شنبه ۲۹ام مهر ۱۳۹۶ , Saturday 21st October 2017

اردیبهشت ۷ام, ۱۳۹۶

کد خبر : 115229

بر پدر کسی لعنت که مرا عضو کانال انتخاباتی می‌کند

از آمریکا دکترای تکنولوژی داشت، اهل علم و فرهنگ بود. اهل سیاست و حزب و انتخابات و این جور چیزها نبود. نزدیک اولین دوره انتخابات شوراها بود که من و دکتر در اتاق مدرسان نشسته بودیم و باهم گپ می زدیم. پرسیدم: آقای دکتر! چه خبر؟ گفت: برای انتخابات کار می کنم.
-شما هم آقای دکتر؟!
-شبانه روزی دارم کار می کنم با تمام توانا وقدرت!
-برای چه کسانی کار می کنید؟ بگویید ما هم به آنها رای بدهیم!
-خودم! علوی جان. می‌دانی که خانه من نبش خیابان هست، شبانه روزی کشیک می‌دهم که اعلامیه نچسبانند و دیوار را ننویسندکه به فلانی رای بدهید. انتخابات قبلی کلی هزینه پاک سازی دادم.
می خندم و می گویم آقای دکتر مواظب باش روز آخر پاتک نزنند، می خواهید بیایم کمک.
برپدر کسی که این جا اشغال بریزد لعنت! بر پدر کسی که این جا دستشویی بکند، لعنت! فرهنگ مزاحمت چنان پا برجا است که منتهی این روزها تغییر مسیر داده ومجازی شده است. نه اینکه دستشویی کردن مجازی هم ابداع شده، نه! اما مزاحمت مجازی و مردم آزاری جای دستشویی کردن بغل دیوار و پارک مقابل پارکینگ مردم را گرفته. بالأخره پدر مزاحم لعنت را باید ببرد.
صبح که از خواب بیدار می شوم و برحسب عادت تلگرام را باز می کنم تا روز را با خبرهای بد! شروع کنم، می بینم چند ده نفر مرا عضو کانال حامیان فلان کاندیدا کرده اند. در این ایام کارمان این شده، از این کانال لفت بده – از اون کانال لفت بده. ماشالله رو هم که نیست سنگ پای قزوین است، تازه بعد از لفت دادن باید جوابگو هم باشی که چرا و به چه دلیلی لفت دادی؟! اگر هم بخواهی بگویی که عزیزم! مگر وقتی مرا عضو می کردی از من اجازه گرفته بودی که من زمان ترک برایت نامه عاشقانه بنویسم و عذر تقصیر بیاورم، که متهم می شوی به اَنَش(معادل فارسی ندارد) بودن. اگر از دنیای مجازی هم بتوانی خلاص بشوی و تلگرام و کوفت و زهر مار را خاموش کنی، تلفن همراه را که نمی‌توانی خاموش کنی. باید تحت تعقیب عیال محترم و بچه ها باشی. آن وقت است که تلفن پشت تلفن..
– الو… سلام آقای دکتر!
-علیکم سلام عزیزم. من دکتر نیستم، اشتباه گرفته‌اید.
-مگر شما سید رضا علوی نیستید؟
-بله من علوی هستم. اما دکتر نیستم .
-چه فرق می کند آقا دکتر! مهم اون است که شما علوی هستید ویک رأی هم دارید.
-امرتان را بفرمایید.
-من از طرف دکتر فلانی زنگ زدم، پسر خاله ایشان کاندیدا شده، شما را هم مسئول کمیته فرهنگی کردند، لطفا پاشو بیا.
-عزیزم کجا بیایم، من اصلا نه دکتر را می شناسم نه خاله ایشان را!
برای آشنایی بیشتر با دکتر و خاله دکتر از وجنات خاله شروع می کنم وسؤالاتی می پرسم که به خاله زاده برسم. نمی دانم کجای سوالات بنده مشکل دار است که طرف عاصی می‌شود و می فرماید: آقای دکتر نمی خواهید به فلانی رأی بدهید، به قد قواره و سایز و سن و دورکمر مادر کاندیدای ما چکار دارید؟ مگر قصد ازدواج با ایشان را دارید. عرض می‌کنم برادر! من باید بدانم منبع و منشأ کاندیدای شما چه شکلی است یا نه، تا طرح فرهنگی بریزم از ظاهر باید به باطن برسم جانم.
خدا راشکر هرکسی زودتر از خواب بیدار شده، کاندیدای شورای شهر شده است. از زندان رفته و بازداشت شده بگیر بیا تا اخراجیون از شورا و لبو فروش محله کریم آقا و معلم دوم ابتدایی بنده و چشم پزشک و غسال و بقال وحتی نقال دوست داشتنی شهر و فلان و بهمان و دیگران تا پسر خاله دکتر.
عجیب است که همه هم احساس تکلیف فرموده اند این روزها برخی از کاندیداها خودشان را با سوپرمن و بتمن مقایسه می کنند و در فکر نجات شهر هستند. انگار که زامبی ها به شهر هجوم آورده اند و ما را گروگان گرفتند، چراچنین حسی دارند ؟ چون بیکاربودند و از بیکاری فیلم این دو بزرگوار بتمن وسوپرمن را دیدند و همزاد پنداری کردند و قصدنمودند که شهر را از دست افراد شرور نجات بدهند. یکی نیست به اینها بگوید برادرم! خواهرم! اینها فیلم است. الحمدالله شهر ما امن امان است. فقط گاهی با آمدن دوسه قطره باران بهم می‌ریزد که آن هم تقصیر هیچ کس نیست تقصیر زیر ساخت‌ها است. چاله چوله شهر هم برای درمان دیسک و این طور چیزها هست والا اگر شهرداری بخواهد چاله و چوله پر کند، چنان چه در این روزهای بارانی مشهود بود عمل می‌کند. زمان باران خدمات شهرداری به دو گروه تقسیم شده بودند:گروه اول مأمور باز کردن معابر و مقابله با سیلاب وگروه دوم مشغول آسفالت خیابان. بر پدر کسی لعنت که هوس خودنمایی کرده و بگوید احساس تکلیف کرده است.

سیدرضا علوی

برچسب‌ها

اخبار مرتبط :



دیدگاهها (۰)



داغ ترین خبرها
  • No posts liked yet.
آخرین اخبار