پایگاه خبری - تحلیلی هم‌نوا

اردیبهشت ۵, ۱۳۹۸ / April 25, 2019

رضا سرابی اقدم:

تنها هدف من احیای مدنیت شهر تبریز است

فاطمه فرشباف
رضا سرابی مجموعه دار تبریزی در نشستی خبری در مورد مسائل مطرح شده اخیر پیرامون موزه مشاغل حاضر شد.

به گزارش خبرنگار همنوا، صبح روز پنجشنبه رضا سرابی مجموعه دار تبریزی در نشستی خبری در مورد مسائل مطرح شده اخیر پیرامون موزه مشاغل حاضر شد.

تنها هدف من احیای مدنیت شهر تبریز است

سرابی در جمع خبرنگاران گفت: هدف این جلسه روشنگری درباره برخی خبرهایی است که در مورد موزه مشاغل پخش شده است. من از ۴۰ سال قبل شروع به جمع آوری اشیا قیمتی و قدیمی کرده ام و تنها هدفم از این کار احیای فرهنگ و تمدن و مدنیت شهر تبریز است که برای آیندگان بماند و دنبال هیچ گونه منفعت مادی نیستم. غیر از این که برای جمع آوری این میراث هزینه های کلان و وقت بسیاری را صرف کردم چیز دیگری عایدم نشده است. من برای پیدا کردن بعضی از این اشیا حدود هفت یا هشت سال وقت صرف کردم فقط برای اینکه می خواهم فقط مقداری از تاریخ تبریز را روشن کنم. من به اکثر موزه های تبریز اشیا هدیه کرده ام.

او در مورد شروع به کار موزه مشاغل ادامه داد: همزمان با ثبت جهانی بازار تبریز، این نیاز ایجاد شد تا بازار و مشاغل تبریز را به نوعی به دنیا معرفی کنیم. لزوم ایجاد موزه ای که به بازار مربوط باشد احساس می شد. من وسایل اولیه ی این موزه را جمع آوری کردم و آن زمان با یکی از مدیران تخمین زده شد که در کنار بازار سازه ای مختص این موزه ساخته شود. ما می خواستیم مشاغلی که در زمان های قدیم در تبریز بود را به همان شکلی که وجود داشت به مردم نشان دهیم. به جای اینکه فقط چندین بطری دارو در ویترین قرار دهیم، عین مغازه ای که در زمان احمدشاه بود را به نمایش بگذاریم و حس آن زمان را به مردم انتقال دهیم.  این کار برای من یک وظیفه و رسالت بود که باید انجام می دادم.

وسایل این موزه خود به خود به دست نیامده

سرابی درباره تجهیز موزه مشاغل افزود: وقتی که ساختمان این موزه شروع به تاسیس کرد من هم شروع به اضافه کردن وسایل کردم. تامین وسایل هزینه های بسیاری برای من داشت که برای تامین هزینه‌ها قرض می کردم و به هر زحمتی که بود این وسایل را جمع آوری کردم. هیچ کدام از اشیای موزه خود به خود به دست نیامده. هنگام چیدمان موزه شبانه روز تلاش کردم و زحمت کشیدم. گاهی خودم هزینه ی کارگر می دادم تا کارها بهتر جلو برود. تقریبا یکسال مانده به افتتاح موزه شروع به کار کردم. چون محل موزه یک یخچال تاریخی بود قرار شد بخشی تحت عنوان موزه آب هم اضافه شود. بالاخره بعد از مشقات فراوان و به دست معاون رئیس جمهور این موزه افتتاح شد. طبقه ای از آن را به موزه ی مشاغل اختصاص دادیم و سایر طبقات فعلا خالی بود تا بعدا سایر مجموعه ها را هم در آن به نمایش بگذاریم. پیشنهاد شد تا طبقه ای از این موزه به آقای جدیدالاسلام و مجموعه عکس‌های تاریخی ایشان اختصاص یابد.

این مجموعه‌دار تبریزی درباره اهمیت موزه مشاغل توضیح داد: بزرگترین مزیت این موزه ارجینال بودن آن است. تمام وسایل آن اصل است و اکثرا هم منحصر به فرد و نایاب هستند مثلا دستگاه تلگرافی که در موزه مشاغل قرار دارد قدیمی ترین دستگاه تلگرافی است که در ایران وجود داشته که حتی در موزه پست و تلگراف هم نیست. انتظار داشتیم این موزه رفته رفته رونق پیدا کند و بعضی کارها در آن انجام شود ولی متاسفانه سوت و کور ماند. نه آن را تبلیغ کردند و نه رونقی به آن دادند. ما پیشنهادات زیادی برای بهبود وضعیت موزه می دادیم ولی کسی توجهی نمی‌کرد. حتی یک تابلوی درست و مناسب هم جهت معرفی این موزه در جایی نصب نکردند.

او در مورد مشکلاتش پس از تاسیس موزه گفت: من برای ساختن این موزه هزینه ی زیادی کرده بودم و بدهکار بودم و حتی طلبکاران خانه مرا در قبال این بدهی ها ازدستم درآوردند. فقط برای اینکه برای این شهر کاری کرده باشم. در زمان آقای نجفی که برای اینکه مقداری از مشکلاتم کم شود دستور داده شد تا وسایل موزه کارشناسی شود و مبلغی تعیین شود تا به من داده شود که از مشکلاتم کم شود و موزه در جای خود بماند. شهرداری خود برای میراث فرهنگی نامه ای نوشت و کارشناس دعوت کردند و قیمت گذاری و اعلام شد. ولی مدام امروز و فردا کردند و گفتند بودجه نداریم. هر روز بدهی های من هم افزایش می یافت. موزه هم کار نمی کرد و اکثر روزها تعطیل بود. ما پیشنهاد دایم که موزه را به ما واگذار کنند و اگر درآمدی هم داشته باشد هم برای موزه خرج می کنم و هم برای بدهی ها. ما در جلسه ای که در سینمای موزه با شهردار و نماینده شهرداری و سایر مدیران داشتیم قرار بر این شد که موزه را در اختیار من بگذارند. شهرداری ۲۷ میلیون هر ماه خرج این موزه می کرد، قرار شد موزه را من تحویل یگریم و  ۲۷ میلیون را از محل درآمد موزه تقبل کنم.

لانه موش لابه لای اسناد موزه مشاغل

رضا سرابی درباره سخنان شهردار منطقه هشت تبریز تصریح کرد: آقای شهردار گفته اند تعطیلی موزه کذب محض است ولی دیگر یک موزه چگونه می تواند تعطیل باشد؟ در تعطیلات عید روزانه نزدیک ۲۰۰ نفر به من زنگ می زدند و می گفتند چرا موزه تعطیل است. به حراست و شهرداری اصرار می کردم که موزه را باز کنند تا مردم بازدید کنند ولی می گفتند کسی را ندارند تا در موزه بماند.

سرابی در مورد وضعیت نظافت موزه افزود: من خودم شیشه های آنجا را پاک و مغازه ها را گردگیری می کنم و کسی به جز من نیست به آن ها رسیدگی کند. موش در انجا لانه کرده و در مغازه خیاطی پارچه ها و در سایر مغازه ها اسناد را می خورد.

وی ادامه داد: من وسایلم را در این موزه نگذاشتم که در بسته بماند و اشیا هم از بین بروند که اگر اینگونه بود در خانه ی خودم نگهداری می کردم. از روز افتتاح موزه حتی یک قلم وسیله هم به موزه اضافه نکرده اند. یا موزه را به من بدهند تا خود اداره کنم و کیفیتش را ارتقا دهم یا به دست فرد کاربلدی بدهند و یا من وسایل خود را از آنجا برمی دارم. در مورد من ادعا کرده اند که من دنبال منافع مادی هستم که اگر این طور بود خیلی وقت پیش ها این کار را می کردم.

 

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب