پایگاه خبری - تحلیلی هم‌نوا

تیر ۲۶, ۱۳۹۸ / July 17, 2019

پرونده ویژه/ بررسی عملکرد شبکه استانی آذربایجان شرقی

سراب رسانه در سیمای سهند

سحر فکردار
در روزهایی که با لغو برنامه‌های مختلف و جلوگیری از ادامه پخش آنها، شاهد ریزش چشمگیر مخاطبان تلویزیون هستیم شاید نباید انتظار زیادی از کارکرد و فراگیری شبکه‌های استانی داشت. 23 سال پیش در اواسط دهه هفتاد بود که شبکه پنج سیما با عنوان شبکه تهران کار خود را آغاز کرد. چند سال پس از آن، شبكه استاني سيماي مركز آذربايجان شرقي با عنوان «سهند» در آبان ماه ۱۳۷۹ به عنوان نهمين شبكه استاني سيما با چهار عنوان برنامه توليدي (كودك و نوجوان، خانواده، ورزش و جوان) افتتاح شد. شبکه‌ای که در روزهای شروع فعالیت خود نویدبخش اتفاقات خوبی برای مردمان استانی بود که حالا فرصتی برای دیدن برنامه‌هایی با زبان بومی خود داشتند

در روزهایی که با لغو برنامه‌های مختلف و جلوگیری از ادامه پخش آنها، شاهد ریزش چشمگیر مخاطبان تلویزیون هستیم شاید نباید انتظار زیادی از کارکرد و فراگیری شبکه‌های استانی داشت. ۲۳ سال پیش در اواسط دهه هفتاد بود که شبکه پنج سیما با عنوان شبکه تهران کار خود را آغاز کرد. چند سال پس از آن، شبكه استاني سيماي مركز آذربايجان شرقي با عنوان «سهند» در آبان ماه ۱۳۷۹ به عنوان نهمين شبكه استاني سيما با چهار عنوان برنامه توليدي (كودك و نوجوان، خانواده، ورزش و جوان) افتتاح شد. شبکه‌ای که در روزهای شروع فعالیت خود نویدبخش اتفاقات خوبی برای مردمان استانی بود که حالا فرصتی برای دیدن برنامه‌هایی با زبان بومی خود داشتند. کودکانی که می‌توانستند به زبان مادری کارتون تماشا کنند و ارتباط بیشتری با برنامه‌های مخصوص خود برقرار کنند. شبکه‌ای که می‌توانست محفلی باشد برای پخش برنامه‌هایی با رویکرد بومی و منطقه‌ای. پتانسیلی که با بهره گرفتن از هنرمندان، کارشناسان، منتقدان و… می‌توانست مخاطبان بیشتری را با خود همراه کند.

شبکه استانی سهند، گرفتار بین کلیشه‌های رایج

نگاهی گذرا به جدول پخش برنامه‌های چند شبکه استانی مثل اصفهان، فارس، خراسان، آذربایجان شرقی و… نشان از برنامه‌هایی با رویکردی مشابه دارد. برنامه‌هایی که گاه به نظر می‌رسد هدفی جز پر کردن کنداکتور روزانه ندارند و در واقع هدف خاصی را دنبال نمی‌کنند. مقایسه کوتاهی بین شبکه‌های استانی نشان از نوعی کج سلیقگی و گرفتار شدن در کلیشه‌های دهه هفتادی دارد. استفاده از رنگ‌های خنثی، دکورهای قدیمی، مجریانی با استایل کلاسیک، پخش موسیقی‌های نه چندان عامه پسند و… همه و همه مواردی هستند که این شبکه‌ها را در چرخه‌‎ای باطل گرفتار کرده‌اند. ولی در این بین استان‌هایی مثل فارس و اصفهان که همواره در موضوعات مختلف در ترازوی قیاس با آذربایجان‌شرقی قرار داشته‌اند، به نظر می رسد در جذب مخاطب موفق تر از مدیران شبکه استانی سهند عمل کرده اند. برنامه های «خوشا شیراز» در شبکه استانی فارس و «زنده رود» در شبکه استانی اصفهان حالا چند سالی است صبح‌های جمعه را نه تنها برای مردمان این دو استان که حتی برای مردم تمام کشور، جذاب و متفاوت کرده است. برنامه‌هایی گفتگو محور که با بهره‌گیری از دکور های متفاوت در فضاهای تاریخی این دو شهر مهم گردشگری اجرا می‌شوند. برنامه‌هایی که با استفاده از روش‌های مختلفی همچون جذب حامی و اسپانسر مشکل همیشگی ِکمبود بودجه را در صدا و سیما دور زده‌اند و میهمانان خود را از بین بازیگران و چهره‌های مطرح کشور انتخاب می‌کنند. برنامه‌های گفتگو محور ساده‌ای که مخاطب ایرانی را با خود همراه می‌سازد. ایده ها و خوش سلیقگی‌های ساده‌ای که انگار بین مسئولان استانی ما طرفدار چندانی ندارد.

استفاده از زبان بومی؛ برگ برنده برنامه‌های شبکه سهند

اگر خندوانه و دورهمی از پر بیننده‌ترین برنامه‌های صدا و سیمای ملی باشند، برنامه خبری ساعت ۲۳ شبانه، پر بیننده ترین برنامه شبکه استانی سهند است. پس از آن برنامه‌هایی مثل کندیمیز و گئجه‌لر در رتبه‌های بعدی پر مخاطب‌ترین برنامه‌های این شبکه تلویزیونی قرار گرفته‌اند. البته این نکته در مورد سریال‌هایی که گاهی توسط این شبکه تولید می‌شود هم صدق می‌کند. سریال هایی که با وجود همراهی خوب مخاطب، از لحاظ کیفی حرف زیادی برای گفتن ندارند و ادبیات ترکی بازیگران آنها انگار از سیاره‌ای دیگر به قاب جادویی تلویزیون رسیده است، چرا که مردم عادی هیچ گاه شبیه شخصیت‌های این سریال ها صحبت نمی‌کنند. با این وجود مخاطب شبکه سهند ارتباط خوبی با این سریال‌ها برقرار می‌کند. . شاید نکته مهم در این برنامه ها، تکیه و اساس آنها بر استفاده از زبان ترکی و بومی منطقه باشد. نکته مهمی که مخاطب استانی را بدون لکنت و مکث با خود همراه می‌کند. حال شاید توجه به همین موضوع ساده و دریافتن این پیام مهم بتواند کار مسئولان را راحت‌تر کند.

 

صدا و سیمایی که نیروهای کاربلد خود را بدرقه می‌کند

تولید برنامه هایی مثل خندوانه و دورهمی شاید در شبکه سهند دور از تصور نبود اگر آذربایجان‌شرقی توان نگهداری از نیروهای متخصص و کاربلد خود مثل رضا رشیدپور و جلال سلیمانی را داشت. مجریانی که با بی توجهی و محدود کردن فضای کاری در استان، به پایتخت کوچ کردند تا امروز از موفق ترین برنامه سازان کشور باشند؛ جایی دور از دیار خود.
از نگاهی دیگر، اگر قانون در کشور چارچوب مشخص و واحدی داشته باشد، انگار این چارچوب و قوانین در آذربایجان شرقی همیشه کمی متفاوت تر و حتی سخت‌گیرانه تر عمل کرده است. آنقدر سخت‌گیر و غیر قابل نفوذ که با وجود برخی نیروهای خوشفکر و متخصص در بدنه این شبکه، باز هم جایی برای استفاده از طرح ها و برنامه‌های مخاطبپسند در دل خود باز نمی‌کند. شاید مدیران این شبکه همیشه با محافظه کاری و تلاش برای حفظ شرایط فعلی، در تلاش بوده اند برای حفظ صندلی مدیریتی خود که برنامه‌های چالشی کمترین جایگاه را در کنداکتور برنامه‌های شبکه سهند به خود اختصاص بدهد.
همین وضعیت باعث شده شبکه سهند آذربایجان شرقی پشت به مخاطب روشنفکر خود کرده ( البته بعید به نظر می رسد قشر روشنفکر تمایلی به صدا و سیمای ملی داشته باشند) و تنها برای معدود گروه هایی برنامه تولید می کند. نکته جالب توجه‌تر وقتی است که متوجه شویم همین برنامه‌های نه چندان مطلوب و چشمگیر، در جشنواره سالانه تولیدات صدا و سیما موفق به کسب جایزه در بخش‌های مختلف می‌شوند. یعنی همین دلیل دیگری است برای مقایسه شبکه‌های استانی با یکدیگر. شبکه‌هایی که مشخص نیست با چه هدف و کارکردی راه اندازی شده اند وقتی تلاشی برای بهبود سطح کیفی برنامه های تولیدی خود ندارند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب