پایگاه خبری - تحلیلی هم‌نوا

خرداد ۲۸, ۱۳۹۸ / June 18, 2019

من ميگويم. . . شما بگرييد!

مرثيه اي براي نابودي موسيقي در تلويزيون ايران

فرشید باغشمال
«موسيقي» همواره سرنوشت غم انگيزي در تلويزيون کشورمان داشته است. بحثي که در اين گزاره نيست!؟ آغاز اين سرنوشت غمبار را هم بايد همزاد ورود تلويزيون به کشور دانست. چه آن زماني که روز و شب اين تلويزيون محفل قر کمر کابارهها و رقاصه خانههاي طاغوت بود و چه آن زمان که نشان دادن مضراب و سيم و زخمه و آرشه تحريم شد؛ اين سرنوشت تراژيک امتداد داشت. اما آنچه که در اينجا ميآيد؛ قسمي مرتبط با موسيقي است که کمتر فرصتي براي پرداخت به آن بوده است.

گاه، شنيدن يک قطعه موسيقي، يک خاطره تلخ يا شيرين را در ذهن شنونده تداعي مي‌کند. اين حس و حال، يک حوزه شخصي و اجتناب ناپذير است. گاهي نيز موسيقي براي يک مناسبت خاص ساخته و پرداخته باشد. براي مثال شنيدن تصنيف خاطرانگيز «از نگاه ياران» (از نگاه ياران به ياران ندا مي‌رسد/ دوره رهايي رهايي فرا مي‌رسد) با صداي «صديق تعريف» براي من، هميشه يادآور آزادي اسراي جنگ و ريسه‌هاي رنگارنگ سر کوچه دوران کودکي است. اين امر نيز اجتناب ناپذير است چرا که اصلاً نيت ساخت اين قطعه موسيقي زيبا، گراميداشت يک مناسبت خاص است.  اما. . . «خورشت فسنجان» را –به عنوان غذاي محبوب نگارنده اين سطور- در نظر بگيريد. خوردن هرازگاه اين غذا، لذت بي‌حد و حصري دارد. اما پخت هر روزه آن ديگر  از آن لذت و شور و شعف مي‌کاهد. همين است! گاه، رسانه، بي‌آن که صاحب اثر راضي -وحتي با خبر- باشد؛ با پخش بي‌رويه يک قطعه موسيقي زيبا و اٍعمال غايت بدسليقگي در اين پخش، علاوه بر اين که به طرز زيرکانه‌اي سعي مي‌کند جريان خاصي را در ذهن مخاطب حک کند؛ همه زيبايي آن قطعه موسيقي را -که فقط به لطف شنيدن هرازگاه و مقطعي حاصل مي‌شود- يکباره از ميان مي‌برد. به اين ترتيب، گوش موسيقيايي مخاطب، حساسيت خود را نسبت به آن قطعه از دست مي‌دهد. موسيقيي که ماه‌ها روح و روان آهنگساز را از آن خود کرده، از چشم مي‌افتد، يکنواخت مي‌شود، حيف مي‌شود. . . اصلاً  تباه مي‌شود! در ذيل برخي از موسيقي‌هاي معروفي را که با نبود مديريت بر نحوه پخش آثار موسيقيايي در تلويزيون، به نابودي رسيده‌ند؛  مرور مي‌کنيم:

بهشت ياد: تصنيفي از مجموعه به ياد ماندني «نيلوفرانه» با ترانه مرحوم قيصر امين پور، موسيقي عباس خوشدل و صداي عليرضا افتخاري (اي نامت از دل و جان، بر همه جا، به هر زبان جاري. . . ). زمان انتشار اين آلبوم  (سال‌هاي مياني دهه ۷۰) مصادف بود با اوج دوره کليپ‌سازي در تلويزيون. تصنيف شروع مي‌شد و يک چرخ گاري از کلبه روستايي در شمال، شروع به قل خوردن مي‌کرد و بازيگر نوربالاي کليپ، به ياد سال‌هاي جنگ، به دنبال چرخ گاري راه مي‌افتاد و در ادامه دريا، اسب، کلبه، جنگل و. . . . هم وارد فضا مي‌شد. جوان تر که بودم فکر مي‌کردم اين تصاوير چه ارتباط رازآلودي با کلام قيصر دارند. هنوز هم به اين راز فکر مي‌کنم و البته به نتيجه‌اي نمي‌رسم.

