پایگاه خبری - تحلیلی هم‌نوا

دی ۲۷, ۱۳۹۷ / January 17, 2019

گذر عمر را در نمایش‌های چیلله قارپیزی می‌بینم

فرشید باغشمال
رحیم خطاط‌نیا، از بازیگران قدیمی‌ سیمای مرکز آذربایجان‌شرقی است که بازی روان و صمیمی‌اش، در تله‌فیلم‌های خاطرانگیز چیلله‌قارپیزی با خاطره‌ مخاطبان این شبکه، پیوند دارد. بعلاوه، وی در طول خدمت، امور خوشنویسی سیمای تبریز را عهده‌دار بود و خط زیبایش بیش از دو دهه، پای ثابت تیتراژهای تلویزیون تبریز بوده‌است. وی پس از بازنشستگی، کمتر در محافل دیده شده‌است. در روزهای نزدیک با یلدا، گفتگویی با این هنرمند داشته‌ایم.

اختصاصی همنوا / فرشید باغشمال

اشاره- رحیم خطاط‌نیا، از بازیگران قدیمی‌ سیمای مرکز آذربایجان‌شرقی است که بازی روان و صمیمی‌اش، در تله‌فیلم‌های خاطرانگیز چیلله‌قارپیزی با خاطره‌ مخاطبان این شبکه، پیوند دارد. بعلاوه، وی در طول خدمت، امور خوشنویسی سیمای تبریز را عهده‌دار بود و خط زیبایش بیش از دو دهه، پای ثابت تیتراژهای تلویزیون تبریز بوده‌است. وی پس از بازنشستگی، کمتر در محافل دیده شده‌است. در روزهای نزدیک با یلدا، گفتگویی با این هنرمند داشته‌ایم.

🔹جناب خطاط‌نیا با گذشت سی سال از حال‌وهوای نمایش‌های چیلله‌قارپیزی، باز هم این نمایش‌ها را می‌بینید؟ اصلاً آرشیوی از آن مجموعه دارید؟
بله. می‌بینم اما دیدن تک‌تک بخش‌های آن مجموعه، غمگینم می کند. آن موقع، همه جوان بودیم. «هاشم آقا» یک موی سپید بر سر نداشت. خود من آن موقع، اول جوانی‌ام بود. این «گذر عمر» واقعیت غم‌انگیزی است که دیدنش در نمایش‌های چیلله قارپیزی، متاثرم می‌کند.

🔹مدت‌هاست که در سیمای سهند حضور ندارید. این غیبت طولانی، دلیل خاصی دارد؟
یک دلیل آن، ضعف متن‌های پیشنهادی است. دوست دارم اگر قرار باشد کاری بکنم، نقش مناسب و تاثیرگذاری باشد. ازسوی دیگر، این، دوستان فیلمساز هستند که باید پاپیش بگذارند و دعوت کنند. من که نمی‌توانم خودم را دعوت به کار بکنم. شرایط محدود پرداخت‌ها و دستمزدها هم دلیل دیگر غیبت چندین‌ساله‌ام است. در برابر تلاش زیادی که برای کار می‌شود، سیب که دستت نمی‌دهند هیچ، یک آلوچه‌ترش هم نصیب آدم نمی‌شود!

🔹باز هم با آن حلقه دوستان چیلله‌قارپیزی ارتباط دارید؟
بله دوستی‌ها ادامه دارد شکر خدا. از سال ۶۴ تا همین امروز، با همان صمیمیت و مودت. هاشم آقا چاوشی، پیش‌رو ماست و هر موقع برای کاری، پیش‌قدم شوند و صلاح بدانند، ما هم هستیم. با گروه دیگری کار نمی‌کنم.

🔹چه چیز، آن مجموعه تلویزیونی را به یکی از خاطرات ماندگار مردم تبریز تبدیل کرد؟
سوال خیلی خوبی پرسیدید. چیلله‌قارپیزی، یک کار ملی بود که ریشه در آئین و سنت مردم داشت. هر دقیقه از کار، از دل آن جمع برخاسته بود و به قول معروف، آنچه از دل براید، لاجرم بر دل نشیند. در شرایط دشوار آن سال‌ها، تمام هنرمندان آن جمع، یک هدف داشتند و آن هم شاد کردن دل مردم بود. کار، بسیار خالصانه و جوششی شکل گرفت و به همین خاطر، ماندگار شد.

🔹اجازه بدهید به خوشنویسی بپردازیم. چطور وارد عالم خط و خوشنویسی شدید؟
من شاگر مرحوم استاد بخت‌شکوهی بودم. خدای‌شان بیامرزد. مدیون ایشان هستم و تا حالا نتوانسته‌ام، دِین بزرگی را که ایشان بر گردنم دارند، ادا کنم.

🔹خط شما بخشی از خاطرات سیمای سهند است و تقریباً تمام نوشته‌های این شبکه با خط شما بود.
پست سازمانی من در مرکز «خوشنویس» بود و با همین عنوان، استخدام شدم. الان شما می‌بینید، خط اغلب تیتراژها مُرده و بی‌روح است و توسط افراد غیرکارشناسی ساخته می‌شود که تخصصی هنری ندارند. اما آن دوره کامپیوتر نبود. سریرِ قلمِ نی و مرکب، روح و جلای دیگری به نوشته‌ها و تیتراژهای تلویزیونی می‌بخشید.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب