جمعه ۲ام تیر ۱۳۹۶ , Friday 23rd June 2017

اردیبهشت ۱۴ام, ۱۳۹۶

کد خبر : 116447

متنی که در حاشیه مانده است

کلان شهر تبریز یکی از شهرهایی است که رفته رفته روند رو به رشد و آهنگ توسعه رابه خود گرفته وبا پیش بینی هایی که حداقل در روی کاغذ انجام گرفته در آینده ای نه چندان دور تبدیل به متروپلیتن (Metropolitan)یا همان منطقه شهری جهانی وطنی خواهد شد، اما این شهر با وجود قدمت و تمدن چندین هزار ساله اش همواره از بسیاری از نابه سامانی ها که عمده این مشکلات ناشی از سوء مدیریت عوامل اجرایی ومدیریتی می باشد رنج می برد.

حاشیه نشینی

حاشیه نشینی در ایران، بعد از اصلاحات اراضی شدت یافت و در حال حاضر تبدیل به یک بحران جدی و چالشی شده است؛ اگر از منظر کرامت انسانی و حقوق شهروندی به این مناطق نظری داشته باشیم به عینه متوجه توزیع ناعادلانه امکانات و خدمات شهری می شویم البته ناگفته نماند گسترش حاشیه نشینی ناشی از بی توجهی و بی تدبیری و عدم پیش بینی های لازم برای موارقع ضروری برخی ازمسئولین است. حاشیه نشینان در اکثر کلان شهرها جزء شهروندان خدمت رسان و فعال یک جامعه شهری هستند که در بسیاری از امور شهری چه در بخش تولید و چه در بخش خدمات شاهد تلاش و کوشش برای آبادانی و توسعه شهرها دارند؛ لذا اکثریت قریب به اتفاق این عده از کمترین امکانات و خدمات شهری و حتی حقوق شهروندی برخوردارند.
در یک جامعه شهری طبیعتاً علل مختلفی برای گسترش حاشیه نشینی وجود دارد که می توان آنها را بررسی و با مدیریت و هدایت برنامه ریزی شده در جهت جلوگیری از گسترش حاشیه نشینی به کار بست. مهاجرت افراد از روستاها و شهرهای کوچک به کلانشهرها به دلیل نبود زیرساخت های مناسب برای اشتغال و گذران امور زندگی به امید زندگی بهتر و رفاه بیشتردر کلانشهرها از حدود ۴ دهه پیش شدت گرفت و در نتیجه تجمیع این مهاجرین در مناطق حاشیه ای شهر باعث به وجود آمدن بحرانی به نام حاشیه نشینی شد و البته در اینجا ما مهاجرت این افراد را مورد سؤال و مأخذه قرار نمی دهیم. این افراد به عنوان یک ایرانی حق برخورداری از رفاه و آسایش را دارند، وقتی انسان در جایی زندگی بکند حتی در وطن خود اگر نتواند گذران امور داشته باشد و بستر برای اشتغال و کار فراهم نباشد برای ادامه حیات مجبور به مهاجرت می شود و البته اگر این افراد دارای امکانات مادی مناسب و بهتر می بودند در نقاط مرغوب شهر سکنی می گزیدند؛ در اینجاست که نقش دولت و حمایت دولت از قشر آسب پذیر اما تأثیر گذار در تمامی مسائل اعم از در کنار نظام بودن در مواقع ضروری، تولید، خدمات رسانی و حتی جنگ و…بوده اند به وضوح دیده می شود که در اکثر اوقات جای خالی سیستم اجرایی احساس شده و می شود و به نظر می رسد بحران حاشیه نشینی فقط و فقط در گفتار خلاصه شده و در توزیع خدمات و عمران متنی از جامعه هستن که در اکثر امور کشور من جمله انتخابات و …. نقش تأثیر گذار و به سزایی دارند اما در بحث برخورداری از کمترین حقوق حقه خود که همان برخورداری از خدوات عمومی و عمران و آبادانی و توزیع بالسویه امکانات شهری و رفاه عمومی هست به حاشیه رانده شده اند و اینان در واقع متن جامعه هستن در حاشیه.
انسان شهری در واقع به دنبال دست یافتن به مدینه فاضله که همان آرمان شهر هست بوده و حاشیه نشینی که یکی از چالش های اصلی در مسیر رشد وتوسعه پایدار است به دلایلی چون تداوم رشد جمعیت شهری، تداوم رشد سکونت‌گاهای غیر رسمی ومهاجرت زاده شده وچونان طفلی ناخواسته خود را به دامان بی مهر وبی عطوفت شهر تحمیل کرده است ودر ذهن پژوهشگران مسائل شهری سوالات مهمی را باعث شده است، لذا حل این مشکل نیز بدون همکاری بین ملت و دولت میسر نخواهد شد، اینکه ما بگوییم این مشکل تنها گریبان گیر ایران بوده و در جاهای دیگر دنیا اتفاق نیفتاده شاید کمی بی مهری در حق خودمان کرده ایم با مطالعه پیشینه برخی از شهرهای مهم دنیا از جمله شهر ونیز که از حدود ۶ قرن پیش با سکنی دادن اسیران جنگی در حاشیه شهر به دور از مردم شاهد حاشیه نشینی در این شهر بوده ایم؛ استانبول و … برخی از شهرهایی هستند که با این مشکل مواجه شده و راه حلهای مناسب کارشناسی شده تونسته اند براین بحران فائق آیند.

 

 

 

 

راهکار
در واقع پیشگیری بهتر از درمان است مثل کنترل زمین های باز و وسیع مجهول المالک درواقع برخی اوقات راهکارهای ارائه شده به راه حل های موضعی وسطحی محدود می شوند که فقط نشانه ها را نابود می کنند در حالی که باید به بررسی ریشه ها پرداخت و آنها را حل کرد.

برای حل این بحران با مطالعه و الگو برداری از شهرهای موفق و پیشرو درر این زمینه می توانیم به نتایج خوبی برسیم برای مثال پروژه طرح شهید نواب صفوی تهران ( در این پروژه شهرداری و ساکنین محله های هاشیه نشین با همکاری هم تمام واحدهای مسکونی غیر اصولی را تخریب و با احداث خیابان های مناسب و در کنار آن احداث مجتمع های مسکونی استاندارد توانستند بخش عمده ای از این مشکل را حل نمایند و یا در برخی از محلات تهران با توافق مالکین و تجمیع واحدهای مسکونی حداقل ۵ واحدمسکونی و احداث آپارتمان های مشترک طرح خوبی را آغاز کرده اند .) به نظر بنده ما نیز می توانیم با مطالعه میدانی و کار کارشناسی شده مناسب این قبیل اقدامات را انجام دهیم و البته در ابن بین نباید نقش و حمایت بخش دولتی که همان تخصیص بودجه و دادن تسهیلات مناسب برای اجرای این کار است را نادیده گرفت .
در هر حال حاشیه نشینی بخشی از مشکل مسکن را حل می کند، نیروی انسانی ارزان فعال و آماده به کار را برای رشد و توسعه شهر در اختیار قرار می دهد و موجب رشد سطح زندگی شهریان می شود و ساکنانش مشاغل و خدمات شهری را انجام می دهند اما همواره با بی عدالتی به آنها نگریسته و به شکل غده ای که باید درمان شود(درمانی که در نگاه عمده این کارشناسان فقط حذف معنی میدهد) با آنها برخورد می شود.
در واقع حاشیه نشینان را به علت انجام کاری که خودشان درآن نقشی نداشته و مقصر نبوده اند محاکمه و حذف می کنند و این در حالیست که حاشیه نشینی نتیجه سیاست های نادرست دولتهاست.
قرائی مقدم در این زمینه اعتقاد دارند : باید برای حل ریشه ای بحران حاشیه نشینی سطح آموزش و پرورش را بالا برد ،سطح باروری را کاهش داد و قطبهای صنعتی را ازهسته ی شهر به حاشیه نشینان منتقل کرد تا برای ساکنان حاشیه نشین شهرمان شغل و درآمد آسایش وامنیت ایجاد شود.
البته باید درکنار آن با مدیریت بحث ارزش افزوده زمین ،قیمت ملک را کنترل کرد تا گسست اجتماعی شهری منجر به مهاجرت درون شهری به حاشیه نشود.

در هر حال حاشیه زائیده سیاست های دولت‌هاست. سیاست‌هایی که برای توسعه شهر ها در سال های گذشته اتخاذ گردیده است امروز نتیجه خوبی نداشته و اگر این روند ادامه پیدا کند نتایج سیاست های امروز ما را نیز نسل های آینده مورد بررسی قرار خواهند داد؛ پس نگذاریم متن اصلی جامعه شهری به حاشیه رانده شود.

 

مهدی مونسی

اخبار مرتبط :



دیدگاهها (۰)



داغ ترین خبرها
  • No posts liked yet.
آخرین اخبار