پایگاه خبری - تحلیلی هم‌نوا

خرداد ۲۸, ۱۳۹۸ / June 18, 2019

به بهانه بیستم خرداد، روز صنایع دستی

صنایع دستی تبریز، مهجور و مظلوم/قانونی که به تبریز نرسیده

پریا بهروز
بیستم خرداد ماه روز صنایع دستی نام‌گذاری ‌شده‌است. ایران سرزمین طرح‌ها و رنگ‌های بی‌نظیر و دست‌سازه‌های هنرمندان است. اما مانند بخش‌های دیگر حوزه فرهنگ و هنر، فضای رشد و رونق صنایع دستی چندان فراهم نیست. حتی می‌توان گفت صنایع دستی در تبریز مهجور و مظلوم‌اند, حتی قانون حمایت از هنرمندان، فعالان و استادکاران صنایع دستی نیز نتوانسته حال صنایع دستی شهر را بهتر کند.

بیستم خرداد ماه روز صنایع دستی نام‌گذاری ‌شده‌است. ایران سرزمین طرح‌ها و رنگ‌های بی‌نظیر و دست‌سازه‌های هنرمندان است. اما مانند بخش‌های دیگر حوزه فرهنگ و هنر، فضای رشد و رونق صنایع دستی چندان فراهم نیست. حتی می‌توان گفت صنایع دستی در تبریز مهجور و مظلوم‌اند, حتی قانون حمایت از هنرمندان، فعالان و استادکاران صنایع دستی نیز نتوانسته حال صنایع دستی شهر را بهتر کند.

قانونی برای حمایت از هنرمندان صنایع دستی

سال ۱۳۹۶ بود که طرح حمایت از هنرمندان، فعالان و استادکاران صنایع دستی بعد از حذف و اضافه‌های قانونی و بررسی در کمیسیون‌های مختلف سرانجام در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید و رئیس جمهور حسن روحانی در دومین روز از اسفند همان سال آن را برای اجرایی شدن به سازمان‌ها ابلاغ کرد؛ طرحی که بهمن نامور مطلق معاون صنایع دستی و هنرهای سنتی وقت آن را یک پیروزی بزرگ برای این حوزه دانست که گفتمان مهجورشده صنایع دستی را به گفتمان مصلحت و بدون متن تبدیل می کند. این معاون مستعفی همچنین گفته بود طرح حمایت از هنرمندان صنایع دستی، نخستین اقدام بزرگ برای قانونگذاری در این حوزه محسوب می‌شود که با اتکا به آن می توان گام‌های محکمی مرتبط با قانونی شدن فعالیتهای آن برداشت.

قانون حمایت از هنرمندان، فعالان و استادکاران صنایع دستی هرچند که در بخش بیمه با تغییراتی از جانب شورای نگهبان مواجه شد – شورای نگهبان با ایراد به ماده مربوط به بیمه هنرمندان در این طرح خواستار اصلاح آن شد. بنابراین عنوان «کلیه شاغلین بیمه شوند» با حذف واژه «کلیه» اصلاح شد. به عقیده شورای نگهبان و طبق اصل ۷۵ قانون اساسی، این ماده برای دولت بار مالی ایجاد می‌کرد- اما بلاخره تصویب شد و طی آن قرار شد خلاهای قانونی این حوزه برطرف شود؛ مثلا طبق این قانون مشکلات مربوط به صدور انواع مجوزهای تولید کارگاه‌های انفرادی و گروهی که بر اساس قواعد عرفی و درون سازمانی صادر می‌شد و جایگاه قانونی محکمی نداشت، برطرف می‌شد. همچنین مکلف کردن شهرداری‌ها برای استفاده از نمادهای صنایع دستی و هنرهای سنتی متناسب با معماری ایرانی و اسلامی در فضاهای عمومی شهری، مکلف کردن صداوسیما برای استفاده از آثار هنری و معرفی هنرمندان این حوزه در برنامه‌های مختلف تلویزیونی، معافیت تولید کنندگان از پرداخت مالیات بر ارزش افزوده، اعمال محدودیت برای واردات صنایع دستی و هنرهای سنتی جهت تشویق و حمایت از رشد و ترویج آثار هنری این بخش و حمایت از صادرکنندگان صنایع دستی در مقابل آثار منفی ناشی از نوسانات قیمت ارز، بخشی از مزایای طرح حمایت از هنرمندان و استادکاران صنایع دستی محسوب می‌شود. اکنون و با گذشت قریب به ۲ سال از تصویب این قانون باید نگاهی به عملکرد مسئولان و نهادهای مربوط به قانون کرد و بازده تصویب این قانون را ارزیابی کرد. باید سنجید که آیا در این سرزمین قوانین صرفا برای اینکه باشند تصویب می‌شوند یا نهادها و سازمان‎‌ها بعد از تصویب قانون مکلف به اجرای آن هم می‌شوند؟

«شهر فرش» تنها یک نام برای تبریز

بیایید به شهر خودمان نگاهی بیاندازیم. یکی از بخش‌های این قانون مکلف کردن شهرداری‌ها برای استفاده از نمادهای صنایع دستی و هنرهای سنتی متناسب با معماری ایرانی و اسلامی در فضاهای عمومی شهری است. به المان‌هایی که در شهر نصب می‌شوند و ما هر روز از کنارشان عبور می‌کنیم با دقت نگاه کنیم؛ به تابلوها و نوشته‌ها و در مجموع به مبلمان شهری‌مان. تبریز با عنوان «شهر فرش» از جمله شهرهایی است که در فهرست شورای جهانی صنایع دستی ثبت شده‌است. به جز تبریز، مشهد «گوهر سنگ‌ها»، اصفهان «شهر خلاق صنایع دستی»، «لالجین» همدان سفال»، مریوان کردستان «کلاش (گیوه بافی)»، سیرجان کرمان «گلیم شیریکی پیچ» و روستای «کلپورگان» در سیستان و بلوچستان برای «حفظ و ادامه تولید سفالهای هفت هزار ساله» ثبت جهانی شده‌اند. با ثبت این شهرها ایران توانسته جایگاه نخست را در شورای جهانی صنایع دستی از آن خود کند؛ جایگاهی که سابق چین بر آن تکیه زده‌بود.

اما مبلمان شهری تبریز تقریبا از هر المانی که نشان‌‌دهنده « شهر فرش» بودن این شهر باشد، خالی است. خلاقیت تولید طرح و ایجاد فضاهای مناسب با ارزش و جایگاه صنعتی مانند فرش در شهر جهانی فرش خالی است.

اگر از فضاسازی در سطح شهر بگذریم، تبریز حتی نتوانسته‌است در فضای مجازی این نام بلند «شهر جهانی فرش» بودن را به خوبی تکرار کند. یک جستجوی ساده در گوگل نشان می‌دهد که عبارت شهر فرش برای مخاطبان فضاهای مجازی بیشتر یادآور یک بازار بزرگ فروش فرش‌ها ماشینی است تا تبریز، مهد گره‌های ریز دست‌باف!‌

بازارچه‌های راکد

اگر از فرش چشم بپوشیم سایر هنرها و صنایع دستی شهر تبریز باز هم آنگونه که باید معرفی نشده‌اند. بازارچه‌ها و فروشگاه‌های معدود و راکد فضای مناسبی برای تحرک صنایع دستی نیستند. نمونه بارز این بازار‌ها، بازار امیریه است که قرار بود به مکانی برای فروش و عرضه صنایع دستی تبدیل شود اما اکنون تنها یک مکان راکد برای کارگاه‌های نقره‌سازی است. باز باید خدا را شکر کرد که بازار تاریخی تبریز هنوز مامن خوبی برای عرضه فرش دستباف تبریز است و فرش نیازی به فضاسازی نهادهای دولتی ندارد!

در حوزه تبیلغ هم باید نگاهی به عملکرد صدا و سیما انداخت. امروز به عنوان یک مخاطب مطالبه‌گر سیمای سهند را تماشا کنید! در کدام بخش از نمادهای صنایع دستی به خوبی استفاده شده‌است؟! در کدام دکور از فرش، از سفال، از مس و… استفاده مناسب و جذابی صورت گرفته؟ منظور من از استفاده تنها گذاشتن هر کدام از این‌ها در یک گوشه سن نیست. بلکه استفاده به گونه‌ای که توجه مخاطب را به صنایع مختلف دستی جلب کند و تمایل مخاطب را به خریدن و داشتن «یکی شبیه آنها» در خانه خود به غلیان آورد.

به هر روی هر سال و در چنین روزی صدای حمایت‌ها از صنایع دستی بلند می‌شود در حالی که هنوز اولیه‌ترین بخش‌های قانون حمایت از هنرمندان، فعالان و استادکاران صنایع دستی در تبریز اجرا نشده‌است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب