پایگاه خبری - تحلیلی هم‌نوا

خرداد ۱, ۱۳۹۸ / May 22, 2019

تبريزِ آتش به جان

آتش که به جان بازار تبريز افتاد، جايي در عميقترين رگ و ريشههاي تبريزيها هم با شعلههاي اين آتش سوخت. انگار هيچ اهميتي نداشت که يکي از مغازههاي سراي ايکي قاپوليلار براي ما باشد و يا زندگي و دارايي خودمان گرفتار شعلههاي آتش باشد. اسم بازار و آتش که بيايد انگار همه گرفتار شدهايم در دردي مشترک.

اختصاصی/همنوا

سراي رنگي‌رنگي بازار تبريز آتش گرفت. جايي که سرزمين دوست داشتني بچه‌ها بود با آن همه سنجاق سر، گيره و کش مو، شانه‌هاي عروسکي، تل‌هاي گل‌دار، کيف پول‌هاي زرد و صورتي، ساعت مچي‌هاي چيني، اسباب بازي هاي پلاستيکي و هزار و يک چيز ديگر. حالا تمام آن قشنگي‌ها ذوب شده و تنها مشتي خاکستر باقي مانده است.

چهارشنبه شب کمي بعد از افطار که شهر کم کم داشت آرام مي‌شد، خبر رسيد جان شهر مي‌سوزد و مي‌سوزد. نيروهاي امدادي از تمام ايستگا‌ه هاي آتش نشاني سطح تبريز اولين کساني بودند که خود را به محل حادثه رساندند. چشمان‌شان مقابل هجوم آتش سوخت ولي باز هم دست از کار نکشيدند. گرما و حرارت آتش بي‌تاب‌شان کرد ولي باز هم خسته نشدند. انگار تعصبي پنهان براي حفظ اين دژ تاريخي و کهنسال در پس ذهن همه تبريزي‌ها شکل گرفته و آتش‌نشانان هم با تکيه بر همين تعصب با جانفشاني در کمتر از پنج ساعت اين آتش سوزي را مهار کردند.

هر چند اطفا آتش سوزي در کمترين زمان ممکن با حداکثر توان يکي از مهمترين اصول کاري در شغل آتش نشاني است ولي وقتي پاي بازار تبريز در ميان باشد انگار همه چيز فرم ديگري به خود مي گيرد. مثلا تصور کنيد آتش سوزي چهارشنبه شب به جاي ايکي قاپلي به جان يکي از اين برج هاي مدرنِ تازه احداث مي افتاد، باز هم دل مردمان شهر اينطور آتش مي گرفت؟

رد خاطره‌اي درخشان و عميق از بازار تاريخي تبريز آنچنان در روح و جان مردمان اين شهر ريشه دوانده که وقتي صحبت از دالان‌هاي تو در تو و سراهاي کوچک و بزرگ بازار مي‌شود، نمي‌توان در آن چهارشنبه‌ شبِ تلخ به راحتي و بي‌خيال خوابيد. درد بازاري‌ها درد همه مي‌شود و انگار يکي از آن مغازه‌هاي رنگي رنگي، مغازه خودمان باشد.

«بازاري‌هاي تبريز» تنها يک واژه و معرفي ساده نيست؛ بازاري‌ها واژه‌اي تجميع شده از مرام، غيرت، گشاده دستي، مهرباني و خيلي چيزهاي خوب ديگر است. همشهري‌هايي که براي همه مردم شهر آشنا هستند و خودي. شايد همين محبت عميق باشد که گره مي‌زند نگراني‌ها و دوستي‌ها را در يکديگر.

بازار و بازاري‌ها قلب کهن شهر تبريز هستند که گره اين اتحاد و همدلي مردمي را ايجاد کرده‌اند. پيوند و اتحادي که از کسبه نگران و پر آشوب گرفته تا امام جمعه تبريز را از همان دقايق اوليه اين حادثه به بازار کشاند. از مسئولان شهري گرفته تا مديران ميراث فرهنگي. از خبرنگاران گرفته تا شهرونداني که دوست دارند خبرنگار باشند. همه و همه پاي کار آمدند.

همه پاي کار آمده‌اند تا در کنار بازاري‌هايي باشند که در ميان شعله‌هاي آتش، سرمايه هاي مالي زندگي‌شان را از دست دادند. پاي کار آمده‌اند تا دوباره رنگ نو  به اين زيباي تاريخي بزنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب