومی گرفته ام و در دانشگاه قم دکترای حقوق خصوصی خوانده ام .
من زمانی که جنگ تمام شد بلافاصله به تحصیل برگشتم ، چون من در ۱۴ سالگی یعنی دقیقاً زمانی که دوم راهنمایی را می خواندم تحصیل را رها کردم و به جنگ رفتم بعد در آن مدتی که در جنگ بودم در بعضی مرخصی ها و یا فرصت ها توانستم تا سوم راهنمایی بخوانم اما دیگر بعد از سوم راهنمایی مانده بود . بعد از این که از جنگ برگشتم در حوزه علمیه قم شروع به تحصیل کردم همزمان با آن در آموزش و پرورش هم دیپلم خود را گرفتم.
و دوباره وارد دانشگاه شدم و می خواهم این را بگویم که خوشحال هستم به خاطر اینکه در حوزه علمیه قم تا سطح عالی تحصیل کرد.

عرض کنم آن چیزی که قابل ذکر است بنده در کنار تحصیل و تدریس حقوق ، وکیل پایه یک دادگستری هستم و در کنار آن حدود ۸ سال در شهرداری تبریز عملا در مدیریت شهری درگیر حضور داشته ام.

حدود ۴ سال ، در منطقه ۳ به عنوان معاون اداری و مالی منطقه و شهردار منطقه فعالیت کرده ام وحدود ۵/۳ سال هم معاون اداری و مالی شهردار تبریز و قائم مقام شهرداری بوده ام . و عرض می کنم الان هم با افتخار معلم هستم و در دانشگاه دروس حقوقی را تدریس می کنم .

  • شما الان کاندیدای شورای شهر تبریز هستید و نگاهی که الان به شورای شهر است به عنوان یک نهاد خیلی ضعیف شده دیده می شود. از لحاظ حقوقی و قانون جایگاه شورای شهر برای شما چگونه است ؟ و چگونه باید باشد که نگاه قبلی مردم به شورا اصلاح شود ؟

عرض کنم که با قسمت اول سؤال‌تان با کمال تأسف همراه هستم، می خواهم بگویم واقعیتی که در دید مردم و چشمان‌شان است آن است که می فرمایید و بعضی ها این را این گونه تعبیر می کنند که اصلاً شورای شهر نگویید شورای شهرداری بگویید
و در خود آن به عنوان شورای شهرداری هم می دانید که یک مجموعه بزرگ است . یک شهرداری مرکز و مناطق ۱۲ گانه است که بیشتر مراجعات مردمی به این هاست. خب در کنار آن شهرداری تبریز شامل شرکت ها و سازمان های دیگر دارد .
می خواهم بگویم که حتی شورای شهر از سازمان ها و شرکت های این شهرداری هم در خیلی مواقع غافل است و معمولاً توجهی نمی کنند . در صورتی که در دنیا اندوخته علمی بشر و تجربیات او ، شاید بیش از ۱۵۰ سال است که این انسان ها را متقاعد کرده است بهترین نوع مدیریت در شهرها و حتی در کلان کشوری هم این است که مشارکت خود مردم باشد .

در اداره شهر خود و اراده کشور خود مشارکت داشته باشد . خب برای عملیاتی کردن این ، بهترین راهی که پیدا کرده اند یکی راه اندازی این شوراهاست که خروجی خیلی خوبی هم دارد اما چون این در ایران یک مقوله جدید است و می توانیم بگوییم که یک نهال است . اگر اشتباه نکنم از سال های ۷۶ یا ۷۷ به اجرا شده است .
و متأسفانه همان طور که گفتید تا به اینجای کار هم ناقص اجرا شده است. اما جالب است بدانید در قانون اساسی ما که بنیادی ترین قانون هر کشور است در اصل هفتم گفته است امور کشور باید با اتکای آرای مردم اداره شود از طریق شوراها ، از طریق مجلس و از طریق ریاست جمهوری ، که از یکی از این ها نامبرده است .

آن زمانی که این متن وارد قانون اساسی می شود اصلا یک اصل یعنی اصل هفتم از قانون اساسی را به شوراها اختصاص داده است و ۶ اصل دیگر نیز در آن جا آمده است.
اگر بخواهم آن عزیزانی که زیاد با قانون اساسی سروکار ندارند را با موضوع آشنا کنیم، به دو نکته اشاره می کنم ببینید صدا و سیمای به این بزرگی که در ایران است با این همه کارمند و مجموعه هایش و بودجه اش فقط در قانون اساسی یک اصل به آن اختصاص داده شده است ، سپاه با این بزرگی و مجموعه هایش فقط یک اصل به آن اختصاص داده شده است.

اما برای شوراها ۶ فصل و اگر فصل هفتم را حساب کنیم ۷ اصل به شوراها اختصاص یافته است و آن جا خیلی گسترده و اثرگذار می بیند و واقعاً شورای شهر می بیند. پس این دو وضعیت را مقایسه کنیم می بینیم که از دیدگاه قانون اساسی و از دیدگاه قوانین، شورای شهر خیلی اثرگذار و مهم و در حقیقت شوراهای شهر است .
اما در واقعیت فعلی ، نه تنها شورای شهر نیست شورای شهرداری است و شورای شهرداری هم نه این شهرداری ، بلکه به بخش کوچکی از شهرداری توجه زیادی دارد.

  • اما آقای دکتر نفرمودید دلیل اینکه این نهاد و شورا در نگاه مردم کوچک شده است چیست ؟ در این مورد توضیح دهید و بگویید که بازگشت شوراها به مسیر اصلی آن چه می تواند باشد؟

واقعیت این است که چندعامل وجود دارد اما من به چیزی که در ذهن خودم برجسته است اشاره می کنم ببنید ما در طول سال ها و قرن ها ، چشم خود را باز کرده و دیده ایم که قدرت می خواهد متمرکز شود صاحبان قدرت اصلاً دوست ندارند کسان دیگری را شریک کنند خب در حقیقت بخواهیم از زبان عموم مردم حرف بزنیم با این دیدگاه شورای شهر برای آنها یک رقیب است بنابراین مقاومت های زیادی است در سازمان ها و وزارت خانه ها که قدرتی که در دست‌شان است در حقیقت به شورای شهر منتقل شود در مقابل آن مقاومت می کنند. حاضر نیستند بخشی از اختیارات خود را واگذار کنند به شورای شهر از طرف دیگر آنها قدمت زیادی دارند توان و پول دارند و جایگاه‌شان محکم است. شورای شهر یک نهال تازه است. از این طرف هم مردم چشم خود را باز کرده اند و شورای شهر را ضعیف دیده اند. از طرفی در حقیقت بر نهاد شوراها به لحاظ علمی و رسانه ای بعد صاحب و دفاع کننده خوبی وجود ندارد توجه می کنید بعد و حتی بلندگوی خوبی هم ندارند در خود مجلس و یا در خود دولت که نهادهای قدرت هستند در آنها صدای بلندش شنیده نمی شود این باعث شده که این نهال ضعیف بماند اما اگر ما برگردیم به قانون اساسی که بنیادی ترین قانون هر کشور است، شورا جایگاه خود را پیدا می کند و باید برگردیم به آن، در این راستا خود منتخبین مردم در شورای شهر می توانند نقش بالایی ایفا کنند؛ یکی بحث وارد مذاکره شدن است؛ خواستن حق و حقوق خود است؛ اختیار خود را خواستن است، البته در حقیقت این حق و حقوق مردم است که بگذارید ما بر شهر خود یعنی حتی مشکلات شهر تبریز فرضا با سیستان و بلوچستان متفاوت است؛ همان طور که مشکلات اهواز با تبریز متفاوت است، بگذارید ما شهر خودمان را بگردانیم، بگذارید خودمان تصمیم گیری کنیم، بگذارید خودمان مشکلات‌مان را ببینیم فقط از ما حمایت کنید؛ شما برای ما زمینه ها و بسترها را مهیا کنید؛ و دومی این است که براساس قانون اساسی، ما شورای عالی استان ها داریم یعنی بعد از انتخاب شدن شوراهای شهرها ، نماینده های این شوراها می روند به شورای شهرستان ، شورای استان و شورای عالی استان ها را تشکیل می دهند. جالب است که در قانون اساسی ما به اصطلاح در حقوق می گوییم ابتکار قانون با چه کسی است ؟ یا خودمانی تر چه کسی می تواند قانون را پیشنهاد کند ؟ آقا این جا یک خلاً است بیایید این را به قانون تبدیل کنید. قانون اساسی سه جا را پیش بینی کرده است : هیئت دولت، خود نمایندگان مجلس و شورای عالی استان ها.

و جالب است شورای عالی استان ها می توانند از خودشان مستقیماً به مجلس طرح ببرند و از این طرح دفاع کنند، از این کانال می توانند آن اختیاراتی که قانون اساسی برای شوراها پیش بینی کرده است را احیا کنند.

در اینجا بحث مدیریت واحد شهری مطرح می شود؛ معنی مدیریت واحد شهری این است که ما شهر را یک واحد سیاسی یا یک کشور تصور می کنیم که قوه مقننه آن شورا است خب این خواهد توانست که با آموزش تصمیم بگیرد خواهد توانست فرضاً بر شرکت گاز تصمیم بگیرد، بر شرکت برق تصمیم بگیرد، بر شرکت آب تصمیم بگیرد، بر بهداشت تصمیم بگیرد، برکتابخانه ها تصمیم بگیرد، بر ورزش تصمیم بگیرد و بر شهرداری تصمیم بگیرد و شهرداری هم عملاً می شود قوه مجریه این کشور؛ اما زمانی که این نگاه نباشد، شهرداری یک مجموعه خدمات ده است در کنار سایر شرکت ها و سازمان های خدمات است و در رأس آن فرض کنید همان طور که شرکت برق یک هیئت مدیره دارد مثلاً هیئت مدیره شهرداری هم شورای شهر است یعنی کاملاً قضیه تقلیل دادن به پایین و پایین و به صفر رساندن است . اما عرض می کنم جایگاه واقعی آن، این است که شورای شهر پارلمان محلی است ، قوه مقننه یک واحد سیاسی یا یک شهر است که تأکید می کنم شهر تبریز با اطراف خود یک واحد سیاسی است که تصمیم گیرنده و ناظر عالی آن شورای شهر است.

  • آقای دکتر در سال های اخیر در اکثر شاخص های توسعه ای، شهر ما به جای پیشرفت، پسرفت کرده است. یعنی به عقب بازگشته است. جمعیت که اگر شما آمارگیری الان را با قبل مقایسه کنید و در سایر شاخص های توسعه ای و یا اگر رشدی باشد خیلی ناچیزی مواجه بوده ایم، نظرتان در مورد دلایل این ضعف و عدم حرکت به سمت توسعه چیست و نقش شورای شهر در حرکت به سمت توسعه چیست ؟

سؤالتان جالب و در عین حال در متن‌تان یک تلخیت وجود دارد که شاخص های توسعه تبریز رشدشان صفر باشد یا اگر مثبت باشد خیلی ناچیز. که متأسفانه واقعیت هم این است .

اما یادآوری می کنم که شهر تبریز در دهه ۵۰ و اواخر دهه ۵۰ ، دومین شهر کشور بود ، اما الان که من با شما حرف می زنم ششمین یا هفتمین شهر است یعنی دیگر آرام آرام شهر تبریز باید فرضاً با شهر سمنان و کرمان و اراک مقایسه شود و متأسفانه فاصله ها هم خیلی زیاد است. الان دومین شهر که مشهد است اگر شما حساب کنید با شهر تبریز خیلی خیلی فاصله دارد و شهرهای دیگر اصفهان ، کرج و شیراز این یک واقعیت تلخی است .

نکته ای که در بحث جمعیت اشاره کردید می خواهم به نکات تلخ دیگری اشاره کنم، شهر تبریز الان یک سری جمعیت از خود فرستاده یا دفع می کند و یک سری افراد یا جمعیت را جذب می کند و معمولاً جمعیتی که دفع کرده قشر متوسط یا متوسط به بالای شهری است و نخبگان در حوزه اقتصاد و هم فرهنگ و هم در حوزه آموزش .

معمولاً افرادی که جذب می کند خب آنها در تقسیم بندی ها قشر پایین جامعه هستند خب این خیلی وضعیت تلخی است که می تواند شهر ما را از خیلی جهات با مشکل روبرو کند . اما خب سوالی که پرسیدید این بود که چرا این مشکلات پیش آمده اند ؟

که بازهم این عوامل مختلفی دارد من به چند تا از آنها اشاره می کنم، از نظر من اصلی ترین عامل بحث نوع و کیفیت مدیریتی بعد کلان استانی و شهری است، در این جا آن افرادی که در شهر تصمیم گیر هستند و حتی تصمیم ساز هستند با کوتاهی رفتار کرده اند و قصور دارند. می خواهم ابتدا نظر خودم را بگویم، زمانی در فیلم های افسانه ای می دیدیم که مردم به دنبال کیمیا هستند این کیمیا تعریفش این بوده که مثلاً شما هر چیزی را به این عنصر بزنید آن را به طلا تبدیل می کند، فرض کنید آهن دارید اگر آن را به کیمیا بزنید طلا می شود. یا…
به نظر بنده نام آن را کیمیا گفته اند ولی نام امروزی آن مدیریت است . مدیریت است که خواهد توانست که از منابع موجود بهترین و بیشترین بهره برداری را بکند یا منابع را تلف کند؛ مخصوصاً نیروی انسانی می تواند تلف کند، طرد کند یا حتی گوشه نشین کند، پس اگر از بنده بپرسند که یک علت اصلی که با این وضعیت مواجه شدیم را بگویید می گویم که مدیریت است .
اما اگر بخواهیم ریز باشد در این شهر اگر با نگاه اولیه هم نگاه کنید بین نهاد های تصمیم گیر و هم خدمات ده اصلا شما هماهنگی نخواهید دید. یعنی هر کس با زاویه محدود خود عمل می کند ساده ترین مصداق آن را در شهر می بینید که شهرداری امروز آسفالت می ریزد، فردا آنجا کنده شده است و شرکت گاز لوله گذاری می کند و موارد نظیر آن .
ما چه زمانی پتانسیل های شهر خود را اصلاً فراتر از مرزها نمی گویم در سطح کشوری مطرح کرده ایم ؟ با شیوه های مختلف که آقا تبریز هم هست پتانسیل های تبریز هم هست اصلا خارجی ها به کنار! مردم سایر شهرهای ایران لااقل در سال ۵ روز بیایند یه سری بزنند و بروند. نام دیگر این ، آن است که ۵ روز از اندوخته خود در تبریز خرج کنید و بروید .
اما این که شورا چه نقشی دارد، البته این بی انصافی است که ما از نقش نمایندگان تبریز و استان غفلت کنیم نقش بالایی می توانند ایفا کنند ، یعنی شما هر وقت اگر شاخص های توسعه را در هر شهر از جمله در تبریز دیدید که رشد خوبی دارد حتماً آنها نقش دارند .
اما اینکه شورای شهر چه نقشی می تواند داشته باشد، شورای شهر می تواند در بالا بردن شاخص های توسعه نقش بالایی ایفا کند . اولاض آن بحثی که عرض کردم ، واقعاً نمایندگان مردم و برگزیدگان مردم جایگاه واقعی خود را پیدا کند، خواهد توانست که آن نقش هماهنگ کننده که عرض می کردم را ایفا کند. کل نهادهای تصمیم گیر و تصمیم ساز و خدمات ده را می تواند هماهنگ کند و درکنار یکدیگر جمع کند، بر آنها نظارت کند از طرف مردم آنها را باز خواست کند و هم چنین آنها را به مردم معرفی کند چه کسانی که خوب حرکت می کنند و چه کسانی که به اصطلاح حالت ترمز یا تخریبی دارند . این یک طرف بحث است طرف دوم بحث این است که این ها می توانند از طریق شورای عالی استان ها به مجلس و قوانین کلان ملی ورود پیدا کنند، در بحث بودجه نقش ایفا کنند یعنی کاملا وارد یک مذاکره و تعامل بشوند و بتوانند بخشی از منابع ملی را به تبریز سرازیر کنند و آخرین نقطه ای که اشاره می کنم خود شهرداری تبریز بودجه کلانی دارد آخرین بودجه ای که تصویب شد ۲۷۰۰ میلیارد تومان بود این بودجه را اگر بخواهیم ملموس شود برای هر شهروند تبریزی ۱۲۵ هزار تومان در ماه می شود . اگر بگوییم یک میلیون و ۸۰۰ هزار نفر جمعیت باشد رقم بودجه را بر تعداد جمعیت تقسیم کنیم متوجه خواهید شد برای هر نفر سالانه یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان پول می رسد ، خیلی پول کلانی است و اگر این را به هر ماه تقسیم کنید تقریبا ۱۲۵ هزار تومان یعنی برای هر شهروند تبریزی چه مسن چه بچه ، چه فقیر و ثروتمند برای نگه داری شهر در اختیار شهرداری قرار می دهد .

اگر پولی در این حجم خوب خرج شود ، من از خوب خرج کردن چند شاخصه عرض می کنم در ذهن خودم ، اولویت بندی هایشان درست باشد در کنار آن نیم نگاهی به اقتصاد شهری داشته باشد؛ یعنی شهر رونق پیدا کند، اگر این پول به خوبی خرج شود می تواند اقتصاد شهری را به جریان بیاندازد، کارها با کیفیت انجام شوند، این می تواند شاخصه های توسعه هر شهر را به صورت عالی رشد بدهد.

برای مثال عرض می کنم یکی از اولویت های ما در شهر تبریز قطار شهری است که متأسفانه در شرایط فعلی چنین نگاهی وجود ندارد!

 

اخبار مرتبط :



دیدگاهها (۰)



داغ ترین خبرها
  • No posts liked yet.
آخرین اخبار