اي ايران: در مورد اين سرود ذکر يکي دو نکته، پيش نياز است. اين سرود در سال ۱۳۲۳ و در پي اشغال ايران به دست متفقين ساخته شده است. مي‌گويند روح الله خالقي وقتي ديده سرباز روسي پيرمرد بقالي را به باد کتک گرفته؛ اين تصنيف را در دشتي و با ترانه مرحوم حسين گل گلاب ساخت. «اي ايران» که در باور عوام از سرودهاي حساسيت‌زا براي نظام است؛ برخلاف تصور عموم جز در سال‌هاي نخستين پس از انقلاب۵۷ و تا پيش از گردآوري نخستين سرود ملي جمهوري اسلامي، در هيچ دوره‌اي سرود ملي کشورمان نبوده است. مي‌توان آن را سرودي ميهني صرف نظر از نوع حکومت در ايران دانست. با اين وجود در انواع اتفاقات از افتتاح پالايشگاه و قطار و نيروگاه و سد و تونل و پرتاب موشک گرفته تا تولد گوساله‌هاي رويان و پيروزي‌هاي هر از گاه تيم‌هاي ورزشي از آن استفاده مي‌شود. طرفدارن محمود احمدي نژاد از اين سرود در انتخابات ۸۸ بهره گرفتند. اقدامي که نارضايتي اهالي موسيقي را در پي داشت. نت به نت شبيه‌سازي کنيد: (پاينده باد نام ايران ما : زنده باد نام تو احمدي نژاد!)

الهه ناز: الهه ناز، از آخرين قربانيان کليپ‌سازي ناشيانه تلويزيون در دهه هفتاد است. فضاي کلي اثر، تحولات تاريخي و سياسي پهلوي اول و دوم از قبيل کشف حجاب و کودتاي ۲۸ مرداد را در پي مي‌گرفت. يک عدد مادربزرگ نوستاليزه که بر روي صندلي چرخ دار مي‌نشست و شال ترمه سه گوش روي دوش مي‌انداخت و به خاطره تلخ خود در مورد کشف حجاب فکر مي‌کرد. همزمان سيب قرمز قل مي‌خورد توي اتاق و نامزد روشنفکر مادربزرگ در دوره جواني، به باد کتک ساواکي‌هاي سنگدل گرفته مي‌شد و تو الهه نازي در بزمم بنشين. . . با موسيقي اکبر محسني و ترانه کريم فکور. بنان، الهه ناز را ده سال بعد از‌اي ايران خوانده يعني پاييز ۱۳۳۳٫ به شخصه اگر قرار باشد پنج تصنيف از شاهکارهاي بنان را انتخاب کنم، محال است الهه ناز را انتخاب کنم.

موسيقي سريال امام علي (ع): شاهکار بي‌بديل فرهاد فخرالديني که با پخش بي‌رويه و وقت و بي‌وقت از صدا و سيما، ورد مداحان و روضه خوان‌هاي هيئت‌ها شد و به معناي واقعي کلمه «حيف» شد. تلويزيون، در سالي که به نام امام علي نامگذاري شده بود؛ يک سال تمام، يکي از زيباترين قطعات اين مجموعه را بر روي ووله بخش خبري ساعت ۱۴ پخش کرد!

باران عشق: بر روي بروشور اين اثر نوشته «اثر جاويدان ناصر چشم آذر». واقعاً هم همين طور است. اين آلبوم زيبا که نمونه موفق کاربرد سازهاي الکترونيک در موسيقي است؛ سرنوشت غم انگيزي داشت. سال هاست که قطعات باران عشق، موسيقي جدول هواشناسي بخش‌هاي خبري صدا و سيما است!

آثار شاخص مجيد انتظامي: در اين مورد به جز پخش موسيقي روز واقعه در ايام محرم، کارکرد ساير آثار از قبيل ترن، آژانس شيشه اي، از کرخه تا راين، بوي پيراهن يوسف، آژانس شيشه‌اي و . . . جاي تامل دارد. به اين ترتيب موسيقي حماسي ترن که همواره يادآور زوزه قطار شب زمستاني و بازي درخشان عنايت بخشي و فرامرز قريبيان است؛ سال هاست بر روي تصاوير راهپيمايي‌هاي مردمي پخش مي‌شود. بديهي است که حضور  پرشور مردم در صحنه، بي‌نياز از هر موسيقي است. البته در اين مورد، مي‌توان سخن‌ها با انتظامي گفت. انتظامي بعد از موسيقي  آژانس شيشيه‌اي و قطع همکاري با ابراهيم حاتمي کيا به جز کورسوهايي از موسيقي دوئل، نتوانست آن آهنگساز هميشگي باشد. تا حدودي کم کار شد و از آن پس به ساخت سمفوني‌هاي سفارشي روي آورد. به قولي، خوش درخشيد ولي دولت مستعجل بود.

آثار شاخص محمد اصفهاني: ترانه‌هاي ابتدايي او که اغلب به آهنگسازي خودش و فواد حجازي بود؛ مقارن بود با سال‌هاي پاياني عمر کليپ‌سازي در سيما. از اين قبيل آثار به عنوان موسيقي کليپ‌هاي مربوط به ترک اعتياد، طلاق و بزهکاري و . . . استفاده مي‌شد. «ماه غريبستان» آلبوم شاخص اصفهاني در دهه هشتاد بود. خوب به خاطر دارم که اين آلبوم در آستانه ماه رمضان و همزمان با حمله نظامي آمريکا به افغانستان منتشر شد. تصنيف « ديده بگشا» از اين آلبوم، موسيقي سرسام آور جمع آوري کمک‌هاي مردمي کميته امداد براي مردم افغانستان بود. البته به نظر نمي‌رسيد خود اصفهاني از اين امر ناراضي باشد. چرا که بارها خود، در ساير برنامه‌هاي کميته امداد حاضر مي‌شد و اين تصنيف را لب خواني مي‌کرد.

ايران جوان: سالار عقيلي از شاگردان برجسته شجريان بوده است. او انتشار مستقل آلبوم را پيش از همايون شجريان آغاز کرده است. سال‌ها پيش وقتي نخستين آلبوم خود را با نام «عشق ماند» منتشر کرد، مخاطبان جدي موسيقي از شباهت صداي او به صداي محمدرضا شجريان حيرت زده شدند. اما در انتشار اثر راه ديگري را در پيش گرفت، در سال‌هاي اخير او ساليانه چندين اثر را به بازار ارائه کرده است. تازه اين، علاوه بر خوانندگي بر تيتراژ سريال‌هاي ضعيف و فله‌اي مربوط به تاريخ معاصر است. عقيلي سرود معروف «ايران جوان» (نام جاويدِ وطن/ صبح اميدِ وطن) را در سال ۸۶ و در ارکستر ملي ايران بازخواني کرده است. اين سرود، ساخته مسيولومر فرانسوي –آهنگساز فرانسوي و معلم موسيقي در دارالفنون- بوده و نخستين بار هنگام ورود مظفرالدين شاه قاجار و در حضور وي در پاريس اجرا شده است. در بسياري از محافل از اين سرود، به اولين سرود ملي ايران ياد مي‌شود. ايران جوان به همراه «ايران‌اي سراي اميد» محمد رضا شجريان، از جمله سرودهاي جشن‌هاي تلويزيوني پيروزي محمود احمدي نژاد در انتخابات بودند که البته اين دومي، نامه نگاري تاريخي استاد با ضرغامي را در پي داشت و باقي قضايا که بي‌نياز از توضيح است.

آن چه خوانديد تنها گوشه‌اي از سه دهه موسيقي ستيزي تلويزيون بود. تا حادثه‌اي ديگر چه باشد و تاريخ چطور ورق بخورد و موسيقي ديگر چه باشد.

 

One thought on “مرثيه اي براي نابودي موسيقي در تلويزيون ايران

  1. به شخصه اگر قرار باشد پنج تصنيف از شاهکارهاي بنان را انتخاب کنم، محال است الهه ناز را انتخاب کنم.؟!
    انتخاب نمی کنید؟ معنی این جمله تان را نفهمیدم یا اشتباه تایپی دارد؟ اما به نظرم الهه ناز جزو بهترین های استاد بنان است.
    ///
    نوشته قابل تاملی بود. بارها من هم به این موضوع فکر کرده بودم و می خواستم در این باره بنویسم. اما قلم شما شیواتر و کامل تر بود.
    به هر حال ممنون. موفق باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب