پایگاه خبری - تحلیلی هم‌نوا

خرداد ۲۸, ۱۳۹۸ / June 18, 2019

رمضان روحانيت و اخلاق عمومى

سيدقاسم ناظمي
چرا آمارها و گزارش‌هاى ميدانى از وضعيت اخلاق عمومى، ما را به تكاپو و تلاش براى تجديد نظر در مديريت اجتماعى وا نمى‌دارد؟ چرا نهادهاى متولى اخلاق و دين جامعه، وظايف اصلى خود را واگذارده و به امورى نامرتبط مى پردازند؟ چرا برنامه‌هاى آموزشى ما نمى‌تواند نسلى را تربيت كند كه حداقل‌هاى اخلاقى را پذيرا و به آن پايبند باشد؟ و چراهاى بسيارى كه بايد به آن پاسخ‌هاى اساسى پيدا كرد والا جامعه به سمت يك فروپاشى اخلاقى پيش خواهد رفت!

در دهه ۷۰ كه در دانشگاه ادبيات مى خواندم سوالى اذيتم مى كرد؛ چرا اخلاق عمومى در جامعه ما به شدت در حال افول و فراموشى است؟ و چرا در مقايسه با دهه‌هاى پيشين ما مدام با بحران اخلاقى و يا بهتر بگويم با فروپاشى اخلاقى مواجهيم؟

روزى اين سوال را در راه پله دانشكده با استادى در ميان گذاشتم و پاسخ ساده اما قابل تاملى دريافت كردم، استاد گفت: كودكان دهه‌هاى قبل گلستان و بوستان مى خواندند و سعدى در اين كتابها حكيمانه و به زبان داستان رفتار و اخلاق اجتماعى را به مخاطبش ياد مى داد و خواننده نتيجه رفتار صواب و ناصواب را در موقعيت‌هاى مختلف به عينه مشاهده مى كرد. همين آموزش غير مستقيم ملكه ذهن مخاطب مى شد و رفتار او را در سالهاى زندگى شكل مى داد اما كودك امروز در بهترين وضعيت سرودهاى يه توپ دارم قلقليه/ سرخ و سفيد و آبيه… را ازبر مى كند و متاسفانه از پدر و مادر و نظام آموزشى هم چيز قابل توجهى كه بتواند به زندگيش نظام و معنا ببخشد، ياد نمى گيرد. وضع جامعه امروز ما نتيجه همين نظام آموزشى و ارزشى است.

البته طبيعى است كه وضعيت اخلاقى جامعه ما انحصارا معطوف به اين گزاره نيست و عوامل بسيارى در اين افول و فرود اخلاقى جامعه دخيلند، از سوى ديگر اين وضعيت منحصر به قشرى از جامعه هم نيست و نمود اين وضعيت در فرادستان و فرودستان جامعه از مسئولان، مديران و توانمندان گرفته تا ضعفا، طبقات زيرين و محرومان به فراخور قابل مشاهده و رصد مى باشد. در اين ميان آنچه موجب تعجب است بى توجهى سياستگذاران و متوليان جامعه به چنين آسيب جدى است. جاى تعجب است كه ما در مقابل شيوع يك بيمارى قابل كنترل، همه امكانات كشور را براى مبارزه بسيج مى كنيم اما با اينكه هر روز شاهد فروپاشى اخلاقى جامعه هستيم كك مان هم نمى گزد و آستينى بالا نمى زنيم!

چرا آمارها و گزارش‌هاى ميدانى از وضعيت اخلاق عمومى، ما را به تكاپو و تلاش براى تجديد نظر در مديريت اجتماعى وا نمى‌دارد؟ چرا نهادهاى متولى اخلاق و دين جامعه، وظايف اصلى خود را واگذارده و به امورى نامرتبط مى پردازند؟ چرا برنامه‌هاى آموزشى ما نمى‌تواند نسلى را تربيت كند كه حداقل‌هاى اخلاقى را پذيرا و به آن پايبند باشد؟ و چراهاى بسيارى كه بايد به آن پاسخ‌هاى اساسى پيدا كرد والا جامعه به سمت يك فروپاشى اخلاقى پيش خواهد رفت!

چندي پيش  دفتر مطالعات استراتژيك رياست جمهوري گزارشي تهيه كرده كه به نظر تكان دهنده است.

بر اساس مفاد اين گزارش، اعتماد بين آحاد جامعه ايران به ۱۰ درصد رسيده است، شاخص صداقت و امانتداري به ۸ درصد و اين ارقام در كشورهاي حوزه اسکانديناوي بالاي ۷۰ درصد است، يعنى جامعه به واقع دچار يك سقوط اخلاقي شديد شده است. آن وقت از طرف ديگر، شاخص كلاهبرداري ۷۵ درصد خود را بالا کشيده است.

اينها نشان مي‌دهد كه اگر اين روش ادامه يابد شرايط پيچيده تر خواهد شد. مسأله، ديگر فقط بحران اقتصادي نيست، عدم صداقت و دروغگويي گسترده در حال آسيب‌زدن به كل جامعه است. اين يعني نهاد خانواده هم از اين ناحيه صدمه‌هاي اساسي مي‌بيند.

اين گزارش در گفت و گوى يكى از كارشناسان با جرايد مطرح شده است و همين براى ايجاد يك نگرانى اساسى و جدى در بين حوزه‌هاى علميه، دانشگاهها و مسئولان فرهنگى و اجتماعى بايد كافى باشد. بايد نگران بود كه جامعه دينى از حداقل‌هاى اخلاقى فاصله گرفته، در حالى كه پيامبر اين جامعه براى دعوت مردم به كمال اخلاق برگزيده شده است! و حداقل انتظار از اين جامعه اين است كه احكام و گزاره‌هاى اخلاقى را رعايت و عمل نمايد، بى شك اين احكام صادر نشده اند تا از آنها براى تفاخر و پز دادن در مقابل اقوام ديگر بهره ببريم و چون به خلوت مى رويم آن كار ديگر كنيم!

در اين روزها كه مهمان رمضانيم، شايسته آن است كه اخلاق را دريابيم و بيش از آنكه در باره‌اش سخن مى گوييم، عمل كنيم. درخت اخلاق با عمل تناور مى شود و جامعه ما براى زيستى انسانى به اخلاق عملى نيازمند است. اگر در جامعه ايرانى اخلاق را متاثر از دين بدانيم، قطعا پيشتاز عمومى كردن آن بايد حوزه‌هاى علميه و روحانيت باشند.

كاش حوزه‌هاى علميه همان قدر كه به تربيت فيلمساز و داستان نويس و جامعه شناس و كارشناس علوم سياسى اهتمام دارد، به تربيت معلمان اخلاق عملى هم توجه نمايد. غفلت روحانيت از توجه به اخلاق در دهه‌هاى گذشته آسيب‌هاى زيادى متوجه جامعه ايرانى كرده است و من بر اين باورم كه مسير اصلاح بسيارى از آسيب‌هاى اجتماعى و حتى اقتصادى جامعه ما توجه به اخلاق و عمومى كردن آن است و حوزه‌هاى علميه و روحانيت با تمام نقاط ضعف، چنين ظرفيتى را دارند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب