سه شنبه ۳۱ام مرداد ۱۳۹۶ , Tuesday 22nd August 2017

فروردین ۲۴ام, ۱۳۹۶

کد خبر : 114562

شوراعیون

افرادی که در شورای شهر کاندیدا می شوند، چند تیپ وگونه هستند:

سید رضا علوی

اول – معتادین: یک عده ازکاندیداها افراد معتاد هستند. البته معتاد به مواد مخدر وعلف این جور چیزها نه بلکه معتاد به آزمون دادن و شرکت در هر نوع انتخاباتی. این افراد یک نوع وسواس به آزمون دارند؛ هر کجا آزمونی باشد پای آن آزمون هستند. از آنجایی که صدا وسیما برای تشویق مردم جهت حضور در انتخابات ازدو شیوه نشان دادن افراد کم حجاب در آستانه انتخابات و به کار بردن کلمه آزمون الهی استفاده می کند، این بنده خداها هم فکر می کنند کاندیداتوری شورای شهر هم نوعی آزمون استخدامی است؛ منتهی ازنوع الهی؛ در رزومه این افراد موارد زیر پیدا می شود:

  • شرکت در آزمون استخدامی استانداری دو مورد، شرکت در آزمون استخدامی آموزش و پرورش تمام موارد، شرکت در آزمون استخدامی بانک ها: بانک ملی شش مورد، بانک صادرات و تجارت سه مورد، سایر گزینه ها یک مورد، شرکت در کنکور مورد الف و ب صحیح است (مورد الف تمام دوره ها از سال شصت، مورد ب بیش از بیست بار).
  • این افراد به قدری به آزمون دادن مقید هستند که حتی بعد از استخدام شدن‌شان نیز در تمام آزمون ها استخدامی شرکت می نمایند. یک بار یکی از این دوستان سؤالی را ازحقیرپرسید: چرا دولت مرخصی زایمان دارد اما مرخصی آزمون ندارد؟

دوم – متکلفین: کسانی که احساس تکلیف کرده اند. این تیپ از افراد از همان دوران ابتدائی احساس تلکیف می کردند؛ مشق همکلاسی‌هایش را می نوشتند؛ مسئول آوردن گچ و پاک کردن تخت سیاه بودند و …این افرد همیشه خدا احساس تکلیف می کنند؛ خودشان را به آب و آتش می زنند که بشوند رئیس اداره تا به تکلیف خود عمل کنند. خدمت به خلق، استخدام اقوام، دوستان و آشنایان، اخذ وام برای عزیزان و..  این افراد خودشان را وقف مردم کرده  و می‌کنند و اگر مرسوم بود مهر موقوفه نیز می خوردند. آخر می دانید خدمت به خلق و احساس تکلیف، حس خیلی خوبی است. در این خدمت به خلق، همه چیز هست! پول، مقام، احترام و البته آن ته ته رضایت پروردگار!!!  این افراد زمان های حساس، تکلیف های سخت را برمی گزینند؛ مثلاً در زمان جنگ تحمیلی به جای حضور در خط مقدم که یک مسأله عادی بود و همه می رفتند آنها ترجیح می دانند به خاطر عادی بودن به خط مقدم نروند و در ستاد اعزام نیرو باشند و جوانان مردم را جهت دفاع به منطقه سرازیر کنند.

به طورمعمول و مرسوم، برای ادای تکلیف به این افراد الهام الهی می شود. بیش ازبیست درصد افرادی که به مناسبت شورایی شدن با حقیر تماس گرفتند الهامی بودند. بعد از بغض و حلقه زدن اشک در چشم‌های‌شان چنین روایت کردند: آسید خدا شاهد است که آن شب مهمان حاج فلانی بودیم، در فلان رستوران، فلان کباب را خوردیم، جای شما خالی! فلان دسر وفلان پیش غذا  را خوردیم، جای شما خالی! برگشتیم منزل؛ به منزل! گفتیم: جای ما را پهن کن. همین که خواب چشم های‌مان را گرفت یک نفر را با چهره نورانی دیدم؛ کت وشلوار شیکی بر تن داشت و ماشین شاسی بلندی زیر پایش. به گمانم روبروی بیمارستان بین المللی هم بودیم؛ با انگشت یکی مانده به وسط! به من اشاره کرد و گفت: تو چرا شورا نمی آیی؟  در همین لحظه از خواب بیدار شدم؛ عرق تمام وجودم را گرفته بود؛ منزل! آب داد دست‌مان و گفت: نه خبر؟! گفتم: مکلف شدم. منزل گفت: خیر است. شرکت کن، مبارک است؛ اگرانتخاب شدی آش نذری می‌دهیم، به کوری چشم عفت خانم، زن حاج فلانی که برای قبولی ویزای آمریکای پسرش شعله زرد داد. دوباره خوابیدم همان آقارا دیدم. صبح بلند شدم رفتم ادای تکلیف کردم وبرای شورا ثبت نام کردم. عرض کردم: قره باسیب ها حاجی!!!

سوم- موظفین: افرادی که احساس وظیفه می کنند. نه برادر! این با احساس تکلیف، تومانی یک قران فرق دارد. وظیفه از باب اجتماعی مخرج می شود اما محل خروج تکلیف، الهی است. موظفین احساس می کنند برای جلوگیری از تخریب جنگل ها در روز سیزده بدر، نریختن آشغال از ماشین و حمایت از حیوانات و امثالهم، باید وارد شورای شهر شوند و به آموزش شهروند بپردازند. این عده شورا را با محیط بانی اشتباه گرفته اند!

چهارم- مجوویان: مجوویان در هیچ لغت نامه ای نیست؛ اما منظور نگارنده  آن افرادی است  که جوگیر! می شوند. سر کلاس درس دو سه نفر، استاد استاد می کنند یا در مسجد، حاجی حاجی، یا در باشگاه پهلوان پهلوان می‌کنند، طرف فکر می کند واقعاً  حاجی و استاد و پهلوان است؛  بلند می شود می رود شورا ثبت نام می کند! بچه هم که بود دائم جوگیرمی شد و سر ناموس مردم با این وآن درگیر می شد. ذیل این گروه افرادی هستند که احساس خود بزرگ بینی دارند. یک نگاه می کند به عکس تبلیغاتی خانم فلانی و بهمانی بعد موبایل را در می‌آورد و یک عکس سلفی می گیرد بعد می‌نشیند پای مقایسه و بقیه حرف و حدیث ها که آخه این خانم چی داشت که مردم بهش رأی دادن؛  من که دماغم عملی است و گونه ها و لبانم خدا دادی بوتاکسی!  چرا به من رأی ندهند؟ می خواهند به اون حنیفر لوپز رأی بدهند؟ و پا می‌شود و می رود در شورا ثبت نام می کند.

پنجم -عادتیون : کسانی که عادت به شرکت در انتخابات دارند. مثل سردارمحسن رضایی میر قاعد، مشابه همان را در این شهر داریم که از اول با انتخابات همراه بوده و انشالله اگر این دوره هم ثبت نام کند که می کند اسمش می رود در کتاب گینس.

ششم – صلاحتیون: کسانی که در پی احراز صلاحیت هستند و قصد حضور جدی ندارند. دوره اول یکی می گفت: رفتم خواستگاری دختر حاجی، رفت از مسجد محله تحقیق کرد، زیر آبم را زدند، حاجی دختر نداد. بهانه آورد که مسجد تأیید نکرد. کاندید شدم برای شورا و صلاحیت گرفتم. دادم چند تا پوستر زدند  با این شعار «کاندیدای دارای تائید صلاحیت، فلانی! » و چسباندم به در و دیوار منزل پدر خانم آینده .

یک عده حقیقتاً دنبال تأیید خود هستند تا بتوانند در مراحل بعدی زندگی به نحو احسن از قضیه سء استفاده کنند و بگویند که من کاملاً مورد تائید نظام هستم. این هم مدرک! داشتیم افرادی که بعد از اخذ صلاحیت مدیر کل شدند؛ مثل…

هفتم- اقتصادیون: کسانی که با این شعار وارد عرصه انتخابات می‌شوند.

خودمان را بیاندازیم شورا، خودمان را پیدا کنیم و برویم ماشین شاسی بلند بخریم.

هشتم- وغیره

اخبار مرتبط :



دیدگاهها (۰)



آخرین اخبار